مرثیهای بر فراموشی زبان و فرهنگ
سوما نگهدارینیا
به تابلوها، ویترین مغازهها و نوشتههایی که همهجا در احاطهشان بودم، نگاه میکردم، چیزی نمیفهمیدم و تنها به حدس و گمانها بسنده میکردم. در آن روزهای ابتدایی ورودم به سرزمین جدید، چیزی که بیشتر از آدمها، فضای شهری و شیوهی زندگی مردمان برایم غریب مینمود، کلمهها بودند.
