زنده باد انقلاب!
جرمی پاپکین
اهمیت انقلاب فرانسه برای امروز ما صرفاً کوششهای رادیکال آن برای وسعت بخشیدن به معانی آزادی و برابری نیست. جنبشی که در سال ۱۷۸۹ آغاز شد همچنین نشان داد که چه خطراتی در تلاش برای بازسازی یکشبهی کل جامعه نهفته است.
اهمیت انقلاب فرانسه برای امروز ما صرفاً کوششهای رادیکال آن برای وسعت بخشیدن به معانی آزادی و برابری نیست. جنبشی که در سال ۱۷۸۹ آغاز شد همچنین نشان داد که چه خطراتی در تلاش برای بازسازی یکشبهی کل جامعه نهفته است.
مترو جای عجیب و متناقضی است. قطارها که قرار بوده محل گذر افراد باشند، تبدیل شده به فروشگاهِ پرهیاهویی که در آن همه جور آدم از شیر مرغ تا جان آدمیزاد دادوستد میکند. ویزیتُور، لباسزیر میفروشد؛ کارشناس جهانگردی، دستکش؛ آهنگر، دستمال کاغذی؛ لیسانسهی زبان، بدلیجات؛ دانشجوی مدیریت، گیاهان خشک دارویی.
ترزیناشتات خانهای برای یهودیان بود، که نازیها به آنها «اهدا کرده بودند»، روشی از سوی نازیها تا بتوانند عموم جهانیان را در مورد نسلکشی و کشتار یهودیان بفریبند. ترزیناشتات نوعی توهم بود: کبکبه و دبدبهی شهری بافرهنگ، علتِ وجودی آن را که بیرحمی و کشتار بود پنهان میکرد.
«گذر عاشقانهی عمر» نوشتهی خدیجه مقدم، فعال حقوق زنان و محیطزیست، بیش از هر چیز مروری بر حرکتها و جنبشهای اجتماعیای است که در چهل سال اخیر، مبانی جامعهی مدنی ایران را بنا نهادهاند.
در تحلیل و مخالفت با حکم اعدام زیاد گفتیم و شنیدیم. من، مأمن رضایی، در سلسله پادکستهای «رفیق اعدامی» در تلاش هستم که فهمی از حال و هوای فرد زندانی در لحظاتی به دست آورم که همبندش را، که نقش رفیق و خانواده پیدا کرده، اعدام میکنند.
این مقاله به این وجه از اندیشهی طباطبایی میپردازد و در آن استدلال میشود که او اندیشمندی «ملی» گراست، اما نوعی از ملیگرایی فلسفی که مبتنی بر خوانش خاصی از تاریخ فرهنگی و سیاسی ایران، آن هم متأثر از هگل، فیلسوف تاریخگرای آلمانی، است. در این نوشتار با استناد به آثار طباطبایی نشان دادهام که آنچه او «تداوم ایرانزمین از نظر تاریخی و تاریخ اندیشه»
کسی در این شکی ندارد که خواندن کتابهای بیشتر برای شما سودمند خواهد بود. آنهایی که به ویژه ادبیات داستانی میخوانند معمولاً به این دلیل که زندگی شخصیتهای پیچیدهای را تجربه میکنند، بهتر میتوانند احساسات دیگران را درک کنند و حساسیت اخلاقی بیشتری دارند. مطالعهی ادبیات غیرداستانی دانش شما و وسعت نظرتان را افزایش میدهد.
گفتگوی عمومی فرانسویان دربارهی اسلام اخیراً موجی از مناقشات را در سطح بینالمللی به راه انداخته است. اغلب فرانسویان نمیدانند تاریخ ارتباط آنها با اسلام چقدر طولانی است و اغلب آن را به چند دههی اخیر محدود میدانند که طی آن اسلام در فرانسه به دین دوم تبدیل شد و از پروتستانتیسم و دین یهود پیشی گرفت.
انسان موجودی داستانگو است: روایتها را سر هم میکنیم تا جهانمان را بنا سازیم. فرقی هم نمیکند که روی دیوارهی غارهای لاسکو باشد یا صفحهی طلایی ذخیرهشده در فضاپیمای وویِجر؛ انسان تمایل دارد که خود و آنچه را که برایش ارزشمند است از طریق کلمات، کنشها و حتی سکوت با دیگران در میان گذارد.
در تحلیل و مخالفت با حکم اعدام زیاد گفتیم و شنیدیم. من، مأمن رضایی، در سلسله پادکستهای «رفیق اعدامی» در تلاش هستم که فهمی از حال و هوای فرد زندانی در لحظاتی به دست آورم که همبندش را، که نقش رفیق و خانواده پیدا کرده، اعدام میکنند.
«یا او مرده یا ساعت من ایستاده»، نام نمایشگاهی است از سه هنرمند ایرانی: رامین و رکنی حائریزاده و حسام رحمانیان. این نمایشگاه پاییز امسال در موزهی شیرن فرانکفورت افتتاح شد و با نقاشی، فیلم و چیدمانی منحصربهفرد بیننده را با موضوعاتی روبهرو کرد که هم بسیار ایرانیاند و هم جهانی. این نمایشگاه نیز مانند کارهای دیگر این سه هنرمند نگاهی است طنزآلود به ما و وقایع و واقعیتهای پیرامون ما.
