تب‌های اولیه

قوانین شورش

آنتونیا مالچیک

به محض این که رویدادی شورش نامیده شد، روایت رسانه‌ای آن را می‌توان به آسانی طرح‌ریزی کرد: «این مردم» اقدامات غیرقانونی می‌کنند، خارج از کنترل و غیرمنطقی‌اند؛ کاش می‌نشستند و گفتگو می‌کردند. اما آنچه عادتاً شورش می‌نامیم، به گفته‌ی دارسی، «فرصتی برای پای فشردن بر چیزی است که سیاست رسمی غالباً آن را نادیده می‌گیرد: شأن و منزلت هر فرد انسانی، و رفاه همگان».

در مبارزه‌ی خشونت‌پرهیز، خشونت هست اما مبارزان آغازگر و ادامه‌دهنده‌ی ناموجه خشونت نیستند

عمار ملکی در گفتگو با محمد حیدری

هرچند جمهوری اسلامی حکومتی به شدت سرکوبگر است اما می‌توان تصور کرد که در صورت افزایش همزمان فشارهای داخلی و بین‌المللی، ناچار به عقب‌نشینی شود. ما هنوز همه‌ی روش‌های مبارزات خشونت‌پرهیز را امتحان نکرده‌ایم.

نگران‌ام که جمهوری‌ اسلامی، گذار خشونت‌آمیز را بر جامعه تحمیل کند

رضا علیجانی در گفتگو با محمد حیدری

مردم در ایران هم اپوزیسیون سیاسی و هم حکومت را همیشه غافلگیر می‌کنند. شاید اعتراضات قابل پیش‌بینی بود، اما نه به این وسعت. البته حکومت قبلاً هم سبعیت‌اش را حداقل در مورد زندانیان سیاسی نشان داده بود. نمونه‌اش هم اعدام‌های سال ۱۳۶۷ است. ولی این که به جان مردم عادی در کوچه و خیابان بیفتد، حمام خون راه بیندازد و بی‌رحمانه به سر و قلب و مغز مردم معترض شلیک کند، همه را بهت‌زده کرد.

شاید به «پایان یک دوران» رسیده‌ایم، اما حکومت هنوز به پایان خط نرسیده است

عبدی کلانتری در گفتگو با محمد حیدری

در شرایطی که امکان اصلاحات بنیادی وجود دارد و راه‌های اصلاحات مهیاست که شما بتوانید به اهداف سیاسی‌تان برسید، انقلابی‌گری خود به خود به عقب صحنه رانده می‌شود. برعکس، وقتی که راه‌های رفورم مسدود یا مبتنی بر توهم باشد، شما حتی اگر اکراه داشته ‌باشید، در سیاست به سمت راه‌حل‌های رادیکال‌تر کشانده می‌شوید.

طنازی ما را همیشه‌ نجات می‌داد: طنز در دوران استالین

جاناتان واترلو

استالینیسم. این کلمه ده‌ها واژه را به ذهن تداعی می‌کند اما «خنده‌دار» معمولاً یکی از آن‌ها نیست. «کلمهی اس» اکنون مترادف با کنترل وحشیانه و همه‌جانبهی دولتی است و جایی برای خنده و هر گونهی دیگری از مخالفت باقی نمی‌گذارد. با این حال، انبوهی از دفترهای خاطرات روزانه، خاطرات و حتی بایگانی‌های دولتی نشان می‌دهد که مردم به شوخی کردن و لطیفه ساختن دربارهی زندگی عموماً وحشتناکی که زیر سایهی گولاگ با آن مواجه بودند ادامه می‌دادند.

برآمدنِ فردگرایی خاورمیانه را زیر و زبر می‌کند

جان آلترمن

اعتراضاتی که در دو ماه گذشته سراسر خاورمیانه را فراگرفته‌اند چند دلیل بنیادین مشترک دارند: بهای نفت رو به افول است؛ نرخ بیکاری بالا است؛ شهروندان به اندازه‌ی کافی طعم فساد و دیکتاتوری را چشیده‌اند. معترضان در بیروت، بغداد، تهران و الجزیره می‌توانند معضلاتی را به این فهرست اضافه کنند که مختص ملتهای آنها است.

استادیوم و حاکمان

هادی کی‌کاووسی

پس از حاکم، بازیگر و مردم، استادیوم به عنوان ضلع چهارم در گردهمایی این عناصر، جزء اصلی پیونددهنده‌ی مردم با سیاست و ایدئولوژیِ مسلط به شمار می‌رود. مکانی که در طول تاریخ دستاویزی برای وحدت ملی و برانگیختن احساسات مردمی و تحریک هیجانات ناسیونالیستی بوده و تبلیغات حکومتی از این راه به ساده‌ترین شکل ممکن به میان اجتماع راه یافته است.

واسیلی گروسمن، خاری در چشم استالین

ویکتور سِبَستیَن

واسیلی گروسمنِ نویسنده، همدل با حزب کمونیست، نخستین گزارشگری بود که به توصیف اردوگاه‌های مرگ نازی‌ها پرداخت اما به تدریج به مخالف حکومت تبدیل شد، کاگب تمام دست‌نوشته‌های او را ضبط کرد و میخائیل سوسلوف «کاردینال و عالیجنابِ خاکستریِ» کرملین که ۳۰ سال نظریه‌پرداز حزب کمونیست شوروی بود به او گفت اهمیتی ندارد که چه چیز درست یا نادرست است، «نویسنده‌ی اهل شورویِ ما باید آن چیزی را تولید کند که برای جامعه ضروری است».