آیا میتوان در دنیایی «عاری از آلایندهها» به پایداریِ زیستمحیطیِ واقعی دست یافت؟
پیتر سوتوریس
اصول و مبانیِ اصلیِ نظامهای اقتصادی و سیاسیِ تمدن غربی مبتنی بر تبدیل طبیعت به کالا است. یک درختِ مرده ارزش اقتصادی دارد؛ یک درختِ زنده معمولاً نه.
اصول و مبانیِ اصلیِ نظامهای اقتصادی و سیاسیِ تمدن غربی مبتنی بر تبدیل طبیعت به کالا است. یک درختِ مرده ارزش اقتصادی دارد؛ یک درختِ زنده معمولاً نه.
امروزه نام جان فون نویمان بر خلاف همکار بسیار نامدارترش، آلبرت انیشتین، زبانزدِ مردمِ عادی نیست اما اکتشافاتِ او بر شیوههای زندگی تکتک انسانها تأثیر میگذارد. فون نویمان در نوجوانی شالودهی جدیدی برای ریاضیات ایجاد کرد. او بعدتر در آموزشِ ساختن و خنثیسازی بمب اتم نقش مؤثری داشت.
اینستاگرام، یوتیوب و تیکتاک از عصر برندسازیِ شخصی خبر میدهند، آنجا که موفقیت را با تعداد دنبالکنندهها و «لایکها» میسنجند، جایی که در معرض دید قرارگرفتنْ حریم خصوصی را از بین میبرد و شهرت به اسکناس تبدیل میشود. در زندگیِ یک اینفلوئنسر (شخصی با قدرت تأثیرگذاری بر خریدارانِ بالقوه) همهچیز فروختنی است، از جمله بچهها.
خلاقیت بشری و پیشرفتها در عرصهی فناوری به آفرینش دنیایی منجر شده است که خود ما انسانها، به عنوان خالقان این دنیا، دیگر قادر به درک تمامیتِ آن نیستیم. به نظر میرسد این دنیا پیچیدهتر از آن شده است که ما با ذهنهای به نسبت سادهی خود قادر به شناخت کامل آن باشیم.
در سال ۱۹۳۰، یک سال پس از شروع رکود اقتصادی، جان مینارد کینز تصمیم گرفت تا در مورد امکانات اقتصادی برای نوههایش بنویسد. به رغم اندوه فراگیر ناشی از فروپاشی نظم اقتصادی جهانی، این اقتصاددان بریتانیایی خوشبین باقی ماند، و اعلام کرد «رکود اقتصادی حاکم بر جهان... ما را از دیدن واقعیتهای آشکار باز داشته است». او در جستار خود پیشبینی میکند که تا صد سال دیگر، برای مثال تا سال ۲۰۳۰، جامعه آنقدر پیشرفت کند که آدمها به ندرت محتاج کار باشند.
بسیاری از قوانین اساسی دموکراتیک از ما در برابر هجوم ناخواسته به مغز و جسممان محافظت میکنند. این قوانین همچنین تقدس ویژهای برای آزادی فکر و حریم خصوصی ذهنی قائلاند. به همین دلیل است که استفاده از داروهای نوروشیمیایی که در عملکرد شناختی فرد اختلال ایجاد میکنند بدون اجازهی شخص ممنوع است، مگر این که این کار از نظر پزشکی موجه باشد.
هفتهی گذشته دولت چین با انتشار گزارشی کوشید تا رفتار خود با اقلیت مسلمانِ اویغور این کشور را توجیه کند. دهههاست که دولت چین تلاش میکند تا روایت خود از ایالت سینکیانگ، واقع در شمال غربی چین، را به کرسی بنشاند. اکنون نزدیک به ۱.۵ میلیون نفر در اردوگاههای کار اجباری در این استان زندانی هستند.
چرا به رغم توسعهی رسانههای اجتماعی و فناوریهای نوینی که به افراد اجازه میدهند افکار و دیدگاههای خود را منتشر کنند، آزادی بیان نه تنها توسعهی چشمگیری نیافته بلکه موارد نقض آن افزایش یافته است؟ این مقاله با بررسی این موارد در کشورهای مختلف تلاش میکند به این پرسش پاسخ دهد.