تب‌های اولیه

سیاست بخشایش

پیتر سالمون

در دیدار پل سلان، شاعر یهودی، با مارتین هایدگر، فیلسوف مرتبط با نازی‌ها، چه گذشت؟

زندگی ما، تنها دارایی ما

آنتونیا کیس

ایستاده بر بلندای صخرهای، حس سردرگمی و سرگشتگی پریشانتان میسازد. نه تنها از سقوط میترسید، بلکه واهمه دارید که مبادا در برابر میل به پرتاب کردن خود تسلیم شوید. هیچ مانعی پیش روی شما نیست. هراس، اضطراب، و دلهره این‌جا نمایان میشوند.

نامیرایی

به کوشش ایرج قانونی

گوته یک وقت گفت که هرچند او تردیدی درباره‌ی نامیرایی ما (انسان‌ها) ندارد، اما همه‌ی ما نیز یک جور نامیرا نیستیم ــ حتی جلالت زندگی پسین ما بسته به آن است که چه اندازه بزرگ باشیم. به اعتباری این اندیشه پرتویی بر مفهوم‌های به راستی متضادی که به ذهن می‌رسد می‌افکند که، چیرگیِ روح بر مرگ به اندازه‌ی قدرت روح است، یا آنکه هرچه روح مهم‌تر و جایگزین‌ناپذیرتر باشد نیستی‌اش تصورناپذیرتر است. «همه‌ی ما یک جور نامیرا نیستیم.»

راهنمای هانا آرنت برای دوستی

سال اوسترلیتز

هانا آرنت دوست خوبی بود. زمانی که دختر نوجوانی بود، مادر و پدرخوانده‌اش دیدار با آشنایی به نام آنه مندلسون را برای او قدغن کرده بودند اما او به هر ترتیبی که شده، پیاده در شب به شهر کوچک مجاور رفت، به پنجره‌ی آنه سنگ‌ریزه پرتاب کرد، و دوستی مادام‌العمری را با او بنا نهاد...

لباس‌ها چه می‌گویند؟

شهیدا بَری

لباس‌ها به ما چه می‌گویند؟ لباس‌ حقیقت را می‌پوشاند یا آشکار می‌کند؟ چه رابطه‌ای میان لباس‌ و «خود» ما وجود دارد؟ چرا فیلسوفان به ندرت در باب لباس‌ تأمل کرده‌اند؟