تب‌های اولیه

مسئولیت زنده‌ماندن و بازپس‌گیری معنا

دو یادداشت از غزل یکتا

حال که دارم این متن را می‌نویسم، وارد بیست و چهارم بهمن ۱۴۰۴ شده‌ایم. روزی که برای من صرفاً یک تاریخ در تقویم نیست؛ بیشتر شبیه یک ایستگاه است. نقطه‌ای برای مکث، برای ایستادن و پرسیدن این سؤال ساده اما سنگین که: ما دقیقاً کجای این مسیر ایستاده‌ایم و چه چیزهایی بی‌سروصدا در این چند دهه از ما گرفته شده است.

‌صد کشته در یک بیمارستان؛ گزارش یک پرستار از قرچک

سحر کرامت

«اواخر جمعه سردخانه‌ی مرکز درمانی ما پر شده بود. مجبور شدیم که مجروحان فوت شده را به بخش دیالیز ببریم و آنجا به ردیف بخوابانیم. حتی کیسه‌هایی که جسد‌ها را در آنها می‌گذاشتیم هم تمام شده بودند و پیکرهای بی‌جان را در ملحفه می‌پیچیدیم و گره می‌زدیم.»

مهندسی سکوت؛ قطعی اینترنت در ایران

نیما اکبرپور در گفتگو با سپهر عاطفی

 نیما اکبرپور در این گفت‌وگو از «مهندسی سکوت»، اینترنت طبقاتی، نقش استارلینک، مسئولیت شرکت‌های فناوری و آینده‌ی دسترسی به اینترنت در ایران می‌گوید؛ آینده‌ای که به‌زعم او، نه صرفاً محصول امید، بلکه نتیجه‌ی روندهای واقعی و تغییرناپذیر فناوری است.

جز جستجوی آزادی راه دیگری نمی‌شناسیم ــ نامه‌ای از تهران

این نامه را یکشنبه ۲۱ دی ماه برایت نوشتم و حالا که ده روز گذشته در چند دقیقه‌ای که به اینترنت وصل شدم برایت می‌فرستم. خواستم تصویری از این روزها را در کلمه بریزم تا بخوانی و شاید دوری را کمی دورتر کنی. این بار با همه‌ی آنچه پیش‌تر تجربه کردیم تفاوت‌های معناداری دارد. 

وقتی عدالت به ابزار سرکوب بدل می‌شود؛ نقش قوه‌ی قضاییه‌ی ایران در تشدید آزار و تعقیب بهائیان

سپهر عاطفی

در جمهوری اسلامی ایران، نظام قضایی نهادی است که بنا بر قانون اساسی باید ضامن عدالت، امنیت حقوقی و بی‌طرفی باشد. اما برای جامعه بهائیان ایران، این نهاد طی دهه‌ها نه پناهگاه، که یکی از اصلی‌ترین ابزارهای سرکوب بوده است.