میان سروده و سنگ: خوانشی از دو دفتر نخست مینا اسدی
فرزانه میلانی
گرچه در ظاهر، تبعید اسدی با مهاجرتش به سوئد به سال ۱۳۵۴ آغاز شد، اما ریشههای آن در دل همان وطنی روئید که میبایست مأمن و مأوایش باشد، اما پذیرنده و پذیرا نبود.
گرچه در ظاهر، تبعید اسدی با مهاجرتش به سوئد به سال ۱۳۵۴ آغاز شد، اما ریشههای آن در دل همان وطنی روئید که میبایست مأمن و مأوایش باشد، اما پذیرنده و پذیرا نبود.
«سفر بی آرزو» برای توصیف این شکل از مهاجرت گزارهی مناسبی به نظر میرسد. منظور نقل مکان به کشور همسایه است، ارادهای که پشت آن بهشت یا جهنمِ خفتهای وجود ندارد. این دسته از مهاجران اغلب آواره و رانده شده یا به دنبال رؤیاهای بزرگ نیستند، بلکه شرایط اجتماعی و اقتصادی ایران آنها را مجاب کرده به کوچ تن بدهند.
جنبشهای اجتماعی خصلت بیانی دارند. بعضی جنبشها موفق میشوند و تداوم پیدا میکنند، بعضی شکست میخورند یا محو میشوند. اما همهی جنبشها ــ فارغ از این که از چه منابع و استراتژیها و تاکتیکهایی استفاده میکنند و غایت و تأثیرشان چیست، با فن بیان سر و کار دارند تا توجه دیگران را جلب کنند، آنها را مورد خطاب قرار دهند، و ترغیب و متقاعدشان کنند.
ما ملودیهای مشهورِ سمفونیهای سوم، پنجم، ششم یا نهم یا کنسرتو پیانوها و سوناتها یا قطعات موسیقیِ مجلسی بتهوون را برای هزارمین بار در فیلمها، آگهیهای تجاری یا کنسرتها میشنویم. اما تیغ بُرندهی این موسیقی به علت مصرف بیش از حد کُند شده است. به عبارت دیگر، ماهیت به شدت سیاسی موسیقیِ بتهوون ــ ماهیت شورشی، انقلابی، عمیقاً دموکراتیک و آزادیخواهانهاش ــ را از یاد برده و از آن غافل شدهایم.
آیا مجازات مجرمان علاوه بر حقی قانونی، تکلیفی اخلاقی نیز هست؟ یا اینکه توقف چرخهی خشونت و ترمیم روح مجروح ملتها محتاج ترویج فضیلتِ بخشش است؟ با نگاهی به اندیشهی فیلسوفان عهد باستان تا پساهولوکاست به دوگانهی مناقشهبرانگیز بخشش یا انتقام میپردازیم بدین امید که روزنهای به فراخنای مباحث پیچیده و پرلایهی فلسفی در اینباره بگشاید.
عضویت در اتحادیهها از مدتی قبل پیوسته رو به کاهش بوده است. در آمریکا، عضویت در اتحادیهها در سال ۱۹۵۴ به اوج رسید: در آن سال، ۳۴/۸ درصد از کارکنان حقوقبگیر (۲۸/۳ درصد از کل کارکنان) عضو اتحادیه بودند. اما این رقم در سال ۲۰۱۹ به ۱۰/۳ درصد از کارکنان حقوقبگیر (و کمی کمتر برای کل کارکنان) تنزل یافته بود ــ پایینترین میزان در بیش از ۷۵ سال.
فیلسوف فرانسوی نظریهاش را چنین خلاصه کرده است: «هیچگاه ما آزادتر از وقتی نبودهایم که تحت اشغال حکومت آلمان بودیم.» بینش اصلی سارتر این بود که ما زمانی کاملاً به حدود آزادی خود و سرشت حقیقی آن واقف میشویم که از حیث فیزیکی و جسمانی از عمل و فعالیت کردن بازمیمانیم. اگر او برحق باشد، آنگاه این بیماریِ همهگیر فرصتی است برای آنکه بار دیگر دریابیم که منظور از آزاد بودن چیست.
انتشارات وانورلد (ONEWORLD)، نشر مستقلی که توسط نوین دوستدار و ژولیت میبی در لندن اداره میشود، در سالهای اخیر به نامی پرآوازه در بازار نشر تبدیل شده و بسیاری از کتابهایش به موفقیتهای درخشانی دست یافتهاند که از آن جمله میتوان به دریافت جایزهی بوکر به صورت پیاپی در سالهای ۲۰۱۵ و ۲۰۱۶ اشاره کرد. این زوج ایرانی-بریتانیایی وانورلد را با این نیت راهاندازی کردند که بتواند موضوعات مهم اجتماعی را در قالب کتابهایی غیرتخصصی به زبان ساده و روشن برای مخاطب عام ارائه دهد، با نوین دوستدار دربارهی م
آرونداتی روی در سخنرانی پس از دریافت جایزهی صلح سیدنی در سال ۲۰۰۴ گفت: «خوب میدانیم که چیزی به اسم "بیصدایی" وجود ندارد، یا سکوتی عامدانه است یا نشنیدنی خودخواسته.» اما آنهایی که سکوت اختیار میکنند چه؟ و آنهایی که از حق آزادی بیان خود صرف نظر میکنند تا در عافیت باشند یا ثروتمندتر شوند یا شغل بهتری نصیبشان شود یا حتی فقط زنده بمانند؟
روزنامهنگاری محیط زیست نقش سیاسی مهمی بر عهده دارد. کسانی که میتوان آنها را روزنامهنگار متعهد خواند نه تنها میخواهند نشان دهند که مسائل محیط زیستی به غیر از روایت رسمی وجه دیگری نیز دارد بلکه به دنبال تأثیرگذاری بر نحوهی مواجهه با این مسائلاند و قصد مبارزهی سیاسی نیز دارند.
