در کشاکش عادتها
مهوش ثابت
شرایط کنونی عالم ما را به صلح و آشتی با خود و با دیگران فرا میخواند، به سرزمینهای سبز، به آسمان آبی، به هوای پاک، به چشمههای روشن جاری. شرایط کنونی دنیا ما را به بازتعریف زندگی فرا میخواند.
شرایط کنونی عالم ما را به صلح و آشتی با خود و با دیگران فرا میخواند، به سرزمینهای سبز، به آسمان آبی، به هوای پاک، به چشمههای روشن جاری. شرایط کنونی دنیا ما را به بازتعریف زندگی فرا میخواند.
آیا ایدهی ایران بزرگ فقط همین است که افغانستان و تاجیکستان را بنا به دلایل تاریخی ــ با برداشتهای غلط ــ متعلق به ایران بدانیم؟ همین کافی است؟ یا اینکه قرار است ایران بزرگ جایی باشد که در آن همهی افراد با حفظ هویت و فرهنگ و زبانهای محلی خودشان به شکلی یکسان و برابر با هم تعامل داشته باشند.
از آلمان تا نیوزیلند و از دانمارک تا تایوان، زنان با اعتماد به نفس بحران ویروس کرونا را مدیریت کردهاند. البته بسیاری از کشورهایی هم که رهبران مرد دارند ــ ویتنام، جمهوری چک، یونان، استرالیا ــ عملکرد موفقیتآمیزی داشتهاند. اما رهبران زن به ندرت عملکرد بدی داشتهاند.
تهران پر است از بناهای متروک و خانههای رها شده. دری که قفل بزرگی به آن زدهاند که سالهاست باز نشده، پنجرههایی با شیشههای شکسته و پردههای چرکمرده که اگر بهشان دست بزنی پودر میشوند و بر زمین میریزند، دیوارها و سقفهای فروریخته، ساختمانهایی که دهههاست نوری وارد آنها نشده.
آنچه رهبران اروپایی از آن سخن میگویند اقتصادهای ملی، نظامهای بهداشت عمومی ملی، و نظامهای آموزشی ملی است. بااینهمه، در مقابل ناسیونالیسم تفرقهافکنانهی رهبرانی که سودای فاشیسم را در سر دارند، خطابههای ناسیونالیستی مرکل و مکرون دربارهی بحران بر مراقبت، رعایت و همبستگی تأکید کردهاند.
اگر حقوق شما پایمال شده باید چارهای داشته باشید. در حالت طبیعی راه چاره قانون و دادگاهها هستند اما وقتی با نوعی بیعدالتیِ سخت و همهسویه روبهرو میشویم راه چاره مقاومت است. اما هنگامی که دیگران دارند مقاومت میکنند و ما با اهدافشان همدلایم چه باید کرد؟ پاسخ غافلگیرکننده است.
با دستبند و پابند بودم، در اتوموبیل انتقال زندانیان از زندان اوین به زندان رجائیشهر (گوهردشت). خودرویی که با آن به سمت رجائیشهر میرفتیم کامیونی سربسته بود که همگی ما در اتاق بزرگ بستهی انتهاییاش بودیم. نزدیک به بیست نفر بودیم، روبهروی هم نشانده بودنمان و میتوانستیم همدیگر را ببینیم و با هم صحبت کنیم.
شکلر که بود و چه حرفی برای گفتن داشت که اینقدر مهم است؟ چه شد که بسیاری از نظریهپردازان سیاسی و حقوقی این دختر یهودی مهاجر اهل لتونی را یکی از مهمترین اندیشمندان سیاسی قرن بیستم به حساب آوردند؟
پاسخ به این پرسش که اروپا برای ترکیه چه جایگاهی دارد، به طور چشمگیری در طول ۱۰ سال اخیر تغییر کرده است. وقتی ترکیه از نزدیکی با اروپا پا پس کشید و به ملیگرایی، اسلامگرایی و اقتدارگرایی پوپولیستی، و حتی بدتر، به زنستیزی و تبعیض جنسیتی رو آورد، در مقابلْ نظر اروپاییها نیز نسبت به ترکیه به شکلی سیستماتیک منفی شد.
داستانهای عشقی الگوهایی درینباره ارائه میکنند که چطور ممکن است در زندگیتان به فرد دیگری متعهد شوید. داستانهای دوستی اما معمولاً به این میپردازند که چطور ممکن است به خودِ زندگی متعهد شوید.
من به مدت هشت سال از ١١ سالگى تا وقتى که وارد دانشگاه شدم در خانه تحصیل کردم، پیش از آنکه مدرسهى خانگى روش جدیدى براى نشان دادن تعهد والدینِ پرتلاش به آموزش فرزندانشان باشد. حالا که میلیونها والد و خانواده ناگهان مجبور شدهاند براى چند هفته (و احتمالاً بیش از آن) به فرزندانشان در خانه درس بدهند، خوب است بیندیشیم که چطور مىتوان این کار را تا حد ممکن بىدردسر و درست و حکیمانه انجام داد.
