تب‌های اولیه

آینده برای ما چاهی بزرگ است

رضا پیامی

چند روز بعد از ساقط شدن هواپیمای اوکراینی و کشته شدن ۱۷۶ مسافر و خدمه‌اش، توی ماشین بودیم و داشتیم از جلوی صف نامنظم پلیس ضدشورش، اسلحه‌هایی که برای به رخ کشیدن توی دستشان گرفته بودند، و ماشین‌های سیاهشان می‌گذشتیم. روی چهره‌هایشان دقیق شده بودیم که یکی از بچه‌ها گفت «تجمعی که نیست، اینا چرا هنوز هستند؟» یکی دیگر جوابش را داد که: «برای همین، برای این‌که بگن ما هستیم، چه شما باشید چه نباشید. آینده از آن ماست.»

رسیدگی به بی‌عدالتی دیروز، شرطِ فردایی عادلانه‌ برای ایران

نسیم صحرا (مقرب)

به گذشته و آینده‌ی ایران که فکر می‌کنم، می‌بینم برگ‌های دفتر تاریخ و فرهنگ این سرزمین همان‌قدر سرشار از رنج است که سرشار از امید؛ امید به پیروزیِ روشنی بر تاریکی، امید به سرآمدنِ زمستان، امید به فردای بهتر. گویی رنج و امید دو روی سکه‌ی زندگی انسان ایرانی است. این‌ که این امید و آرزوی همیشگی چه کارکردی دارد یک داستان است، این ‌که فردای بهتری که به آن امیدوار شویم چه ویژگی‌هایی دارد داستانی دیگر.

چرا گذشته‌ی تاریک خود را از یاد می‌بریم؟

گری یانگ

درست بعد از جنگ جهانى دوم، آلمانی‌ها مجبور بودند که برای دریافت کوپنِ مایحتاج اساسی خود فیلم‌های مستندی را درباره‌ی اوضاع هولناک اردوگاه‌های کار اجباری تماشا کنند. اما آن طور که تونى جوت در کتابش دوران پس از جنگ می‌گوید مردم به سالن می‌رفتند اما به پرده نگاه نمی‌کردند. سال‌ها بعد، یک نویسنده‌ی آلمانى به نام استفان هرملین نوشت: «در فضاى نیمه‌تاریک سالن، مى‌توانستم ببینم که اکثر مردم از اول تا آخر فیلم، روى خود را برگردانده‌اند.

نوستالژی: مرغ گذشته چطور غاز می‌شود؟

علیرضا اشراقی

چطور می‌شود که آدم‌ها یک‌باره دسته‌جمعی «نوستال می‌زنند» و دل‌شان برای گذشته‌ای تنگ می‌شود که حتی تجربه‌اش هم نکرده‌اند؟ حواس خیلی‌ها در دو سال گذشته به این پرسش جمع شده است. نوستالژی همیشه امری سیاسی بوده اما اهمیت سیاسی‌اش حالا دارد به رخ کشیده می‌شود. 

آیا مطالعه‌ی گذشته واقعاً به فهم حال کمک می‌کند؟

رابرت کروکرافت

رابین جورج کالینگوود نظر جالبی درباره‌ی بصیرت مورخان خبره ارائه داد. این مورخ نامدار، تفاوت میان آشنایان و ناآشنایان با تاریخ را شبیه به تفاوت میان «جنگل‌بانان متبحر» و «مسافران ناآگاه» در جنگل می‌دانست. در حالی که مسافران با خود فکر می‌کنند «اینجا چیزی غیر از درخت و سبزه نیست»، جنگل‌بانان خطرات نادیدنی را می‌شناسند و می‌گویند «مراقب باش، ببری لابه‌لای سبزه‌ها کمین کرده است».

عدالت انتقالی، زنجیری برای اسارت در گذشته یا پنجره‌ای روشن به آینده؟

مریم فومنی

وقتی گذار از دوران سرکوب آغاز می‌شود، «گذشته» پرسش دشواری را ‌در برابر جامعه قرار می‌دهد. اکنون جامعه‌ای که سال‌ها در معرض سرکوب و خشونت بوده باید تصمیم بگیرد که با آمران و عاملان جنایت‌ها چه‌ کند. ببخشد؟ فراموش کند؟ مجازات کند؟ 

مزایای نوستالژی

ویکتوریا چان

ظاهراً احساس نوستالژی تجربه‌ای رایج است: پژوهشی در سال ۲۰۰۶ نشان داد که بیش از سه چهارم از شرکت‌کنندگان حداقل یک بار در هفته حس نوستالژی را تجربه می‌کنند.

زبان من با زبان آدم‌کش‌ها یکی است

میخائیل شیشکین

میخائیل شیشکین آرزو می‌کند که روسیه‌ی دیگری از میان خاکسترِ خود برخیزد و می‌نویسد: «ما برای بررسی تمامیت‌خواهیِ شوروی دادگاهی شبیه به نورمبرگ نداشتیم و دست قاتلین آن دوره را از قدرت کوتاه نکردیم.»