همدلی و سیاست
کلر یورک
همدلی فضای سیاسی را گسترش میدهد، به تعداد بیشتری فرصت میدهد تا اظهارنظر کنند و باعث جلب توجه به دیدگاههای گوناگون میشود. در نتیجه، همدلی میتواند در فعالیتهای حیاتیِ معطوف به بهبود عدالت اجتماعی نقش مؤثری ایفا کند.
همدلی فضای سیاسی را گسترش میدهد، به تعداد بیشتری فرصت میدهد تا اظهارنظر کنند و باعث جلب توجه به دیدگاههای گوناگون میشود. در نتیجه، همدلی میتواند در فعالیتهای حیاتیِ معطوف به بهبود عدالت اجتماعی نقش مؤثری ایفا کند.
ما با جایی که در آن زاده شدیم تعریف نمیشویم، بلکه با راهی که در زندگی برمیگزینیم و میرویم تعریف میشویم. آیا انسان افغانستانی پیش از هرچیز یک انسان بیجا نیست که برای دور شدن از خشونت یا جستن موقعیتهای بهتر اقتصادی خانه را ترک میگوید، انسانی که ائتلافهای سیاسیاش برای آن است که پناهی بیابد؟
کتاب «کوچ در پی کار و نان»، به قلم محمد مالجو پژوهشی است که در درجهی نخست به مواجههی تاریخی دولتهای پس از مشروطه با مسئلهی مستمندان میپردازد، و در عین حال پژوهشی است دربارهی حضور و پراکندگی مهاجران آذربایجانی در نقاط مختلف ایران. موضوعی که بهرغم اهمیت اجتماعی، اقتصادی و چه بسا سیاسیاش، مهجور مانده و مطالعه نشده است. این کتاب عمدتاً به ریشههای این پدیده پرداخته اما میتوان امیدوار بود که راه را برای پژوهش در گوشهها و دورههای دیگر باز کند.
شبکههای اجتماعی دربارهی اینکه واقعاً که هستیم، احساس بدی در ما به وجود میآورند. علم عصبشناسی توضیح میدهد که چرا چنین است و ما را برای دفاع از خود، توانمند میکند.
سرور کسمایی، رماننویس، مترجم و ناشر مقیم فرانسه است که پس از انقلاب مجبور به ترک ایران شد. او در پاریس به تحصیل زبان و ادبیات روسی پرداخت و مدتی بعد برای ادامهی تحصیل به مسکو رفت. در بازگشت به پاریس، با برخی از کارگردانان مهم روسی و فرانسوی به همکاری پرداخت.
مدرسه در ایران، تنها جایی بود که سمیه و بسیاری سمیههای دیگر، در فضایی نسبتاً امنتر میتوانستند با گروه همسالان خود معاشرت کنند. این زاویه در سیاستهای نظام آموزشی ایران در نظر گرفته نشده است. آیا میدانیم که مسئلهی آموزش پس از آغاز همهگیری چگونه ادامه پیدا کرد؟
هنگامی که فرهنگی یکسره بر بنیادِ اعتقاد استوار شده باشد، بهگونهای که بتوان اعتقاد را خاستگاه و پایانهی آشکارا و پنهان هریک از شکلهای جامعگیپذیری بازشناخت، چنین فرهنگی را دوستدار «فرهنگ دینی» میخواند و فرهنگ ایرانی را در سراسر تاریخش در زیر این عنوان گرد میآورد.
سحرگاه دوشنبه ۱۷ آبان دوستی از ایران خبر داد که شب گذشته مهلقا ملاح، مادر زمینوزمان، چشم بر زمین بست و به زمان پیوست. خبر غیرقابلانتظار نبود که عمری بهکفایتْ پربرکت، بهغایت پویا و بهنهایت پسندیده داشت. اما اندوه مرگش جز به یاد کردن از سرخوشی، سختکوشی، شوخطبعی و پایداریهای او از جانم نرفت.
سرعت گرم شدن خاورمیانه دو برابر دیگر نقاط دنیا است. اگر پیشبینیهای نگرانکنندهتر درست از کار دربیاید، مکّه ممکن است دیگر قابل سکونت نباشد، امری که حج را به زیارتی پُرمخاطره، و حتی فاجعهآمیز، تبدیل خواهد کرد. ممکن است تا پایان این قرن، شهرهای ساحلیِ پرزرقوبرق خلیج فارس به علت افزایش سطح آب، زیرِ آب بروند. هنوز نمیتوان از «اینک آخرالزمان» سخن گفت اما میتوان از «آخرالزمانی در آیندهی نزدیک» حرف زد.
دادگاه بینالمللی مردمی آبان از تابستان ۲۰۲۰ کار جمعآوری مدارک و ثبت شهادت خانوادههای کشتهشدگان و آسیبدیدگان در اعتراضات آبان ۹۸ و همچنین شاهدان عینی وقایع رخ داده در این اعتراضات را شروع کرده و طی این مدت شهادت ۱۶۵ تن از شهود از ۴۷ شهر مختلف ایران را ثبت کرده است. ۲۷ تن از این شهود از اعضایخانوادههای کشتهشدگان، مجروحان و بازداشتشدگان سرکوب اعتراضات آبان هستند.
