جهان پس از ویروس کرونا
یووال نوح هراری
در این دوران بحرانی با دو انتخاب فوقالعاده مهم مواجهایم. اولی بین نظارت تمامیتخواهانه و توانمندسازی شهروندان است. دومی بین انزوای ملیگرایانه و همبستگی جهانی است.
در این دوران بحرانی با دو انتخاب فوقالعاده مهم مواجهایم. اولی بین نظارت تمامیتخواهانه و توانمندسازی شهروندان است. دومی بین انزوای ملیگرایانه و همبستگی جهانی است.
تجربهی جمعی این روزهای ما از قرنطینهای که به خاطر شیوع کرونا از سر میگذرانیم با آنچه هزاران هزار انسان در سلولهای انفرادیِ زندانهای جهان زیستهاند بسیار متفاوت است. برای مهوش ثابت، شاعر، مدرس روانشناسی، و بهائیای، که شخصاً محکومیت انفرادی در زندانهای ایران را تجربه کرده، بودن در این قرنطینهی اجتماعی بیرون از دیوارهای زندان، به همراه دیگر هموطناناش، معنای ویژهای دارد.
سرگذشتِ زبانِ فارسی کارِ پژوهشی ارزشمندی ست و کتابی ست سودمند برای کسانی، همچون من، که در بارهی سرگذشتِ این زبان در قلمروِ تاریخیِ پهناورِ آن کنجکاو اند، بهویژه در دو کشورِ دیگر که زبانِ فارسی در آنها رسمیتِ دولتی دارد، یعنی افغانستان و تاجیکستان.
مدتهاست که حساب روزها و هفتهها از دست من، از دست همهى ما، در رفته است. براى اولین بار فرقى نمىکند که در کجا زندگى مىکنیم. فاجعه همهى ما را به گونهای کم و بیش یکسان دنبال کرده است. از آسمانخراشهای نیویورک، تا سواحل وسیع و روشن فلوریدا، تا بیابانهای قم و کوچههای مرطوب رشت.
براساس آمار سازمان بهداشت جهانی از هر سه زن، یک نفر در معرض خشونت جسمی یا جنسی است. اطلاعات این سازمان نشان میدهد که شایعترین نقض حقوق بشر در جهان مربوط به زنان است. تجارب قبلی بیماریهای همهگیر نشان میدهد که در هنگام شیوع اپیدمیها خشونت علیه زنان افزایش یافته، در حالی که اقدامات حفاظتی و پیشگیرانه در مقابل خشونت خانگی کاهش مییابد.
پیکاسو که از برترین و تأثیرگذارترین هنرمندان قرن بیستم بود، و کارهای هنری بسیار زیادی از خود به جا گذاشته، علاقهی بسیاری به انواع کاغذ و کار با کاغذ داشت. از دستمال سفره و رومیزیِ کافههایی که رفت و آمد میکرد، و کاغذ مجلات و روزنامهها، تا اوراق قدیمی و آنتیک، همه مواد خام برای خلق کارهای هنری او بودند.
بیش از ۵۰۰ سال قبل از انقلاب صنعتی، سرمایهداری مالی، که حاصل آن اسناد کاغذی بود، انواع جدید تجارت را در مسافات بعید امکانپذیر و ثروت جدیدی را تولید کرد. اما این ثروت هر چه بیشتر از تولید و مبادلهی اجناس مادی جدا شد، الگوهای اقتصادی سنتی را از میان برد و نظم اجتماعی تثبیتشده را به خطر انداخت. هر چه سرمایهداری بیشتر حالت غیرعینی و ناملموس به خود گرفت، شایعه دربارهی یهودیان بیشتر پخش شد.
پروپاگاندای جمهوریاسلامی هنگامی که سودای گسترش قلمرو شیعی میپزد بر تنورِ احساسات ایرانگرایانه هم میدمد. پس باید آگاه بود و تن نداد به ناسیونالیسم کور و جنگافروزی که دودش تنها به چشم ما و همسایگان ما نمیرود بلکه آتشی است که همه ما را در آن خواهد سوزاند. کوشش در راه برقراری صلح جهانی، کماکان و بهویژه در چشمانداز شومی که آسیبهای اقتصادی بحران کرونا در برابر ما میگشاید، باید همچنان آرمانی جهانروا باشد.
تعریف من از سرمایهداریِ فاجعهمحور واقعاً ساده و روشن است: منظورم همان صنایع خصوصیای هستند که یکدفعه مثل قارچ سبز میشوند تا فوراً از بحرانهای عظیم سود ببرند. سودجویی از فاجعه و جنگ پدیدهی تازهای نیست اما ...
«پری»، اولین ساختهی سیامک اعتمادی، یکی از غافلگیریهای برلیناله بود. «پری» که در بخش پانوراما به نمایش در آمد، محصول مشترک یونان، فرانسه، هلند و بلغارستان است و در اولین نمایش جهانی خود در برلین نظر مثبت منتقدان را به خود جلب کرد.
