جستجوی نانِ خشک در حوالی میرداماد
یادداشتی از تهران
در روزهای جنگ، اینکه از خانه بیرون نمیآمدیم جز برای ضروریات مرا یادِ سریال مشهور واکینگ دد هم میانداخت که انسانها شبها نباید به هیچوجه از خانه میآمدند بیرون چون زامبیها مشغول کار بودند.
در روزهای جنگ، اینکه از خانه بیرون نمیآمدیم جز برای ضروریات مرا یادِ سریال مشهور واکینگ دد هم میانداخت که انسانها شبها نباید به هیچوجه از خانه میآمدند بیرون چون زامبیها مشغول کار بودند.
از میان شعرهایی که از طاهره قرةالعین (۱۲۳۰– ۱۲۶۸ ه. ق.) تاکنون به دست ما رسیده، به جرئت میتوان گفت که غزل «چهره به چهره...» بیش از هر شعری دیگری در دوران معاصر به نام طاهره خوانده شده و در همان حال انتساب این شعر را به طاهره بیش از هر شعر دیگری به پرسش کشیده و رد و انکار کردهاند.
مدیر گروه در اپلیکیشن «بَله» برای اعضای گروه پیغام گذاشته که از فردا تا شنبهی آینده به ساختمان دانشگاه برویم که وسایل شخصیمان را جمع کنیم و ببریم. فعلاً از هشت عضو گروه فقط با سه نفرمان قرارداد ششماهه تمدید میشود و باقی روانهی خانه شدهایم.
انتشارات آگاه بیش از دو هزار عنوان کتاب در کارنامه دارد که برخی از آنها هر کدام دو سه ماه کار برده و برخی دیگر چند سال. شفیعی کدکنی حق داشت در تقدیمنامچهی کتاب اسرارالتوحید برای حسینخانی بنویسد: «برای دوست بسيار عزيز و... آقای حسينخانی كه در كار اين كتاب زحمت او كمتر از من نبوده است...».
میان زمین و هوا، جایی معلق، جوری که تا به حال تجربه نکردهام. در آستانهی پذیرش کامل هر آنچه ممکن است روی دهد. جدایی کامل از هر آنچه تا به حال میکردهام. شغلهای از دست رفته، درآمدهای کوچکی که حالا به صفر رسیدهاند.
با آزاده پورزند، پژوهشگر و کنشگر حقوق بشر که تجربههایش در محل تلاقی دانشگاه، سیاستگذاری و کنشگری مدنی شکل گرفته است، دربارهی شیوههای گفتوگو و شنیدن صداهای مخالف مصاحبه کردهایم.
اینجا اصفهان و در نزدیکی پل تاریخی خواجو در کوچهی سروستان یک خانهی دو طبقهی قدیمی من را به بیست سال قبل میبرد جایی که برای نخستینبار پا به این مکان گذاشتم. اینجا خانهی یدالله موقن مترجم و مؤلف صاحب اندیشه است.
دو تعریف از نادانی وجود دارد. اولین معنای این واژه عبارت است از بیدانشی یا بیمیلی به دانستن، در حالی که دومین معنا معطوف به روابط است؛ برای مثال، وقتی که تصمیم میگیریم رفتار یا شخص خاصی را نادیده بگیریم.
ما ایرانیھا انگار ھیچوقت زندگی معمولی نداشتهایم. ھر کداممان، از ھر وقتی به دنیا آمدهایم، پا به دنیایی گذاشتهایم که تقریباً اختیار ھیچ چیزش دست خودمان نبوده است.
این مقاله به بررسی موضع و نقش بهائیان در انقلاب مشروطه (۱۹۰۵-۱۹۱۱) میپردازد. پژوهش حاضر نشان میدهد، در حالی که بابیان ازلی به دنبال «انقلاب از بیرون» و تغییر رأس هرم قدرت بودند، بهائیان، به رهبری عبدالبهاء، بر تدریجباوریِ اجتماعی و «انقلاب از درون» از طریق اصلاحات مدنی نظیر آموزش همگانی، تأسیس مدارس نوین و ترویج برابری جنسیتی متمرکز شدند.
روزهایی که بهرام بیضائی فیلم «چریکهی تارا» را میساخت، روزهایِ رؤیازاییِ مردمان ایران بود. و او از معدود هنرمندان و روشنفکرانی بود که در همان ایام پرآشوب انقلاب ۵۷ پیشبینی کرد که رؤیاهای ما در زمینی که با خیشِ نفرت و زور و خشونت زیر و رو میشد بارور نخواهد شد.
میدانها، از تهران تا روستای قادیکُلای بابل، هر شب شاهد حضور جمعیت بیشوکمی است، پرچم به دست، جمعیتی که اینروزها تلویزیون جمهوری اسلامی از آنها به عنوان «اُمت مبعوثشده» یاد میکند؛ زنان و مردانی که به تشویق صداوسیما و چهرههای سیاسی «میدان را خالی نمیکنند».
یکی از باورهای رایج در حوزهی فناوری که محل بحث بسیار بوده این است که فناوری در ذات خود نه خوب است و نه بد؛ و این نحوهی استفاده انسانهاست که به آن ارزش و معنا میدهد.
این گزارش از زبان مادری روایت میشود که تصمیم گرفته در شهر محل سکونتش، تهران، فرزند ششسالهاش را با واقعیت روبهرو کند. او رویارویی با جنگ را به کتمان و پاسخهای سطحی ترجیح میدهد.
گاندی به ایدهی استقلال هند باور داشت، استقلالی که نوعی انقلاب به شمار میرفت. اما به نظر او راه دستیابی به استقلال از مسیر توسل به زور و استفاده از قدرت و نیروی قهریهی دولت علیه دشمنان نمیگذشت. او به انقلاب خشونتآمیز عقیده نداشت.
امروز سخن گفتن از «حکومت جهانی» نوعی خیالبافی به نظر میرسد. اما در آن زمان تعداد بسیار زیادی از آدمهای معقول و مسئولیتپذیر احساس میکردند که تنها راه جلوگیری از تکرار فاجعهی هیروشیما تأسیس حکومت جهانی است. وینستون چرچیل و کلمنت اتلی، دو نخست وزیر بریتانیا، از حامیان این ایده بودند. در فرانسه، ژان-پل سارتر و آلبر کامو این ایده را ترویج میکردند.
در تاریخ ادبیات آمریکای لاتین، روایتِ مسلط دههها داستانی مردانه بوده است؛ روایتی دربارهی چند نویسندهی مرد و چند جریان ادبی ثابت؛ روایتی که انقلاب، رئالیسم جادویی، و تعهد سیاسی را اغلب از زاویهای واحد بازگو کرده و صداهای دیگر را به حاشیه رانده یا کاملاً حذف کرده است.
برای یک توافق جمعی دربارهی آیندهی ایران بر سر چه ارزشهایی میتوان توافق کرد و از چه خواستههایی میتوان گذر کرد؟ با گروههای فکری و سیاسی مخالف چطور میتوان گفتوگو کرد و چه قاعدهی اخلاقیای میتوان برای یک گفتوگوی جمعی گذاشت؟
این گزارش روایتهایی از شهرهای کرکوک، اربیل و سلیمانیه است، که اگرچه طرفِ مستقیم جنگ نیستند، اما آسیبهای سختی خوردهاند.