کتابِ «گذشتهی حاضر»
هرمز فرهت
شرح زندگی و فعالیتهای هنریِ هرمز فرهت (۱۳۰۷ ــ ۱۴۰۰)، موسیقیدان و آهنگساز نامدار ایرانی
شرح زندگی و فعالیتهای هنریِ هرمز فرهت (۱۳۰۷ ــ ۱۴۰۰)، موسیقیدان و آهنگساز نامدار ایرانی
بهسوی صلح جاودان: طرحی فلسفی، جستار کوتاه، ولی اثرگذارِ ایمانوئل کانت (۱۷۲۴-۱۸۰۴) است. این نوشتار نقش مهمّی در بنیانگذاری رشتهی روابط بین الملل داشت، و در مطالعات جنگ و صلح جایگاه ویژهای یافت. کانت در این جستار، به پیروی از الگوی صلحنامههای زمانهی خود، طرح یک معاهدهی صلح را میریزد که همیشه بپاید، و مانند آتشبسهای موقت، در میانهی جنگهای پایدار، به نظر نیاید.
تجربهی یوگسلاوی بحرانی در دههی ۱۹۹۰ نشان میدهد که مرز میان زندگی عادی و پاکسازی قومی بسیار باریک است. اما چگونه میتوان در مقابل ناسیونالیسم افراطی، بهویژه در یک جامعهی بحرانی ایستادگی کرد؟ فضای سیاسی یک جامعهی استبدادزده را چگونه میتوان باز کرد و در عین حال مجال کمتری برای نیروهای تندرو مهیا شود؟
از میان تمام پنجرههایی که میشد از آنها به زندگی و شخصیت عبدالبهاء نگاه کرد، انتخاب ما برای این کتاب، تمرکز بر اندیشهها و دیدگاههای اجتماعی عبدالبهاء و کوششهای عملی او برای تحول جهان اطرافش بوده است؛ اندیشهها و اقداماتی که هرچند در بسترهای گوناگون زمانی، جغرافیایی و فرهنگی جلوههایی متنوع داشتند اما اساسشان همواره باوری قاطع و خللناپذیر به یگانگی نوع انسان بود.
خراسان از نخستین روزهای ظهور آیین بهائی از پایگاههای مهم آن در ایران بوده و شاید بتوان گفت که بزرگترین جمعیت بهائیان را در شهرها و قصبهها و دهات خود داشته است. کتاب «تاریخ دیانت بهائی در خراسان» با عکسها و فهرستهای متعدد، داستان زنان و مردانی است که از اواسط قرن نوزدهم با گسستن از بندهای سنّت و شریعت به هویتی نو روی آوردند و همواره با شدیدترین مخالفتها از سوی روحانیون روبهرو بودند.
هنگامی که برای نخستین بار در بهار ۱۳۶۱ حکومت اسلامی کارزار تازهای را در رسانههایش به راه انداخت تا در آن با پخش «اعترافها» و خودزنیهای دگراندیشان و دگرباوران، ظلمت فقاهتیاش را بگستراند، یکباره به یاد محاکمات مسکو در پایان دههی ۱۹۳۰ افتادم. نمیشد این نمایشهای تلویزیونی را دید و به یاد محاکمات مسکو نیفتاد، محاکماتی که حاصل و عامل ایجاد دورانی دهشتبار در تاریخ شوروی بود که از آن با نام دوران تصفیههای خونین استالینی یاد میشود.
در این دفتر، مروری به مسئلهی مهاجران در ایران داشتهایم و بخشی کوتاه از تجربهی آنها را نیز مرور کردهایم. اقلیتی که «دیگری» و «بیگانه» تصور شده و خصوصاً در چهار دههی اخیر، امکانِ پذیرش در جامعهی ایران و حتی گاه برخورداری از حقوق اولیهی خود را نیز نداشته است.
دکتر ھوشیار در این کتاب بر آن است که خوانندهی فارسیزبان را با مبانی فلسفه و روانشناسی و جامعهشناسیِ تعلیم و تربیت آشنا سازد و یک چارچوب نظری مستحکم و جامعالاطراف را که با مفاھیم نوین این علم سرسازگاری داشته باشد عرضه کند.
