روایتی از ۹ روز زندگی زیر باران بمبهای تهران: «ما رها شدهایم؟»
به دوستم میگویم چطور از «چه باید کرد» رسیدیم به «چه میشود» و او هم مثل من جوابی ندارد. مثل خیلی از سؤالات دیگری که در گیجی سریع فاجعهها بدون پاسخ عبور میکنند و فاجعهی بعدی میآید.
به دوستم میگویم چطور از «چه باید کرد» رسیدیم به «چه میشود» و او هم مثل من جوابی ندارد. مثل خیلی از سؤالات دیگری که در گیجی سریع فاجعهها بدون پاسخ عبور میکنند و فاجعهی بعدی میآید.
اخیراً جناحهاى راست و چپ (به طور گستردهای) جاى خود را عوض کردهاند. همان کسانی که به سوگواری سنتشکنی و افسونزدایی از جهان نشسته بودند ــ و مطمئناً در خودِ دوران روشنگری واپسگرا و مخالف بودند ــ هماکنون به استقبال آن رفتهاند. کسانی که احتمالاً در قرون هفدهم و هجدهم از علاقهمندان به آن بودهاند، نمیتوانند بحث آزادی، احساسات و استدلال را با بردهداری و استعمار سازگار کنند.
ایران درودی، زنی که همواره به نامش مفتخر بود، اکنون از میان ما رفته و امروز در قطعهی هنرمندان بهشت زهرا آرام گرفته است... او رفته اما ۱۲۵ اثری که به مردم ایران هدیه کرده روزی در جایی از این شهر به نمایش درمیآیند و حماسهی ایران را دگربار میسرایند.
بر اساس تحقیقات بنیاد برومند، از ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ تا ۳۱ شهریور ۱۴۰۰ دستکم ۵۸۴۶ نفر به خاطر جرائم مرتبط با مواد مخدر در ایران اعدام شدهاند. مقامات و دستگاههای رسمی حکومت اصرار دارند که هدف از این اعدامها فقط مجازات قاچاقچیان و فروشندگان مواد مخدر است. اما مروری بر تاریخچهی قوانین مرتبط با مواد مخدر و نحوهی اجرای آنها نشان میدهد که مصرفکنندگان و معتادان به مواد مخدر نیز از این مجازاتها در امان نیستند و چه بسا اصلیترین قربانیان این اعدامها باشند.
سیروس آموزگار حقوق و اقتصاد خوانده و فارغالتحصیل دورهی دکترای اقتصاد در بریتانیا بود، و همزمان با روزنامهنگاری در دانشگاههای ایران تدریس میکرد. او که دوستیِ نزدیکی با داریوش همایون داشت، در ابتدای کار روزنامهی «آیندگان» به دعوت همایون مدتی از گردانندگان این روزنامه بود. سیروس علینژاد، حدود ۵ سال پیش با او دربارهی نقشی که در «آیندگان» داشت گفتگوی کوتاهی کرده است.
وقتی از گاندی پرسیدند که دربارهی تمدن غربی چه فکر میکند او ظاهراً پاسخ داد که به گمانش ایدهی خوبی خواهد بود. هرچند تصور میشود که این اظهارنظر معروف نوعی رد کردنِ همراه با طعن و کنایه است، اما در واقع گاندی دربارهی موضوع تمدن غربی بسیار اندیشیده و سخن گفته است. ماهاتمای آینده در بیانیهی «حکومت بومی هند» در سال 1909 تمایل پادشاهی بریتانیا به بسط و گسترش تمدن غربی را نه چندان مزوّرانه بلکه بیشتر انتحاری معرفی میکند.
محمود و دوستانش از مردم افغانستان و اهل هراتاند. محمود میخواهد اول کوچکترها حرف بزنند. داوودِ دوازده ساله و احمدِ یازده ساله با هم خویشاوندی نزدیکی دارند. داوود سه ماه قبل و احمد دو ماه پیش به ایران آمدهاند و همراه هم از پنج صبح تا شش بعد از ظهر زبالهگردی میکنند.
ناوالنی پس از ورود به مسکو دستگیر شد و همانطور که شرط بسته بود، دستگیریاش به جرقهای برای شعلهور شدن اعتراضات گسترده علیه کرملین تبدیل شد. تظاهرات، میادین 180 شهر، از کریمهی اشغالی تا ولادیووستک را فرا گرفت. تمام اقشار مردم خواهان آزادی او بودند. اما این انقلاب نیمبند به هیچ وجه، نه به طور جدی حکومت بیستسالهی پوتین را تهدید کرد و نه از کنترل او بر اوضاع کشور کاست.
ایران تاب پرسشگریهای او را نداشته است. گویی از سرِ ما زیاد بوده است. در اشاره به ایران، صرفاً به نظام سیاسیِ ستمکار و ویرانگر ایران نظر ندارم، به نظام فرهنگی و ساختارهای ریزودرشت نهادهای آموزشی آن هم نظر دارم، ساختارها و نهادهایی که در همهی این سالها به شیوهای آشکار با اندیشیدن و نقد و تفکر انتقادی سر جدال و دشمنی داشته است.
