همسایگی و همبستگی
ریچارد سنت
میتوان راهی برای پیوند دادن انسانهایی یافت که از نظر نژاد، گرایش جنسی، ملیت و حتی باورهای مذهبی تفاوتهایی اساسی و ماندگار دارند.
میتوان راهی برای پیوند دادن انسانهایی یافت که از نظر نژاد، گرایش جنسی، ملیت و حتی باورهای مذهبی تفاوتهایی اساسی و ماندگار دارند.
ماکس فریش (۱۹۹۱-۱۹۱۱) یکی ازغولهای ادبی سوئیس که از دنیای پس از دومین جنگ جهانی سر بر آورد بر این باور بود که تصویر «آبرومند»ی که جهان از سوئیس ساخته، آن کشور را به بیطرفی، رخوت و بیعملی سوق داده است. فریش همین باور را نسبت به تصویرسازی از دیگران داشت.
دو تعریف از نادانی وجود دارد. اولین معنای این واژه عبارت است از بیدانشی یا بیمیلی به دانستن، در حالی که دومین معنا معطوف به روابط است؛ برای مثال، وقتی که تصمیم میگیریم رفتار یا شخص خاصی را نادیده بگیریم.
در سال ۲۰۰۵، سران بیش از ۱۵۰ کشور در اجلاس جهانیِ گرامیداشتِ شصتمین سال تأسیس سازمان ملل به اتفاق آراء بر سر اصلی توافق کردند که توضیح میدهد که در چه مواردی میتوان در امور داخلیِ یک کشور مداخله کرد و حتی به قوهی قهریه متوسل شد.
ایوان کارامازوف از برادرش آلیوشا میخواهد که فرض کند قدرتی دارد که به واسطهی آن، بتواند جهانی را بیافریند که در آن، آدمها تا ابد در صلح و صفا و خوشبختی به سر برند. ایوان میگوید، فقط یک مشکل کوچک وجود دارد: تو باید برای رسیدن به چنین دنیایی، یک کودک بیگناه را تا سرحد مرگ شکنجه بدهی.
«من و خانوادهام قربانیِ این جنگ خونین هستیم. لطفاً به ما کمک کنید تا راه امنی برای خروج از غزه بیابیم و خانوادهام را نجات دهید. لطفاً این پیام را با دیگران در میان بگذارید.»
اشپربر فریبخورده بود. اما به قول خودش، فریب هم داده بود. جوانانی ناآگاه به تشویق او به حزب راه یافته بودند. اکنون در آتش عذاب وجدان میسوخت. میخواست کاری بکند برای نسلهای بعد. نقطهی آغاز برای اشپربر، اینجا بود: جباریت و تحلیل آن!
گواتمالاییها، مثل سایر کشورهای آمریکای لاتین، امیدوارند که روزی بیدار شوند و دایناسور، دیگر آنجا نباشد.