تب‌های اولیه

زالنامه، اثری ناتمام‌مانده از هوشنگ گلشیری

«... دارم کاری روی شاهنامه می‌کنم که اسمش را گذاشته‌ام "شاهنامه‌‌ی منثور" که ظاهراً خلق دوباره‌ی شاهنامه به اضافه‌‌ی اساطیر ماقبل اسلام خواهد بود. کار به نثر کهن است که البته دستوپای آدم را می‌بندد. قالب نقالی گرفته‌ام و راوی البته زال است در قفس که هر روز چیزهایی می‌گوید. شنوندگان کودکانند و سربازان و سرهنگان دربار، بهمن اسفندیار و نیز دخترش هما. آنها می‌خواهند که قصه‌ی بیژن و منیژه و مثلاً کیومرث را بگوید و زال می‌خواهد از مرگ رستم بگوید و زنده بر دارکردن فرامرز.»

خوانشی دیگر از یک ترکیب در شاه‌نامه (بخشِ دوم)

داریوش آشوری

در بخشِ یکمِ این مقاله به این نتیجه رسیدم که خوانشِ رایج از یک ترکیبِ در شاه‌نامه به صورت «سَر-و-تاج» یک خطای دیرینه است ... و بر پایه‌ی سندها و شاهدها گفتم که خوانشِ درستِ آن، از نظرِ من، «سُرو-تاج» است. حال، بر پایه‌یِ چنین خوانشی می‌خواهم پی‌جویی کنم که از نظر معنا در شاه‌نامه از بیت‌هایی که این ترکیب در آن‌ها آمده چه برداشت‌هایِ تازه‌‌ای می‌توان کرد.