Salha-ye-Sokoot
34 های سکوت سال ها، ی چهل کیلومتر. در اثر صدمات، سختی ناحیه بودیم ولی در جاهای مختلف تقریباً به فاصله ی زندان و نیز از کمبود غذا، چربی، گوشت و عدم پوشا ک و لباس های بیست و یک ماهه خشونت ی ایشان از پای درآمد و همان زمستان درجه زیر صفر سیبری، هیکل فرسوده و خسته ۵۳ در سرمای اول به مرض سل گرفتار شدند و نتوانستند جان به سلامت دربرند. در اوایل آوریل همان زمستان در ماه بعد از ورود به سیبری بنده روزی به ملاقات ایشان رفتم با وجود این که دستمال در ۵ حدود شان بود کردند همان تبسم ملیح و شیرین همیشگی نقش سیمای نورانی دست و خون استفراغ می ی الهی خم نموده و به قضایای وارده راضی و به درگاه و سر تسلیم و رضا در مقابل مشیّت و اراده مولی و مقتدای اهل بهاء شا کر و سپاسگزار بودند و چند دفعه فرمودند دعا کنید که همه به رضای جمال مبارک که عین رضای خداست موفق شویم.
Made with FlippingBook
RkJQdWJsaXNoZXIy MTA1OTk2