تب‌های اولیه

فمینیسم برای تمام فصول یک کتاب

منصوره شجاعی

چرا میانگین سالانه‌ی حقوق زنانِ دارای مدرک کارشناسی یا بالاتر در اکثر کشورها به نحو چشمگیری پایین‌تر از میزان درآمد مردان (با همان مدرک آموزشی) است؟ چرا پسران و مردان، در خانه و مدرسه و محل کار، به پرخاشگری و تسلط بر موقعیت گرایش دارند، در حالی که دختران و زنان به دلسوزی و نمایش رفتاری بیشتر «حمایتی» گرایش دارند؟

شیدایی میان ماندن و بازگشتن

منصوره شجاعی

تهران، شهرِ هفتم از هفت شهر کتاب «سودای نسرین» است. آن‌جا که مسافران سرگردان طریقِ عشق و صبر و هجر از جای‌جای عالمِ سیر در سایه‌ی سودای نسرین به یکدیگر وصل می‌شوند. هریک از هفت فصل (بخوان هفت شهر) کتاب، به شرح احوال یکی از شخصیت‌های داستان می‌پردازد تا عاقبت راز سر به مهر تمام شخصیت‌های این داستان بلند در تهران سمر می‌شود.

یک کتاب و ۲۶ داستان از موزه‌های زنان

منصوره شجاعی

چگونه می‌توان تجربه‌های زنان ده کشور از پنج قاره‌ی جهان را در جمع‌آوری و‌ نگهداری منابع تاریخ اجتماعی، فرهنگی و سیاسی زنان در یک کتاب گرد آورد؟ آیا انتقال تاریخ اجتماعی زنان کشورهای مختلف از طریق تجربه‌های روایی در یک کتاب امکان‌پذیراست؟ آیا اساساً چنین تلاشی ضروری است؟ آیا موزه‌های زنان یا مکان‌های تبارشناسی تاریخ اجتماعی زنان فضایی برای توسعه‌ی رویکرد تعلیم و تربیت فمینیستی است؟‌ آیا نگاه جنسیتی به تعلیم و تربیت موجب تحول در حافظه‌ی جمعی زنان می‌شود؟ اصولاً رویکرد جنسیتی و مباحث مربوط به جنبش‌های فمینیستی چگونه از طریق حافظه‌ی جمعی انعکاس می‌یابد؟

نوشتن در اتاقی از آنِ همه!

منصوره شجاعی

کتاب سایه‌روشن نمونه‌ای است از یک روایت چندصدایی و ترکیبی است از یک تحقیق جامعه‌شناختی/مردم‌شناختی با چاشنی ادبیات. این کتاب حاصل «هم‌نوشتی» پانزده زنِ اکثراً مهاجر و پناهنده‌ی ساکن هلند است که زیر نظر دکتر هاله قریشی و همکارش کریستین برینکخریو طی یک دوره‌ی کارگاه آموزشی سرگذشت‌نامه‌نویسی در سال ۲۰۱۰ به زبان هلندی تهیه و تدوین شده است.

نگاهی به کتاب «درآمدی بر جنبش زنان در افغانستان»

منصوره شجاعی

ابراهیم داریوش، با یادآوری اهمیت و ضرورت برخورداری از رویکرد بومی/جهانی در ترسیم نقشه‌ی راه، هدایت و گسترش جنبش‌های مستقل زنان منطقه پرسش‌هایی را پیش روی ما می‌گذارد:‌ آیا این امر روند فروکاهیدن جنبشی مردمی به جنبش تشکل‌های وارداتی است؟ آیا جنبش زنان افغان در دوران پس از طالبان را می‌توان «برساخته‌ی سازمان‌های مردم‌نهاد وارداتی» دانست؟

چریکه‌ی تارا از زبان «زن، زندگی، آزادی»

منصوره شجاعی

روزهایی که بهرام بیضائی فیلم «چریکه‌ی تارا» را می‌ساخت، روزهایِ رؤیازاییِ مردمان ایران بود. و او از معدود هنرمندان و روشنفکرانی بود که در همان ایام پرآشوب انقلاب ۵۷ پیش‌بینی کرد که رؤیاهای ما در زمینی که با خیشِ نفرت و زور و خشونت زیر و رو می‌شد بارور نخواهد شد.

آواز و آوازه‌های بند زنان اوین

منصوره شجاعی

«بند زنان سیاسی اوین»، محصور در میان تپه‌های کوهپایه‌ی البرز در شمال تهران، حدود چهل سال است که به این نام شهرت دارد. چند بار از این تپه به آن تپه نقل مکان کرده است اما مقام‌های مسئول پسوند «سیاسی» را به آن اضافه نکرده‌اند چون ادعا می‌کنند که «ما زندانی سیاسی نداریم»!