هانا آرنت از خلوت خود لذت میبرد اما در عین حال باور داشت که تنهایی میتواند انسانها را مستعد پذیرش استبداد کند.
سال ۲۰۲۰ گرچه سالی استثنائی با دشواریهای فراوان برای بشر بود، با این حال ۱۲ ماه گذشته دستاوردها و پیروزیهای چشمگیری در زمینهی محیط زیست، فرهنگ، حقوق بشر و حتی حوزهی سلامت هم در بر داشت. در ادامه به ۲۰ نمونه از این پیشرفتها اشاره میشود.
پروفسور لیزا فلدمن بارِت معتقد است که نحوهی تفسیرِ ما از احساسات به عواملی مانند محل زندگی و چگونگی تربیت وابسته است؛ درک نکردن این حقیقت زندگی را برای بشر دشوارتر میکند.
«میتوان بهشت را جهنم جلوه داد و برعکس؛ و میتوان فلاکتبارترین شکل زندگی را بهشت جلوه داد.» این نقل قول از هیتلر در کتاب نبرد من ممکن است برای انسانِ امروز کلیشه به نظر برسد زیرا انتظار میرود که رشد فکری، گردش آزاد اطلاعات و در مجموع فرایند افزایش آگاهی، آسیبپذیریِ او را در برابر چنین تلاشهایی کاهش داده باشد. آیا بهراستی چنین شده است؟
کتاب آثار مفقود شامل ۷۴ داستان از کافکا است که دو قطعه آن از پیش هرگز به انگلیسی منتشر نشده است. مایکل هافمَن، شاعر و مترجم، در این مجموعه هر چند بر میراث سردرگمیهایی کافکایی میافزاید اما با آشناییزدایی از کافکایی که تصور میکنیم میشناسیم، روشنگری نیز میکند.
روزنامهی «نیویورک تایمز» ابتدا با این قتل مثل هر قتل دیگری برخورد کرد: جنووزه یکی از دیگر قربانیان حملات وحشیانه در خیابانهای نیویورک بود. اما دو هفتهی بعد، گزارش این قتل در صفحهی اول این روزنامه منتشر شد. پای هیچ کشف خیرهکنندهی جدیدی در میان نبود اما این بار چارچوب خبر فرق داشت: همسایهها کجا بودند؟ چطور دلشان آمده بود بیرحمانه فریادهای قربانیای را که خواهان کمک بود نادیده بگیرند؟
ما ملودیهای مشهورِ سمفونیهای سوم، پنجم، ششم یا نهم یا کنسرتو پیانوها و سوناتها یا قطعات موسیقیِ مجلسی بتهوون را برای هزارمین بار در فیلمها، آگهیهای تجاری یا کنسرتها میشنویم. اما تیغ بُرندهی این موسیقی به علت مصرف بیش از حد کُند شده است. به عبارت دیگر، ماهیت به شدت سیاسی موسیقیِ بتهوون ــ ماهیت شورشی، انقلابی، عمیقاً دموکراتیک و آزادیخواهانهاش ــ را از یاد برده و از آن غافل شدهایم.
در سال ۲۰۰۰، تسای جن-هوی، استاد معماری در دانشگاه ملی فناوری تایپه، دیوارهای محوطهی دانشگاه را تخریب کرد و به جای آن، فضای خندقمانندی ساخت که از آبِ بازیافت شده و باران تغذیه میشد. علاوه بر این، اقداماتی در دانشگاه به منظور حفاظت از محیط زیست و کاهش دما انجام داد. برای مثال، با الهام از درختان ــ و ترکیب آنها ــ برای دانشگاه، سردر ورودیای بنا کرد و به طراحی بامها و بالکنهایی سازگار با محیط زیست پرداخت؛ افزون بر این، آبنماها و سیستم پیادهرو نفوذپذیری را ایجاد کرد.
فیلسوف فرانسوی نظریهاش را چنین خلاصه کرده است: «هیچگاه ما آزادتر از وقتی نبودهایم که تحت اشغال حکومت آلمان بودیم.» بینش اصلی سارتر این بود که ما زمانی کاملاً به حدود آزادی خود و سرشت حقیقی آن واقف میشویم که از حیث فیزیکی و جسمانی از عمل و فعالیت کردن بازمیمانیم. اگر او برحق باشد، آنگاه این بیماریِ همهگیر فرصتی است برای آنکه بار دیگر دریابیم که منظور از آزاد بودن چیست.
پس از گذشت بیش از پنجاه سال از مبارزات فمینیستی برای آزاد کردن زنان از خانه، چه بر سر پیوند میان زنان، خانه و خانهداری آمد؟ حالا که زنان بهمراتب بیش از دهههای پیشین وارد بازار کار شدهاند، آیا دولتها و جوامع فکری به حال تقسیم وظایف خانگی کردهاند؟ در روزگاری که بهرسمیت شناخته شدن زنان مشروط به فعالیت اقتصادیشان شده است، موقعیت زنان خانهدار چگونه است؟
ترکیه، شاید به دلیل موقعیت جغرافیایی و سیاسیاش که مثل پلی میان خاورمیانه و آسیای مرکزی و اروپاست، همواره کشوری مهاجرپذیر و مسیر گذر مهاجرتهای جمعی بوده است. اما در چند سال اخیر وضعیت پناهجویان در ترکیه بسیار تغییر کرده و به مسئلهای ملی و بینالمللی تبدیل شده است.