آنچه در این دفتر آمده، طیف وسیعی از نظریههای گوناگون در بارهی اعدام است. چند تن از نویسندگان این مجموعه که تجربهی نزدیک و تلخی با اعدام داشتهاند، تجربهی خود را روایت کردهاند و برخی دیگر صرفاً از جنبههای نظری به موضوع پرداختهاند. باید تأکید کرد که هیچ یک از آنان با مجازات جرائم سنگین مخالف نیستند، اما اعدام را، به دلائلی که مطرح میکنند مجازاتی متناسب با جرم و موازین حقوق بشر نمیدانند. در جمعآوری این مطالب سعی شده که همهی دیدگاهها مستدل و منصفانه ارایه شود.
گوته یک وقت گفت که هرچند او تردیدی دربارهی نامیرایی ما (انسانها) ندارد، اما همهی ما نیز یک جور نامیرا نیستیم ــ حتی جلالت زندگی پسین ما بسته به آن است که چه اندازه بزرگ باشیم. به اعتباری این اندیشه پرتویی بر مفهومهای به راستی متضادی که به ذهن میرسد میافکند که، چیرگیِ روح بر مرگ به اندازهی قدرت روح است، یا آنکه هرچه روح مهمتر و جایگزینناپذیرتر باشد نیستیاش تصورناپذیرتر است. «همهی ما یک جور نامیرا نیستیم.»
در این دفتر، برخی مسائل و پرسشهای ابتدایی دربارهی روحانیت با شماری از صاحبنظران مطرح شده است تا مقدمهای برای توجه به اهمیت این صنف را فراهم کند. در گفتگوهای این مجموعه کوشش شده است تا هم گذشتهی روحانیون، خاستگاه فکری و اقتصادی آنها و علت افزایش قدرتشان در صد سال گذشته به اختصار مرور شود، و هم به حوادث پس از انقلاب و تأثیر آن بر دستگاه روحانیت و آیندهی آنان پرداخته شود. روحانیت در فردای ایران چه نقشی میتواند داشته باشد و آیا اساساً امکان نادیده گرفتن آنها وجود خواهد داشت؟
قتلهای ناموسی، اگرچه پرشمار است و هر سال صدها زن را به کام مرگ میفرستد، اما کمتر در رسانهها و افکار عمومی جامعه به آن پرداخته میشود. در ماههای اخیر، قتل رومینا، دخترک ۱۴ سالهای که به دست پدرش کشته شد، ناگهان توجه افکار عمومی، رسانهها و حتی مقامات مسئول را به قتلهای ناموسی جلب کرد و بهانهای شد برای شنیده شدن روایت زنهای دیگری که در نقاط مختلف ایران کشته شدهاند. هنوز اما هزاران قصه از زنانی که قربانی قتلهای ناموسی شدهاند یا خطر کشتهشدن به بهانهی ناموس و غیرت را بیخ گوششان حس کردهاند، ناشنیده مانده است. در این دفتر آسو از منظرهای مختلف به زنکشی به بهانهی ناموس و غیرت پرداختهایم، به این امید که نوشتن از خشونتها، راهی به سوی شکستن سکوت پیرامون آن باز کند.
در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم، برخی از شرقشناسان نامدار بریتانیایی، روسی، فرانسوی و آلمانی به مطالعهی آیینهای بابی و بهائی روی آوردند. مهمترینِ آنان ادوارد جی. براون، پژوهشگر بریتانیایی، بود که ترجمهها و مقالات پرشمارش بر مطالعات بعدی در دنیای انگلیسیزبان در باب الهیات و تاریخِ این دو دین تأثیری ماندگار بر جای نهاد.
آیا میدانستید که واژهی «سفیدپوست» را یک نمایشنامهنویس در سال ۱۶۱۳ ابداع کرد؟ آیا میدانستید که بردهداری در ایران سابقهای طولانی دارد و ایرانیان آفریقاییتبار ۱۰ تا ۱۵ درصد از جمعیت جنوب ایران را تشکیل میدهند؟ آیا میدانستید که تا حدود دو قرن قبل، هزاران بردهی سفیدپوست اروپایی در کشورهای اسلامی به بیگاری واداشته میشدند؟ آیا میدانستید که جمهوری ترکیه، به رهبری مصطفی کمال آتاتورک، کارزار گستردهای را برای اثبات «سفیدپوست» بودن ترکها به راه انداخته بود؟ آیا میدانستید که در قرن نوزدهم انگلیسیها و آمریکاییها «ایرلندیها» را «سیاهپوست» میشمردند و ایتالیاییها نیز در آمریکا وضعیت مبهمی بین سیاهپوست و سفیدپوست داشتند؟ ...