از جنایت و اختلالات روانی و فقر و آزار جنسی در آلمان و آلبانی و رومانی گرفته تا همجنسگراهراسی و خیانت و خشونت و سوءتفاهم میان نسلها در گواتمالا و تونس و فرانسه، خانوادهها در سراسر دنیا با مشکلات گوناگونی دست و پنجه نرم میکنند. عرفان ثابتی به مناسبت روز جهانی خانواده (۱۵ مه) به معرفی و مرور ۸ فیلم جدید پرداخته است که در جشنوارههای بینالمللی درخشیدهاند.
با توجه به ماهیت کار جنسی و ارتباط آن با مهاجرت، فقر و بیثباتی، اکثر اعضای جامعهی کارگران جنسی از دسترسی به خدمات اجتماعی که متضمن سقفی بالای سر و یک وعده غذا در سفرهی آنها باشد، محروماند. بحران کرونا مشکلات موجود را تشدید کرده است و برای بسیاری #درخانهبمانیم انتخابی نیست که به سادگی قادر به انجامش باشند.
به ما میگویند که ملت آمریکا بر اساس نیاکان مشترک یا حتی تاریخ ملی شکل نگرفته است بلکه آنچه بدان شکل داده آرمانهای «دموکراسی» و این واقعیت بوده که ما تنها ملت روی زمین هستیم که ملتبودنمان به طور خالص حاصل مهاجرت است. شعار «ملت مهاجران» جزئی از اسطورههای فرهنگی آمریکاست که هم چپ آکادمیک «بیدار» و هم ملیگرایان راستگرای سرزمینهای میانه جا تا جا از آن استفاده میکنند.
در این باره که چگونه بیماری عالمگیر کنونی نابرابریهای اجتماعی را تشدید کرده مطالب زیادی نوشته شده است. اما اگر وقوع این بیماریِ عالمگیر معلول نابرابریهای جوامع ما باشد چه؟
استفادهی جناحِ راست افراطی در ایتالیا از رسانههای اجتماعی برای دامن زدن به نفرتپراکنی از حیث وسعت و شدت بیسابقه است. نتیجهی آن تباهی گفتار سیاسی در محیطی رسانهای است که تحت کنترل کافی قرار ندارد. اقدامات متقابلی در حال شکلگیری است اما معضل به نوعی ساختاری است و بعضاً ریشه در الگوی تجاری رسانههای اجتماعی دارد.
۷۵ سال پس از پایان جنگ، ما آلمانیها باید از بسیاری دستاوردها خوشحال باشیم. اما هیچ یک از این دستاوردهای مثبت جاودانه نیست. به همین دلیل است که نباید از یاد برد که ۸ مه پایان آزادسازی نبود ــ حفظ آزادی و دموکراسی وظیفهای ابدی است که از آن روز به ما سپرده شده است!
اصلِ زندگی فانوسی در برابر باد است، لرزان و متزلزل. دیگر لازم نیست در هیچ مسجد و منارهای و دیر و کلیسایی کسی ناقوس تو را به صدا درآورد و یاد تو را به دلها اندازد. کرونا از آنجا که سایهی مرگ است خودکار چنین میکند. بشر تاکنون هرگز یکدست در همهی عالم خدا را این چنین یاد نکرده بود که آن را.
آدمی که برای ما قابل درک شد، قابل توجیه نیز خواهد بود؛ و اگر خطایی را متوجه او بدانیم، خطاپوشی نیز در پی فهم او از راه خواهد رسید. همین دوگانه را در فیلم «دو پاپ» جستوجو میکنیم تا به دوگانهای بزرگتر در تفاوت بین نوع نگاه به راهنمایان دینی برسیم: در ایران بعد از انقلاب به آنها چگونه نگاه میشود و در جهان معاصر، چگونه؟
جیمز موریه در رمان معروف خود، سرگذشت حاجیبابای اصفهانی، شخصیتی به نام «میرزا احمق» را به تصویر میکشد؛ یک حکیمباشی سنتی که از حضور پزشکی خارجی در شهر نگران است و میکوشد به هر طریق ممکن در کار او مانع ایجاد کند.
هر چند دولتها میتوانند آزادی بیان را به نفع خود محدود کنند اما کاستن از شفافیت و اِعمال سانسور هزینههایی دارد. اغلب این سبکسنگین کردن سود و زیانِ سرکوب و سانسور را «تنگنای دیکتاتور» میخوانند. نوعی از این تنگنا وقتی به وجود میآید که دولت میخواهد محدودیتهایی علیه آزادی بیان وضع کند اما سرکوب میتواند به واکنش منفی علیه دولت بینجامد.