چهرههای گوناگون نادانی
رناتا سالتسل
دو تعریف از نادانی وجود دارد. اولین معنای این واژه عبارت است از بیدانشی یا بیمیلی به دانستن، در حالی که دومین معنا معطوف به روابط است؛ برای مثال، وقتی که تصمیم میگیریم رفتار یا شخص خاصی را نادیده بگیریم.
دو تعریف از نادانی وجود دارد. اولین معنای این واژه عبارت است از بیدانشی یا بیمیلی به دانستن، در حالی که دومین معنا معطوف به روابط است؛ برای مثال، وقتی که تصمیم میگیریم رفتار یا شخص خاصی را نادیده بگیریم.
مغالطه چیست؟ مغالطهها چه نقشی در فریبکاری و گسترش اخبار جعلی دارند؟ چرا آشنایی با شیوههای استدلال منطقی برای راستیآزماییِ اخبار و گزارشهای منابع خبری لازم است؟
دانشمندان افراد درمانناپذیر را درمان کردند؛ ثابت شد که انقراض دهها گونه اجتنابناپذیر نیست؛ در میان منابع الکتریسیته انرژی خورشیدی اکنون سریعترین میزان رشد را دارد؛ روند جنگلزدایی در تمام مناطق جهان رو به کاهش بوده است؛ جنبش «کودکیِ بدون گوشی هوشمند» شتاب گرفت؛ و چندین موفقیت دیگر ... .
گاهی اوضاع نه با کشفِ حقیقتی تازه بلکه با بیان آنچه همه از پیش میدانستند دگرگون میشود. گاهی بر زبان آمدنِ رازی نهفته سبب میشود که رابطهای عاطفی از بنیاد زیر و رو شود. و گاهی بیان حقیقتی که همه میدانند اما هیچکس را یارای بازگفتنش نیست میتواند ساختاری سیاسی را فرو بریزد.
حالا بسیاری از مردم کشورمان میپرسند این «ضدیت با امپریالیسم» برای ما چه ارمغانی آورده است؟ بهراستی، مردمان عادی چه بهرهای از این سنخ از غربستیزی، خصومت با آمریکا، و «ضدیت با امپریالیسم» بردهاند؟ آیا چنین نیست که در این جریان مردم عادی بیشتر هزینه دادهاند تا عوایدی مادی یا معنوی دستگیرشان شود؟
شاید این روزها بیش از همیشه ضرورت دارد که از خود بپرسیم چرا نمیتوانیم با هم گفتوگو کنیم؟ یا چرا گفتوگوهای ما بیشتر خصمانهاند و اختلافها را تشدید میکنند. چرا گفتن، شنیدن و تحملِ نظر مخالف تا این حد دشوار به نظر میرسد؟
یورگن هابرماس، فیلسوف آلمانی، میگوید که ایجاد حوزهی عمومی دموکراتیک با گسترش قهوهخانهها در پایتختهای اروپایی مرتبط بود، جایی که مردان اروپایی جمع میشدند تا با هم قهوه بنوشند، روزنامه بخوانند و دربارهی اخبار روز گفتوگو کنند.
دورانِ ما دوران دلهره و تشویش است ــ نوعی اضطرابِ وجودی و فرسودگیِ ذهنی در زندگیِ روزمره به چشم میخورد، نوعی سردرگمیِ بیسابقه که هنوز چندان حاضر به اذعان به آن یا قادر به درکش نیستیم.