بر حسب شاخصهای جامعهشناختی، تغییر در رفتارهای دینی و باورهای جمعیتهای محلی اصلاً به اندازهای نیست که انتصاب عنوان «پساسکولار» را بر این جوامع موجه سازد. اوج گرفتن روند دینداریِ غیرسازمانیافته و دینداری به شیوهی معنویتگرایی در حدی نیست که کاهش عضویت در جوامع عمدهی دینی را جبران کرده باشد.
چرا بعد از این همه سال، الان میگوید که به او تجاوز شده؟ چرا روایتش از آزارجنسی انسجام ندارد؟ خودش هنوز شک دارد که تجاوز بوده یا فقط آزار جنسی، ما چطور مطمئن باشیم که اتفاقی افتاده؟ چرا مدام میگوید که قربانی نیست، مگر به او تجاوز نشده؟ اینها فقط بخشی از سؤالهایی است که بعد از هر روایتی از تجاوز و آزار جنسی مطرح میشود.
میخواهم به خوانشِ یک ترکیب در شاهنامه بپردازم که، به گمانِ من، قرنها نادرست خوانده شده است. زیرا از حدودِ دو قرن پس از روزگارِ فردوسی اشارتِ تاریخیِ آن تا این زمان از یادها رفته بوده است. و خواهم گفت که چهگونه. و آن خواندنِ سُرو-تاج (sorū-tāj) است به صورت سَر-و-تاج (sar-o-tāj).
اسپینوزا اخلاق خود را در فاصلهی میان سالهای ۱۶۶۱ و ۱۶۷۵ نوشت، امّا کتاب پس از مرگ وی و مخفیانه به چاپ رسید. در آن کتاب اسپینوزا به تفصیل دربارهی نفرت، به مثابهی یکی از مذمومترین عواطف انسانی سخن میگوید و درهای آزادی، عقلانیت، و سعادت را به روی کینتوزان بسته میبیند.
این مستند برخلاف رویهی رایج مستندهای این روزها که بیشتر بر محور صحبتهای دیگران دربارهی سوژه میگذرد، متمرکز بر خود سوژه است و حرفها و روزمرگی او. رضا خندان، همسر نسرین ستوده؛ منصوره شجاعی، فعال حقوق زنان که سالها با ستوده همکاری کرده؛ تقی رحمانی، فعال سیاسی از دیگر چهرههایی هستند که در این مستند دربارهی ستوده و تجربهی کار و زندگی و مقاومت او صحبت میکنند.
پناهجوی ناسپاس اثر نویسندهای است که در اوج حرفهی خود ایستاده و امر شخصی و سیاسی را به همان نحوی در هم آمیخته که کارولین فورشه از «امر اجتماعی»، هم به عنوان «محلی برای مقاومت و مبارزه» و هم «قلمرویی که در آن ادعاها علیه نظم سیاسی به نام عدالت مطرح میشود» نام میبرد.
در سال ۱۹۳۸، مجموعهای از سخنرانیهای هشداردهندهی وینستون چرچیل دربارهی جنگ قریبالوقوع با آلمان با این عنوان منتشر شد: «وقتی بریتانیا در خواب بود.» به این هشدار به موقع توجه نکردند و دنیا بهای گزافی پرداخت. جان میکلتووِیت و آدریان وولدریج، نویسندگان کتاب «ندای بیداری»، هدف مشابهی دارند: آنها میخواهند توضیح دهند که کووید-۱۹ و پیامدهایش چطور ضعف غرب را برملا کرده است و چرا باید هر چه سریعتر این ضعف را برطرف کرد.
در سال ۲۰۰۰، تسای جن-هوی، استاد معماری در دانشگاه ملی فناوری تایپه، دیوارهای محوطهی دانشگاه را تخریب کرد و به جای آن، فضای خندقمانندی ساخت که از آبِ بازیافت شده و باران تغذیه میشد. علاوه بر این، اقداماتی در دانشگاه به منظور حفاظت از محیط زیست و کاهش دما انجام داد. برای مثال، با الهام از درختان ــ و ترکیب آنها ــ برای دانشگاه، سردر ورودیای بنا کرد و به طراحی بامها و بالکنهایی سازگار با محیط زیست پرداخت؛ افزون بر این، آبنماها و سیستم پیادهرو نفوذپذیری را ایجاد کرد.
ما حیوانایم. هر چند انسانها اغلب بر این واقعیت اساسی سرپوش میگذارند اما ویروس کرونا از ارتباط و وابستگیِ ما به بهروزیِ دیگر موجودات پرده برداشته است. بیاعتناییِ ما به دیگر گونهها از جهات گوناگون در پیدایش و وخامت این بیماریِ عالمگیر نقش داشته است. واکنش مناسب ــ و پیشگیری از وقوع چنین فجایعی در آینده ــ مستلزم آن است که از این پس به حیوانات توجه کنیم.