بر اساس مطالعهی «مرکز مطالعات زنان در تلویزیون و فیلم دانشگاه سن دیهگو» در ۱۰۰ فیلم پرفروش سال ۲۰۱۹، زنان ۲۰ درصد از نقشهای پشت صحنه را برعهده داشتند که ۴ درصد نسبت به سال ۲۰۱۸ افزایش داشته است. با این حال، همچنان عمدتاً مردان عهدهدار مشاغل کلیدی همچون کارگردانی و فیلمبرداری هستند.
این کتاب شرح مبسوطی است دربارهی تحقیقات پیرامون مرگ فعال محیط زیست هندوراسی، برْتا کاسرس، برندهی جایزهی گولدمن در سال 2014، که در سال 2016، در چهل سالگی ترور شد؛ یا به عبارت دیگر، داستان سدها و جوخههای مرگ و نبرد بومیان کشور هندوراس برای حفظ محیط زیست کرهی زمین.
اعتیاد به مواد مخدر و آسیبهای ناشی از آن، همچون کلاف سردرگمی است که از دههها پیش در جامعهی ایران غلت میخورد و هر روز بیشتر از قبل درهم میپیچد. سعید مدنی، جامعهشناسی که سالها در این حوزه پژوهش کرده، در گفتوگو با آسو به بررسی وضعیت موجود میپردازد و توضیح میدهد که چرا روشهای به کار برده شده برای کنترل اعتیاد، تاکنون موفق نبوده است.
هرچند حضور بیست سالهی جامعهی جهانی در افغانستان به تأسیس نظام سیاسی-اقتصادیِ باثبات و قابلاتکایی نینجامید اما این تمام قصهی ۲۰ سال گذشتهی افغانستان نیست.
قانون حمورابی. ماگنا کارتا. اعلامیهی استقلال. در طول تاریخ بشر، چنین نوشتههایی ادعا کردهاند که مردم شایستهی آزادی، امنیت و شرافتاند. چرا بهرغم تفاوتهای فرهنگی عظیم میان قارهها و تنوع اجتماعی شدید در پهنای هر قاره، مفاهیم بنیادین در این بیانیههای حقوق بشر عمدتاً ثابت باقی ماندهاند؟ به گفتهی دو نفر از دانشمندان دانشگاه براون، علت این است که همهی انسانها از نظر نظام عصبی به یکدیگر شباهت دارند.
صلح، با آنکه یکی از کهنترین آرمانهای بشری است، هرگز تا پیش از کانت به مفهومی کلیدی در فلسفه بدل نشده بود؛ سهل است، این موضوع هنوز هم در فلسفه بحثی حاشیهای به شمار میرود. در عوض، ستایش از جنگ در آثار برخی فیلسوفان مانند هگل به چشم میخورد. کانت اولین فیلسوفی در تاریخ است که واژهی «صلح» را در عنوان یکی از آثارش به کار میبَرَد، یعنی در به سوی صلح جاودان: طرحی فلسفی (۱۷۹۵)
بیش از یک دههی قبل در خیابان انقلاب، بهویژه حد فاصل چهارراه ولیعصر تا میدان انقلاب، آنقدر کتابهای خواندنیِ دست دوم و نو در بساط دستفروشها به چشم میخورد که نمیشد به راحتی از آنها گذشت.
نویسنده در توصیف «رویدادهای ۶۸» نوشته: «آنچه مایهی حیرت اسکروتن شده بود، بیزاری و نفرت دانشجویان از طبقهی بورژوایی بود که به نوبهی خود آزادی و رفاه فرانسه را بر فراز ویرانههای جنگ جهانی دوم و اشغال نازیها احیا کرده بود.» این کمابیش حرف دل بسیاری از کسانی است که انقلاب ۱۳۵۷علیه محمدرضاشاه پهلوی را حرکتی احساسی، و نه برخواسته از آیندهنگری و دوراندیشی میدانند.
هنر فرشتهای است که چشم از آن نمیتوان برگرفت، فرشتهای که وجودش برای زندگی ما حیاتی است. تمدنی که نخواهد دوباره اما این بار به دور از خشونتِ عالم واقع، با ظرافت و با فاصلهای شورانگیز (پِی تاسِ فاصله، نیچه) دیده شود زنده میماند اما بیروح و افسرده زنده میماند، مثل اشیاء و فسیلها! ما فقط یک بار روی زمین زندگی نمیکنیم و از دست نمیدهیم و به دست نمیآوریم بلکه پیش از آن بارها شکستها و پیروزیهای خود را تخیل میکنیم، بارها پیش از لحظهی سرنوشتساز به بازیِ ذهنی دربارهی آنها مشغول میشویم.
نکتهی مثبت جشنوارهی امسال حضور پررنگتر سینماگران زن بود. در چند سال اخیر، شاهد باز شدن تدریجی دری بودیم که بهطور سنتی به روی زنان بسته بود. این گشایش نشان داد که تبعیض جنسیتی که پیش از این آگاهانه یا ناآگاهانه بر نیمی از هنرمندان اعمال میشد تا چه حد جوامع بشری را از بخشی از هنر محروم ساخته بود.