تب‌های اولیه

انفرادیه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های دوازده زن و یک زن، نگاهی به کتاب «شکنجه‌‌‌‌ی‌ سفید»

منصوره شجاعی

«سلول انفرادی مثل یک قوطی دربسته است. هیچ اراده‌ای برای بازکردن درِ آن نداری...هر بار ناگهان و بدون آمادگی قبلی با صدای بلندِ برخوردِ قفل به در، درِ آن را باز می‌کنند. هروقت که کسی اراده کند می‌تواند این کار را انجام دهد،‌ هرکسی غیر از خودت.»

«شبی به درازای دوازده سال»، سرودی در ستایش پیروزی اراده

عرفان ثابتی

ادواردو گالیانو، نویسنده‌ی نامدار اروگوئه‌ای که پس از کودتای نظامیان در مونته‌ویدئو بازداشت شد، می‌گوید: «مرا در اتومبیلی چپاندند و بردند و در سلولی محبوس کردند. اسمم را با ناخن روی دیوار خراشیدم. شب‌ها صدای داد و فریاد می‌شنیدم. بعد از چند روز آزاد شدم. من همیشه خوش‌شانس بوده‌ام.»

لیئا تسیمل: وکیلی خشمگین و کماکان امیدوار

فرناز سیفی

مستند وکیل زندگی و فعالیت حرفه‌ای لیئا تسیمل را به تصویر می‌کشد. این وکیل مدافع حقوق بشر به مدت نیم قرن است که از شهروندان فلسطین در دادگاه‌های اسرائیل دفاع می‌کند. مستند «وکیل» تاکنون برنده‌ی ۶ جایزه‌ی بین‌المللی و نامزد دریافت جوایز در دست‌کم ۱۲ جشنواره‌ی دیگر شده است.

چیزهایی درباره‌ی شکنجه

امید آرام

آن‌چه از همه‌ی این‌ها مهم‌تر است و در ذهن من و شاید هر‌کس که شکنجه را تجربه کرده از همه پررنگ‌تر می‌نماید نگاه دیگران به مسئله‌ی شکنجه است. این اولین سؤال آزاردهنده‌ی بعد از خلاصی: «کتکت هم زدند؟»

جواز شکنجه و شخصیت شکنجه‌گر

فریبا داودی مهاجر

«اسلحه را گذاشت روی شانه‌ی من و رفیقم را تیر باران کرد.» این گفته‌ی مردی محکوم به اعدام است که پس از سه بار سکته‌ی مغزی، در حالی که فلج شده بود، آزاد شد و چندی بعد در نهایت فقر درگذشت. روایت‌های ایرانیانی که شکنجه‌های در زندان و حتی خارج از آن را تحمل کرده‌اند بی‌شمار است. شکنجه‌هایی که آثار روانی و جسمی‌اش، حتی بر خانواده‌ی آن‌ها و نسلی که شاهد این شکنجه‌ها بوده، آثاری بلند مدت دارد...

روایت زنان از شلاق در جمهوری اسلامی

نهال تابش

به گزارش سازمان عفو بین‌الملل، در دهه‌ی ۶۰، شایع‌ترین نوع شکنجه، شلاق زدن با تازیانه یا کابل بود. عنوان رسمیِ شلاق در این دوران «تعزیر» بود.