همدلی و سیاست
کلر یورک
همدلی فضای سیاسی را گسترش میدهد، به تعداد بیشتری فرصت میدهد تا اظهارنظر کنند و باعث جلب توجه به دیدگاههای گوناگون میشود. در نتیجه، همدلی میتواند در فعالیتهای حیاتیِ معطوف به بهبود عدالت اجتماعی نقش مؤثری ایفا کند.
همدلی فضای سیاسی را گسترش میدهد، به تعداد بیشتری فرصت میدهد تا اظهارنظر کنند و باعث جلب توجه به دیدگاههای گوناگون میشود. در نتیجه، همدلی میتواند در فعالیتهای حیاتیِ معطوف به بهبود عدالت اجتماعی نقش مؤثری ایفا کند.
«تاب آوردن اوین»، نمایشگاهی که انوشه آشوری حدود دو سال پس از آزادی، با حمایت سازمان عفو بینالملل در لندن ترتیب داده است، دریچهای هر چند کوچک به درک آن چیزی باز میکند که او و افرادی در وضعیت مشابه وی از سرگذراندهاند.
<p dir="rtl">ظاهراً سلطان محمد گفته بود «هیچ یهودیای در مراکش وجود ندارد. ما تنها شهروندان مراکشی داریم.» عجیب نیست که مقامات ویشی از این نوع صحبتها خوششان نمیآمد و سلطان بارها و بارها با آنها سرشاخ شده بود.</p>
چند سالی است که مرسن به داستانِ آدمهای مختلف گوش میدهد، روایتِ آنها را مینویسد، و با صدای گرمش برای ما تعریف میکند.
این سؤال ممنوعه در کانون این کتابِ جذاب قرار دارد. ممکن است که ما از بحث دربارهی آن بیزار باشیم، اما عدهای همیشه دارند پشت درهای بسته قیمت زندگیِ آدمها را محاسبه میکنند.
فرهنگ کنونیِ ما، از چیدمانهای هنری تا مقالههای شخصی و رمانهای مبتنی بر راویِ اول شخص، دلمشغول ایدهی تجربهی شخصیِ افراد است.
خاطراتی از زندگیِ روزمرهی مردمانی معمولی از اوایل قرن چهاردهم خورشیدی تا بحبوحهی جنگ ایران و عراق، که در کمتر کتاب تاریخی به آنها توجه شده است.
بازیابی یا خلق هویتی شخصی و جمعی در مواجهه با تبعیض و فرودستانگاری، یکی از دغدغههای تاریخیِ سیاهپوستان است.
خداناباوری و خداباوری چارچوبهای رقیبی برای تبیین «کلان»پدیدههایی نظیر هستی، نظم، اخلاق، آزادی و آگاهیاند.
بر خلاف اصولی مثل عدالت و آزادی، همبستگی تا قبل از میانهی قرن نوزدهم، یعنی کمی پیش از آنکه به شعار جنبش کارگری تبدیل شود، مفهوم سیاسیِ پرطرفداری نبود.
در چین سخنی بر سرِ زبانها است مبنی بر اینکه مطالعهی یک کتابِ ممنوع در شبی برفی یکی از لذتهای واقعیِ زندگی است.
احزاب چگونه چراغ حقیقتگویی را در انسان خاموش میسازند؟ آیا دموکراسی بدون احزاب قابل تصور است؟
پژوهشها نشان میدهد که بیثباتیِ اقتصادی و اجتماعی، ناامیدی نسبت به آینده، موانع و محدودیتهای سیاسی، تحریم و فساد از جمله مهمترین دلایل مهاجرت از ایران است.
وزیری بسیار دلسوزانه و متعصبانه معتقد بود که موسیقی ایران با ابزار فرهنگ موسیقی غربی میبایست متحول گردد و در این راه هم زحمت زیادی کشیده و آهنگهای زیادی هم ساخته است.
«همه، بیآنکه هرگز اسناد و مدارک را بررسی کنند، عقیده دارند که دشمن مرتکب جنایت شده است و جنایتهای طرفِ خودی را باور ندارند.»
دورههای طرفداری از اروپا در روسیه اغلب مقارن با علائم موفقیت اروپا و پروژهی اروپایی است و توسط آن برانگیخته میشود. برعکس، سرخوردگی از اروپا و شیوع نیروهای ضداروپایی در روسیه مقارن با دورههایی از بحران، بیثباتی و تردید در درون خودِ اروپاست.
نزدیک به صد سال قبل در زمان شورش و کشتاری بزرگ در خاورمیانه، زنی به نام یاشار در دفترچهی خاطراتِ روزانهاش به نحوی استعاری میدان جنگ را با تمام ساکنانش از جمله انسانها، حیوانات، گیاهان، صخرهها و دشتها ثبت کرد.
گرچه بسیاری از مردم اسمِ رالز را نشنیدهاند اما نظراتش انقلابی در فلسفهی سیاسی به راه انداخته و شاید تنها اندیشمند یکصد سالِ اخیر است که همه به جایگاه او در کانون اندیشهی سیاسیِ غرب، در کنار کسانی مثل افلاطون، تامس هابز، آدام اسمیت و کارل مارکس، اقرار میکنند.
در این سرزمینِ جنگ و خوف هیچکسی به اندازهی زنان به زندگی وفادار نبوده است، هرچند زیر هزاران مشکل و موانع قامتشان له شده است.