تب‌های اولیه

ایران ورای آب و خاک و سیاست

علی رنجی‌پور

ایران برای من شمارش یک، دو، سه... است. وقتی دخترم که انگلیسی‌زبان شده، از من جدول ضرب می‌پرسد، اول اعداد را به فارسی ترجمه می‌کنم و نتیجه را دوباره به انگلیسی برمی‌گردانم.

تعریف ایران فراتر از آب و خاک است

یوسف عزیزی بنی‌طرف

به نظر من، ایران آینده، ایرانی است که در آن اثری از تبعیض نژادی و ستم ملی و پلشتیها و بیدادگریها و تبعیضها نیست و همهی اینها جای خود را به برابری نسبی میان عربها و دیگر ملیتها با ملیت غالب میدهد. این ــ البته ــ امر محالی نیست و در دنیای معاصر نمونههای فراوان دارد و در ایران گذشته نیز معمول بوده است.

نسبت «هویت ملی ایرانیان» با حکومت آینده‌ی ایران چیست؟

امین هدایت پناه

در دنیای امروز «ایران» خودش یک مسئله است. چه در نگاه اسلامگرایان انقلابی در ایران، چه ملیگرایان سکولار، چه هر اپوزیسیونی که در تقلای تغییر، روزگار میگذراند و چه در نگاه غربِ امروز، ایران با تمام جهات سیاسی، فرهنگی، باستانیاش یک مسئله است. شاخص این ادعا نیز نسبت ایران با تمدن است.

وحدت در عین کثرت، آینده‌‌ای مطلوب برای ایران

احمد جزایری

در ذهن و ضمیر من، ایران یعنی قلمرو فرهنگ و زبان فارسی؛ هرجا اهالی و ساکنان آن از مشایخ و مشاهیر ادبیات فارسی آموخته‌اند و تأثیرات پیدا و پنهان گرفته‌اند آنجا ایران است، حتی اگر بخشی از قلمرو چین و سرزمین هند باشد یا کشوری مستقل مانند افغانستان و تاجیکستان و آذربایجان.

نفی شوونیسم فارس و سرمایه‌داری لازمه‌ی نیل به ایران دموکراتیک است

بهنام امینی

ایران همچون تمامی دولت-ملت‌های موجود در جهان امروز واقعیتی سیاسی-تاریخی است. این بدین معناست که به‌رغم ارجاع به موجودیتی به نام ایران در زمان‌های دور، ایرانی که امروز می‌شناسیم در برهه‌ی تاریخی مشخصی و به تبع اراده‌ای سیاسی «خلق» شده است.

نوشتن در اتاقی از آنِ همه!

منصوره شجاعی

کتاب سایهروشن نمونهای است از یک روایت چندصدایی و ترکیبی است از یک تحقیق جامعهشناختی/مردمشناختی با چاشنی ادبیات. این کتاب حاصل «همنوشتی» پانزده زنِ اکثراً مهاجر و پناهندهی ساکن هلند است که زیر نظر دکتر هاله قریشی و همکارش کریستین برینکخریو طی یک دورهی کارگاه آموزشی سرگذشتنامهنویسی در سال ۲۰۱۰ به زبان هلندی تهیه و تدوین شده است.

چرا گذشته‌ی تاریک خود را از یاد می‌بریم؟

گری یانگ

درست بعد از جنگ جهانى دوم، آلمانی‌ها مجبور بودند که برای دریافت کوپنِ مایحتاج اساسی خود فیلم‌های مستندی را درباره‌ی اوضاع هولناک اردوگاه‌های کار اجباری تماشا کنند. اما آن طور که تونى جوت در کتابش دوران پس از جنگ می‌گوید مردم به سالن می‌رفتند اما به پرده نگاه نمی‌کردند. سال‌ها بعد، یک نویسندهی آلمانى به نام استفان هرملین نوشت: «در فضاى نیمهتاریک سالن، مىتوانستم ببینم که اکثر مردم از اول تا آخر فیلم، روى خود را برگردانده‌اند.