بیش از نود درصد از زنان کارگر و کارمندِ خوابگاه از کارفرمای خود به ادارهی کار و رفاه اجتماعی شکایت کردهاند. اکثرشان از جانب رئیس خود تهدید و بیحقوق و مزایا رها شدهاند و این شکایتها به جایی نرسیده است.
محمد عابد الجابری (۲۰۱۰–۱۹۳۵) فیلسوف و روشنفکری مراکشی است که در آثارش کوشیده پیوندی میان خوانشی از فلسفهی کلاسیک سدههای میانهی کشورهای مسلمان و ناسیونالیسم عربی برقرار کند و برای هویتطلبی و نوگرایی عربی مبانی فلسفی جدیدی فراهم سازد. آثار او به نوبهی خود بسیار خلاقانهاند، گرچه نقدهای متعددی بر آنها از سوی فیلسوفان و نویسندگان عرب و غیرعرب وارد شده است.
کرونا اپیدمی تنهایی را نمایان کرده است. آیا جهانِ ما در پساکرونا نیازمند بازاندیشی تجربهی تنهایی است؟ آیا وزارتخانههای تنهایی در پساکرونا میتوانند معضل تنهایی انسان مدرن را حل کنند؟ در دورانی که انسانها یکی از عمیقتری و بحرانیترین تجربههای تنهایی را پشت سر میگذارند با مهدی خلجی، نویسنده و پژوهشگر فلسفه، دربارهی تجربهی تنهایی انسان مدرن گفتگو کردهایم.
آیا لیبرالیسم هم «ایسم»ای مثل دیگر «ایسمها» است؟ به نظرم، زمانی چنین بود. در قرن نوزدهم و نخستین سالهای قرن بیستم، لیبرالیسم ایدئولوژی جامعی بود: بازار آزاد، تجارت آزاد، آزادی بیان، مرزهای باز، دولت کمینه، فردگرایی شدید، آزادی مدنی، رواداری دینی، حقوق اقلیتها. اما امروز این ایدئولوژی را لیبرتارینیسم میخوانند، و اکثر کسانی که خود را لیبرال میدانند، دستکم همهی اینها را نمیپذیرند.
اخیراً جناحهاى راست و چپ (به طور گستردهای) جاى خود را عوض کردهاند. همان کسانی که به سوگواری سنتشکنی و افسونزدایی از جهان نشسته بودند ــ و مطمئناً در خودِ دوران روشنگری واپسگرا و مخالف بودند ــ هماکنون به استقبال آن رفتهاند. کسانی که احتمالاً در قرون هفدهم و هجدهم از علاقهمندان به آن بودهاند، نمیتوانند بحث آزادی، احساسات و استدلال را با بردهداری و استعمار سازگار کنند.
ایران درودی، زنی که همواره به نامش مفتخر بود، اکنون از میان ما رفته و امروز در قطعهی هنرمندان بهشت زهرا آرام گرفته است... او رفته اما ۱۲۵ اثری که به مردم ایران هدیه کرده روزی در جایی از این شهر به نمایش درمیآیند و حماسهی ایران را دگربار میسرایند.
بر اساس تحقیقات بنیاد برومند، از ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ تا ۳۱ شهریور ۱۴۰۰ دستکم ۵۸۴۶ نفر به خاطر جرائم مرتبط با مواد مخدر در ایران اعدام شدهاند. مقامات و دستگاههای رسمی حکومت اصرار دارند که هدف از این اعدامها فقط مجازات قاچاقچیان و فروشندگان مواد مخدر است. اما مروری بر تاریخچهی قوانین مرتبط با مواد مخدر و نحوهی اجرای آنها نشان میدهد که مصرفکنندگان و معتادان به مواد مخدر نیز از این مجازاتها در امان نیستند و چه بسا اصلیترین قربانیان این اعدامها باشند.
سیروس آموزگار حقوق و اقتصاد خوانده و فارغالتحصیل دورهی دکترای اقتصاد در بریتانیا بود، و همزمان با روزنامهنگاری در دانشگاههای ایران تدریس میکرد. او که دوستیِ نزدیکی با داریوش همایون داشت، در ابتدای کار روزنامهی «آیندگان» به دعوت همایون مدتی از گردانندگان این روزنامه بود. سیروس علینژاد، حدود ۵ سال پیش با او دربارهی نقشی که در «آیندگان» داشت گفتگوی کوتاهی کرده است.
وقتی از گاندی پرسیدند که دربارهی تمدن غربی چه فکر میکند او ظاهراً پاسخ داد که به گمانش ایدهی خوبی خواهد بود. هرچند تصور میشود که این اظهارنظر معروف نوعی رد کردنِ همراه با طعن و کنایه است، اما در واقع گاندی دربارهی موضوع تمدن غربی بسیار اندیشیده و سخن گفته است. ماهاتمای آینده در بیانیهی «حکومت بومی هند» در سال 1909 تمایل پادشاهی بریتانیا به بسط و گسترش تمدن غربی را نه چندان مزوّرانه بلکه بیشتر انتحاری معرفی میکند.