نگارش خاطرات و تجربیات زندانیان سیاسی و عقیدتی از لحظهی دستگیری تا شکنجه، بازجویی و هموندی با همبندیانی از همه رنگ، نوعی تولید «دانش تجربی مبارزه» است که همچون نوری برآمده از دالانهای سیاه زندان مسیر دستیابی به آزادی، برابری و عدالت را روشن میسازد. خاطرات زندان به ویژه در کشورهایی با حکومت مطلقه و سرکوبگر هم درس تاریخ است و هم دانشی روزآمد برای روشنفکران و فعالان سیاسی و مدنی که بیتردید در هنگام گرفتاری به کار خواهد آمد. خاطرات زندانیان سیاسی، چه آنگاه که در فورانی از بغض و خشم و داوریهای نسنجیده بر کاغذ مینشیند و چه آنگاه که در فراغت فاصلهگیری از بحران و با رویکردی منصفانه و پژوهشی تهیه میشود، منبعی دست اول برای استناد به وقایع دوران است.
مجموعهی «روایتهایی از زندان» بر موضوع زندان تمرکز میکند. این مجموعه به بخشهایی از زندگی در زندان پرداخته که پیش از این عموماً نادیده مانده است.
اگر در همین تعطیلات اخیر کریسمس، کاساندرا به ما میگفت: «سه ماه دیگر با دو متر فاصله از هم صف خواهید بست، ماسک به صورت خواهید زد و اکثرتان در خانه حبس خواهید شد» هیچکس حرفش را باور نمیکرد...حتی به فکرمان هم خطور نمیکرد که این دنیای شلوغ جهانی نخواهد توانست که تا ابد بر اساس اصول قدیمی به کارش ادامه دهد...چیزی دارد ما را میآزماید. نمیدانم که دست تقدیر است یا شیطان یا طبیعت یا خدا...؟
همان طور که لپور به درستی میگوید، مضمون واقعیِ «طاعون» نه نوعی بیماری عالمگیر بلکه مصیبت بیپایان بشر است، مصیبتی ناشی از خودخواهی آدمی و بیاعتنایی او به درد و رنج «دیگری: «همشهریان ما از این جنبه مانند بقیهی ابنای بشر بودند و خودشان را در نظر میگرفتند و بس...خیلیها کماکان امید داشتند بیماری مسری متوقف شود و خود و خانوادهشان در امان بمانند. در نتیجه، هنوز خود را ناگزیر به ترک عادتها نمیدانستند...افراد زیادی هنوز دست روی دست گذاشتهاند و اقدامی نمیکنند، حال آنکه طاعون مصیبتی است که همه درگیرش هستند و هر کس باید به وظیفهاش عمل کند.»
آنچه هدف اصلی بوده فراهم آوردن مجموعهای در جهت روشنگری مفهوم «ایران فرهنگی» بوده است. بنابراین، از کسانی دعوت کردهایم که با مؤلفههای مختلف ایران و فرهنگ سر و کار داشتهاند و دارند، گرچه همهی کسانی که دعوت شدهاند نتوانستهاند به دعوت ما پاسخ گویند. همچنین با دعوت از خانم فرزانه خجندی، عزیز حکیمی، شهزاده سمرقندی، اسفندیار آدینه از تاجیکستان و ازبکستان و افغانستان سعی کردهایم تنوعی در مشارکتکنندگان داشته باشیم که به نحوی تنوع حوزهی ایران فرهنگی را نشان دهد. اما این مجموعه را صرفاً گامی اولیه برای مباحث ایران فرهنگی میدانیم و ناچار از آنچه در نظر داشتهایم تنها بخشی منعکس شده است.
آیا شیوههای خشونتپرهیز مبارزه، در هر زمان و زمینهای میتواند پیروز باشد؟ وقتی با حکومتی ستمگر و بیرحم مواجهایم که کشتار و شکنجه بخشی از ماهیت آن شده است، با کارزار خشونتپرهیز چگونه میتوان امید به تغییر داشت؟ این پرسش بهویژه پس از کشتار آبان ۱۳۹۸ بیش از پیش جدی شده است.