تب‌های اولیه

رسیدگی به بی‌عدالتی دیروز، شرطِ فردایی عادلانه‌ برای ایران

نسیم صحرا (مقرب)

به گذشته و آیندهی ایران که فکر می‌کنم، می‌بینم برگ‌های دفتر تاریخ و فرهنگ این سرزمین همان‌قدر سرشار از رنج است که سرشار از امید؛ امید به پیروزیِ روشنی بر تاریکی، امید به سرآمدنِ زمستان، امید به فردای بهتر. گویی رنج و امید دو روی سکهی زندگی انسان ایرانی است. این که این امید و آرزوی همیشگی چه کارکردی دارد یک داستان است، این که فردای بهتری که به آن امیدوار شویم چه ویژگی‌هایی دارد داستانی دیگر.

پیکاسو، لورکا، کاپا... سرنوشت تبعیدی‌هایی که از اسپانیای ژنرال فرانکو گریختند

سم جونز

فدریکو گارسیا لورکای در حال مرگ، به یکباره همچون یک عروسک خیمهشببازیِ بیتاروپود، به گودالی در یکی از بلوارهای اصلی مادرید فرو میافتد؛ یک ویولونیست پناهنده به دوربین رابرت کاپا خیره میشود؛ و چشمان زن جوانی که پابلو پیکاسو ۷۱ سال قبل آن‌ها را ترسیم می‌کند، برای اولینبار در معرض نگاه خیرهی عموم گذاشته شدهاند.

چرا بلاروس مرا به آینده‌ی اروپا امیدوار می‌کند؟

ناتالی نوگِرِد

در ماه دسامبر برای شرکت در سمیناری با حضور گروهی از مورخان اروپایی به مینسک رفتم. در چند مایلی پایتخت بلاروس از محل ارتکاب بعضی از بدترین جنایت‌های قرن بیستم به دست نازی‌ها و پلیس مخفی استالین دیدار کردیم. در این چند روز، با برخی از جوانان بلاروسی نیز صحبت کردم، جوانانی که مرا به آینده‌ی اروپای واقعاً متحد امیدوار کردند.

چه چیزی درباره‌ی آلمان نازی ناگفته مانده است؟

فیلیپ اولترمان

از بین صدها سندی که نویسنده و تصویرگر آلمانی، نورا کروگ، از بایگانی‌ها و بازار کهنه‌فروش‌ها بیرون کشیده و در کتاب خاطرات مصورِ چندلایه و تودرتویش منتشر کرده، دو تا که از نظر عاطفی بسیار جالب‌اند به قارچ‌ها مربوط می‌شوند.

به سوی بوستان هنرمندان

ایرج قانونی

اگر از سمت غرب و در خیابان کریمخان به سمت بوستان هنرمندان بروی، یعنی از بهترین سمت، نخست از خیابان حافظ می‌گذری و اسم او پیش از هر چیز خاطرت را معطر می‌کند. حافظ بهترین دروازه‌ی نزدیک شدن به سرای هنر است.

میان تاریخ و آینده: مکان‌های خاطره؛ گفت‌وگو با شهلا شفیق

غزل صدر

مفهوم مکان‌های خاطره را پی‌یر نورا، مورخ و اندیشمند فرانسوی (متولد ۱۹۳۱، پاریس)، در دهه‌ی ۱۹۷۰ مطرح کرد. به‌گفته‌ی او، «مکان خاطره» ممکن است جایی واقعی باشد یا پدیده‌ای صرفاً ذهنی که خاطره در آن شکل می‌گیرد و ماندگار می‌شود و کارکردی «علیه فراموشی» به خود می‌گیرد.

سفر، فراموشی و یاد

ایرج قانونی

سفر کردن چیست و چه ارتباطی با آزادی دارد؟ سفر با «حضور» ما چه می‌کند؟ آیا عکس‌هایمان از سفر، واقعیتی از آن لحظه به ما نشان می‌دهند؟