یادی از فروغ در استانبول؛ سخنرانیِ فرزانه میلانی
غزل صدر
دیروز عصر خانم فرزانه میلانی به کافهای در استانبول آمد تا دربارهی شهیرترین زن شاعر معاصر، فروغ فرخزاد، و کتابی که دربارهی او نوشته است، سخن بگوید.
دیروز عصر خانم فرزانه میلانی به کافهای در استانبول آمد تا دربارهی شهیرترین زن شاعر معاصر، فروغ فرخزاد، و کتابی که دربارهی او نوشته است، سخن بگوید.
فردا با پرواز ساعت ۲ بعدازظهر به استانبول خواهیم رفت. هیچ درکی ندارم از این که استانبول چطور جاییست، جز عکسهایی که در اینستاگرام دیدهام و رنگهای شاد و بورِک و کباب ترکی و ایرانیهایی که مثل من و خانوادهام استانبول را برای دیدار پس از سالها دوری انتخاب کردهاند. استانبول برای ما شده است میعادگاه دیدار. جاهای دیگری هم بود که میتوانستیم انتخاب کنیم، مثلاً گرجستان. مثلاً قبرس یا ارمنستان، با اینحال اغلب استانبول را انتخاب میکنیم.
یادی از هرانت دینک روزنامهنگار برجستهی ارمنیتبار که از مهمترین منادیان آشتی ترکها و ارمنیهای ترکیه بود، و حدود ۱۷ سال پیش به دست یک نوجوان ناسیونالیست تندرو در استانبول کشته شد.
کردهای استانبول مکانهای تجمع مخصوص به خود را دارند. از چایخانهها و کافهها گرفته تا بارهایی با موزیک زندهی کردی و مراکز فرهنگی با تمرکز بر فرهنگ، موسیقی و زبان کردی از بیشترین مکانهایی هستند که با تأکید بر هویت کردی رنگ جدیدی به استانبول میدهند. این مجموعه عکس از محلههای کردنشین و مراکز تجمع آنها در استانبول گرفته شده است.
آرا گولر به «چشم استانبول» و «عکاس استانبول» معروف بود و حالا یک سال پس از درگذشت او موزهی هنر مدرن استانبول با همراهی موزهی آرا گولر نمایشگاه عکسی از آثار این عکاس شهیر برگزار کرده است. این نمایشگاه که به عکسهای او از استانبول اختصاص دارد، شامل تعدادی از وسایل شخصیاش، مثل دوربین لایکای او، نیز هست.
در ینگه دنیا، پیرمردی دوستداشتنی و اهل شیراز بود که در شهری کوچک از توابع ایالت نیویورک نزدیک خانهی ما زندگی میکرد. در آن شهر کوچک، که تعداد ایرانیان زیاد نبود، لطف او شامل حال ما هم شده بود و گاه به دیدارش میرفتیم و او نیز به خانهی ما میآمد...
در محوطهی بیرونی مسجد سلطان احمد استانبول، جایی هست که وضوخانهای هم ساختهاند و نزدیک آن، زیر سایهی درختان پیر و بلند، نیمکتهایی هست که مسافران و بازدیدکنندگان بر روی آن مینشینند و استراحت میکنند و گپی میزنند. مسجد سلطان احمد، خلاف ایاصوفیه که دیگر به موزه تبدیل شده است، هنوز...
ده نویسنده دربارهی مکانهایی مینویسند که از آنجا مهاجرت کردهاند، به آنجا بازگشتهاند، آنجا را به خاطر سپردهاند، و آنجا را خانهی خود میخوانند. این مجموعه دربردارندهی ده رویکرد است نسبت به تغییر، و تفاوت میان تصورات و واقعیت. هر نویسنده ما را با خود به سفری کوتاه به زادگاهش میبرد -از گذشته تا حال.