جنگ، صدایی در دور دست
مهرنوش محمدیان در بیروت
چند ماه پیش که تصمیم گرفتم موقتاً بیایم و چندماهی در بیروت زندگی کنم، مثل همیشه، سایهی جنگ روی سر خاورمیانه بود، اما اینبار بالای سر ایران هم رسیده بود. من خوشخیالانه فکر میکردم لبنان لابد امن است.
چند ماه پیش که تصمیم گرفتم موقتاً بیایم و چندماهی در بیروت زندگی کنم، مثل همیشه، سایهی جنگ روی سر خاورمیانه بود، اما اینبار بالای سر ایران هم رسیده بود. من خوشخیالانه فکر میکردم لبنان لابد امن است.
این همه رفتوآمد سریع بین حال خوب و حال بد، دیدن زشتی و جستن کمی قشنگی، تو را در برابر امید هم دودل میکند. دودلیای که البته همیشه بد نیست، آن هم وقتی که همه چیز اگر بمیرد، رفت و آمد فصلها زنده خواهد ماند.
اگر میخواستیم همهی فعالیتهای صرفاً فرهنگی را تا زمان رفع نوعی خطر قریبالوقوع یا بیعدالتیِ فاحش به تعویق بیندازیم، به اندازهی کافی دلایل قانعکننده داشتیم. اما بشر مدتها قبل تصمیم گرفت که این دلایل ظاهراً موجه را نادیده بگیرد.
مستند «شکافتن صخرهها» نخستین نامزد ایرانی در بخش بهترین مستند اسکار ۲۰۲۶ بود. این فیلم داستان یک زن کارآفرین به نام سارا شاهوردی را از دوران نامزدی برای انتخابات شورا و پیامدهای آن روایت میکند.
جوانان نسل زدی چه تعریفی از خودشان دارند، به جهان پیرامونشان چطور نگاه میکنند، چه آرزوهایی برای آیندهی ایران دارند و چقدر اهل گفتوگو با خودشان و دیگران هستند؟ برای آشنایی بیشتر دربارهی این نسل با هفت نفر از آنها که به تازگی ایران را ترک کرده و در اروپا ساکن هستند گفتوگو کردهایم.
به دوستم میگویم چطور از «چه باید کرد» رسیدیم به «چه میشود» و او هم مثل من جوابی ندارد. مثل خیلی از سؤالات دیگری که در گیجی سریع فاجعهها بدون پاسخ عبور میکنند و فاجعهی بعدی میآید.
در خیابانْ کاروانِ ارزشیها راه افتاده است. سوار بر موتور و ماشین با پرچم ایران گشت میزنند و الله اکبر و حیدرحیدر میکنند. قیافهشان به عزادار نمیخورد و بیشتر به نظر میرسد از میتینگ انتخاباتی برمیگردند. این کارناوالها هر شب در خیابان جریان دارند. میخواهند قدرتشان را به رخ بکشند و از مردمِ پشت پنجره زهرِ چشم بگیرند که نفستان در نیاید، اگر رهبر نیست ما هستیم.
خیابانها خالی، سرد و ترسخورده است. پر از گشتهای امنیتی که با اسلحه در خیابانها ایستادند. برخی هم ماشینهای زرهی دارند. شهر ترسناک است.
مسئلهی بنیادینِ امروز، نه فقط صیانت از خشم، بلکه مراقبت از غایت و سرنوشتِ آن است: آیا این نیرو به آگاهی و آفرینش راه میگشاید، یا در چرخهی فرسایندهی کین و نفرت به دام میافتد؟
آثار چند تن از اندیشمندانی را مرور میکنیم که باور دارند آنچه میتواند ویرانگر باشد، نفس اختلاف نیست بلکه شیوهی مواجههی ما با آن است. به باور آنها مسئلهی اساسی نه حذف اختلاف و تعارض بلکه مدیریت آن است و مؤثرترین ابزاری که در اختیار داریم گفتگو است.
به ازای هر ۳۰ نفر یک واحد صنفی در ایران وجود دارد. این رقم بسیار بالاتر از میانگین جهانی است. در اروپا و آمریکا به ازای هر ۷۰۰ تا ۱۰۰۰ نفر یک واحد صنفی وجود دارد. شاید به همین علت است که تعطیلی بازارها و واحدهای صنفی در ایران میتواند شوک اقتصادی و سیاسیِ بزرگی ایجاد کند.
وقتی نسلکشی و پاکسازیِ قومی در دارفور به راه میافتد، جامعهی جهانی تعلل میکند. یکی از هولناکترین و سازمانیافتهترین کارزارهای تجاوز جمعی در کنگو رخ میدهد اما واکنش جهانی صرفاً به انتشار چند گزارش در رسانهها و مداخلههای نه چندان جدیِ صلحبانان محدود میشود.
بعد از سرکوب و کشتار هزارانهزار معترض در خیابانهای ایران، چه بر سر سلامت روان جمعی جامعه آمده است؟ ارکیده بهروزان میگوید در شرایطی که زندگی روزمره به مرگ و جنگ آغشته شده است، صحبت از سلامت روان دیگر معنا ندارد و جامعهی ایران در حال حاضر بیش از هر چیزی برای حفظ کرامت انسانیاش میجنگد.
حال که دارم این متن را مینویسم، وارد بیست و چهارم بهمن ۱۴۰۴ شدهایم. روزی که برای من صرفاً یک تاریخ در تقویم نیست؛ بیشتر شبیه یک ایستگاه است. نقطهای برای مکث، برای ایستادن و پرسیدن این سؤال ساده اما سنگین که: ما دقیقاً کجای این مسیر ایستادهایم و چه چیزهایی بیسروصدا در این چند دهه از ما گرفته شده است.
«اواخر جمعه سردخانهی مرکز درمانی ما پر شده بود. مجبور شدیم که مجروحان فوت شده را به بخش دیالیز ببریم و آنجا به ردیف بخوابانیم. حتی کیسههایی که جسدها را در آنها میگذاشتیم هم تمام شده بودند و پیکرهای بیجان را در ملحفه میپیچیدیم و گره میزدیم.»
کسی نمیداند چه اتفاقی در راه است و خبر بعدی که به گوش میرسد چیست. اما همه میدانند که زندگی به این شکل بیمعناست و دوام ندارد.
... ما با یک اعتراض به یکصدسال پیش پرتاب شدهایم و هیچ کس جز آنچه خودش دیده یا از در و همسایه و دوست نزدیک شنیده، خبری ندارد.
این روزها، رویکرد معناداری به گذشتهی باستانی ایران دیده میشود: از بازخوانی شاهنامه تا احیای ادبیات پیش از اسلام، در هنر، فرهنگ و بحثهای روشنفکری. گرایش به ملیگرایی و حسرت گذشتهی ازدسترفته. اغلب کسانی که در جایجای شهر با آنها گفتوگو میکنم، فکر میکنند جمهوری اسلامی عظمت را از ایران گرفته است.
در سال ۲۰۰۵، سران بیش از ۱۵۰ کشور در اجلاس جهانیِ گرامیداشتِ شصتمین سال تأسیس سازمان ملل به اتفاق آراء بر سر اصلی توافق کردند که توضیح میدهد که در چه مواردی میتوان در امور داخلیِ یک کشور مداخله کرد و حتی به قوهی قهریه متوسل شد.