این اشتیاق ناگهانی به دخالت تهاجمی دولت در زمان بحران سلامت چیز تازهای نیست. در طول تاریخ بیماریهای همهگیر موجب افزایش قدرت دولتها شده است. اما هیچ راهی نداریم که بدانیم آیا این قدرتهای تازه که در طول این دوران به مقامات تفویض شده، پس از پایان روزگار همهگیری از آنها پس گرفته خواهد شد یا نه.
در روزگاری که کلیدواژه ناگهان «فاصله گرفتن اجتماعی» است، روابط ما با اعضای خانواده، دوستان، همکاران و همسایهها پر از چالشهایی شده است که تا قبل از این برای ما ناآشنا بود.
در روزگار کرونا مردم در ایران دو دسته شدهاند، کسانی که تشویق و گاه التماس میکنند که در خانه بمانیم و زنجیرهی انتقال ویروس را بشکنیم و کسانی که بیتوجه به توصیهها و خواهشها همچنان به زندگی عادی ادامه میدهند، رفت و آمد میکنند، سفر میروند و خطر را چندان جدی نگرفتهاند. این دودستگی را حتی در خانهها هم میتوان دید. حکومت منع رفت و آمد را اجباری نکرده و بار مسئولیت را به دوش جامعه انداخته است. جامعهای که به خود و به حکومت بیاعتمادتر از همیشه است.
او که در پی گفتگوی پدر و مادرش در مدح شجاعت برای یافتن بهار، راهیِ کوهستان شده در نهایت و بعد از سه شبانهروز نبرد با کولاک و سرما از زمستان شکست میخورد و در آخرین لحظات عمرش پس از ناامیدی از یافتن بهار با صخرهای که بر پشتش بسته است ضربهی محکمی بر زمین میکوبد و جان میدهد. شدت ضربه به قدری است که بهار را که در اعماق زمین پنهان است از خواب بیدار می کند...
همان طور که لپور به درستی میگوید، مضمون واقعیِ «طاعون» نه نوعی بیماری عالمگیر بلکه مصیبت بیپایان بشر است، مصیبتی ناشی از خودخواهی آدمی و بیاعتنایی او به درد و رنج «دیگری: «همشهریان ما از این جنبه مانند بقیهی ابنای بشر بودند و خودشان را در نظر میگرفتند و بس...خیلیها کماکان امید داشتند بیماری مسری متوقف شود و خود و خانوادهشان در امان بمانند. در نتیجه، هنوز خود را ناگزیر به ترک عادتها نمیدانستند...افراد زیادی هنوز دست روی دست گذاشتهاند و اقدامی نمیکنند، حال آنکه طاعون مصیبتی است که همه درگیرش هستند و هر کس باید به وظیفهاش عمل کند.»
در بحرانیترین شرایط در ماههای اخیر پرسشی مدام تکرار میشد: چرا کاری از دستمان برنمیآید؟ وقتی این سؤال را میپرسیم دلمان میخواهد در مبارزهای صریح، و مهمتر از همه نتیجهبخش حاضر باشیم و از قید حکومتی که با تمام وجود میخواهد به بندمان بکشد رها شویم اما نمیتوانیم.
کتاب «زندگی در زندان» مدیحهای در باب رؤیاهای آرمانگرایانهی انقلاب دموکراتیکی است که به علت تصلب ایدئولوژیک تدریجی و خودکامگی سیاسی بر باد رفت. هر فصل به یکی از وجوه این رؤیاهای بربادرفته میپردازد.
بسیاری از مردم شیوع ویروس کرونا را به گردن جهانیشدن میاندازند، و میگویند که تنها راه جلوگیری از تکرار چنین اتفاقاتی جهانیزدایی از دنیا است. دیوار بسازید، مسافرت را محدود کنید، تجارت را کاهش دهید. با وجود این، هر چند قرنطینهی کوتاهمدت برای جلوگیری از این بیماریِ همهگیر لازم است، انزواگرایی بلندمدت به فروپاشی اقتصادی خواهد انجامید و در عمل ما را از بیماریهای مُسری محافظت نخواهد کرد. نتیجه کاملاً برعکس خواهد شد. پادزهر واقعیِ بیماریهای واگیردار نه جدایی بلکه همکاری است.
داستان زنانِ کرواتی که از شهر محصور ووکوار فرار کردند و در مدرسهای مستقر شدند که رهبر یوگسلاوی تیتو آن را بنیان نهاده بود اکنون تبدیل به نمایشی شده است که تأثیرات جنگ را از دیدگاه زنان نشان میدهد.
بریتانیاییها در قرن هفدهم دوباره با ایران ــ پرشیا به قول اروپاییها ــ آشنا شدند. در زمان الیزابت اول گامهایی آزمایشی در جهت ایجاد روابط تجاری برداشته شده بود اما در دوران پادشاهیِ جانشینان او یعنی جیمز ششم و اول بود که ارتباط رسمی دو کشور توسط فرستادگان سلطنتی، برادران شرلی به نامهای رابرت و آنتونی، ایجاد شد.