تب‌های اولیه

در پرورشگاه‌های دوران چائوشسکو چه می‌گذشت؟

شان واکر

در این سه دهه تنها تعداد انگشتشماری از مسئولان حکومتِ سرکوب‌گر چائوشسکو به صورت قانونی مجازات شدهاند و تا کنون هیچ پرونده‌ی جنایی‌ای در مورد دهها هزار کودکی که در شبکه‌ی غیرانسانی بازداشتگاه‌های کودکان مورد آزار قرار گرفتند تشکیل نشده است. به نظر می‌رسد که اوضاع به زودی تغییر خواهد کرد.

رهبرى رنگین‌کمانى، مشارکتى، افقى و گردشى، آینده‌ای مطلوب برای فردای ایران

میترا صفاری

وجود گروههاى قومی گوناگون بلوچ، ترک، فارس، کرد، لر، عرب، با باورهاى متفاوت دینى-مذهبى، زبانها و فرهنگهاى متفاوت، این سرزمین را از ظرفیتهاى اجتماعى، فرهنگى، اقتصادى و سیاسى چشمگیری برخوردار کرده است.

مسیر آینده، راهی که باید برعکس مسیر فعلی باشد

شعله پاکروان

من عاشق درختها و کوهها و دشت و بیابانهای ایران‌ام. عاشق کوچههای تنگ و بوی خاک. عاشق زبان فارسی و حتی تعارف کردنهایی که گاهی بوی ریاکاری میدهند ولی وقتی در کلیت فرهنگ ایران به آن نگاه میکنیم، می‌بینیم که ریشه در احترام دارند.

رسیدگی به بی‌عدالتی دیروز، شرطِ فردایی عادلانه‌ برای ایران

نسیم صحرا (مقرب)

به گذشته و آیندهی ایران که فکر می‌کنم، می‌بینم برگ‌های دفتر تاریخ و فرهنگ این سرزمین همان‌قدر سرشار از رنج است که سرشار از امید؛ امید به پیروزیِ روشنی بر تاریکی، امید به سرآمدنِ زمستان، امید به فردای بهتر. گویی رنج و امید دو روی سکهی زندگی انسان ایرانی است. این که این امید و آرزوی همیشگی چه کارکردی دارد یک داستان است، این که فردای بهتری که به آن امیدوار شویم چه ویژگی‌هایی دارد داستانی دیگر.

آینده‌ی ایران از مسیر توسعه‌ی اجتماعی‌-حقوقی می‌گذرد

حسین رئیسی

ایران، برای من با زنان و مردانی معنا میشود که نه فقط برای آب و خاک بلکه برای آزادی، رهایی از ظلم و ستم و زندگی در صلح، آسایش و سعادتمندی مبارزه کرده و میکنند. زنان و مردانی که از ظلم در هر جای دنیا متأثر و متألم میشوند و سرزمین و آب و خاک را ابزاری برای ستم قرار نمیدهند.

آرزویم، ایرانی با نگاه و رویکردی سوسیالیستی است

زهرا باقری‌شاد

ایران برای من یعنی «مردم»، یعنی «انسان»‌هایی که در جزیرهای محصور شده در ناملایمات، با توان شگفتانگیزی همچنان به زندگی ادامه میدهند. اعتراف میکنم که موقع فکر کردن دربارهی ایران، نه موقعیت ویژه‌‌ی جغرافیایی و استراتژیک آن به ذهنم خطور میکند و نه ویژگیهای تاریخی و فرهنگی.

شناخت گذشته و حال، اولین قدم به سوی مسیر آینده‌ی مطلوب

روزبه میرابراهیمی

 ایران نام زادگاهم است و یادآور زخم‌ها و دردها و حسرت‌های شخصی و اجتماعی. اما ایران را وطن خود نمی‌بینم، چون وطن برای من جایی است که در آن غریبه نباشم و احساس امنیت و آرامش کنم از آن‌چه هستم و آن‌گونه که فکر می‌کنم.

چرا گذشته‌ی تاریک خود را از یاد می‌بریم؟

گری یانگ

درست بعد از جنگ جهانى دوم، آلمانی‌ها مجبور بودند که برای دریافت کوپنِ مایحتاج اساسی خود فیلم‌های مستندی را درباره‌ی اوضاع هولناک اردوگاه‌های کار اجباری تماشا کنند. اما آن طور که تونى جوت در کتابش دوران پس از جنگ می‌گوید مردم به سالن می‌رفتند اما به پرده نگاه نمی‌کردند. سال‌ها بعد، یک نویسندهی آلمانى به نام استفان هرملین نوشت: «در فضاى نیمهتاریک سالن، مىتوانستم ببینم که اکثر مردم از اول تا آخر فیلم، روى خود را برگردانده‌اند.