دنیای خود را نارنجی کنید
روز جهانی پایان دادن به خشونت علیه زنان
روز جهانی پایان دادن به خشونت علیه زنان
سازش با استبداد برای حفظ منافع و گریز از گزند حکومتهای خودکامه سازوکاری آشنا در زندگی ایرانیان است، اما تقیه و کتمان عقیده در جنگ با وجدان پیامدهایی دارد.
در آخرین بخش از مجموعه روایتهای زندان، مریم حسینخواه این بار از تجربهی خود از زندگی در دل دنیایی میگوید که زمانی بیرون از زندان دربارهاش مینوشت، تکهای از خودش که آنجا جا مانده و گاهگاه در کابوسهایش او را دنبال میکند.
بیش از پنجاه سال پیش، در سال ۱۹۶۶، آنتونی والاس، مردمشناس برجستهی کانادایی، با اطمینانِ کامل پیشبینی کرده بود که با پیشرفت علم، دین در جهان نابود میشود. او گفته بود: «با گسترش علم و کفایتِ آن برای مردم دنیا، اعتقاد به نیروهای ماورای طبیعی در سراسر جهان محکوم به نابودی خواهد بود.»
موسیقی جاز، به عنوان هنری غربی، در دوران «جنگ سرد» و نیمهی دوم قرن بیستم تأثیر گستردهای بر کشورهای غیرغربی، از جمله کشورهای عربی در خاورمیانه و آفریقا، گذاشت. این مقاله، با معرفی هنرمندان عربی که از این موسیقی تأثیر پذیرفتهاند، تاریخچهی این تأثیرپذیری را مرور میکند.
ساعت ۱۲ شب بود و زن، مقابل بیمارستان مفید تهران، پسرک چهار سالهی خود را بغل کرده بود و با ترس و وحشت فریاد میزد: «نیما را نجات دهید!» پرستاران به سمت نیما دویدند. پسرک بیهوش بود، به سختی نفس میکشید و بدنش پر از کبودی و آثار سوختگی بود. چه کسی میتوانست این همه زخم بر جسم کودکی که توان دفاع از خودش را ندارد بزند؟
عکسها از: مهدیه میرحبیبی
در قرنهای اخیر، بشر به کشفیات علمی و پیشرفتهای فنی بیسابقهای دست یافته است. با این حال، نظریات علمیِ امروز هنوز نتوانستهاند بسیاری از رازهای عالم هستی را بر ما آشکار کنند. شدت جهالت ما در این باره به حدی است که شاید هزار سال بعد همهی نظریات کنونی ما بیاهمیت و بیاعتبار جلوه کنند.
نیمهی اول دههی شصت، یا باید میرفتی جبهه، یا میبردنت زندان، یا مخفی میشدی، یا میرفتی تبعید، یا مثل مورچه این ور و آن ور میزدی که آذوقهای فراهم کنی تا پایان فصل سرما. من مورچهی امیدواری بودم که تردید نداشتم زمستان میگذرد، «وز پیاش پیک بهار، با هزاران گل سرخ، بیگمان میآید!»
در سالهای منتهی به «جنگ داخلی آمریکا»، این کشور شاهد وقایعی چون دوقطبی شدنِ عرصهی سیاسی، سوءظن شدید مردم نسبت به یکدیگر، و رواج توهم توطئه در سطح افکار عمومی بود. در این مقاله، یکی از سرشناسترین مورخان آمریکا دیدگاه خود را دربارهی تفرقه و دوپارگی در آمریکای آن دوران و آمریکای زمان حال طرح میکند.
عبدالبهاء ۹ ساله بود که همراه با خانوادهاش از ایران تبعید شد، و تا آخر عمر به ایران بازنگشت. اما همیشه ایران را خانه و وطن خود میدانست و برای ایران آیندهی درخشانی نوید میداد .
«دموکراسی»، به معنای حاکمیت مردم بر سرنوشت خود، را یکی از مهمترین دستاوردهای بشری در جامعهی مدرن میدانند. با این حال، دموکراسی یک ساختار سیاسی است، و سیاست نباید تمام وجوه جامعه و تعاملات اجتماعی ما را در بر بگیرد. برای بقای دموکراسی، باید مجالی برای روابط انسانی فارغ از تمایلات و تعهدات سیاسی فراهم کنیم.
همهی ما در زندگی روزمره به وفور دچار خشم میشویم. خشم یک احساس انسانی است، اما فضیلت اخلاقی در مدیریت کردن و مهار کردن این احساس است، نه در تسلیم شدن به آن. حکیمان باستان آموزههای بسیاری برای مقابله با این احساس عرضه کرده بودند. اما در دنیای امروزی چگونه میشود خشم را مهار کرد؟
ابداع و توسعهی اینترنت به همراه دسترسی گسترده به فناوری دیجیتالی باعث احاطه شدن ما با منابع بیپایان بیتوجهی و حواسپرتی شده است: اساماسها، ایمیلها، و پستهای اینستاگرامی از طرف دوستان، موسیقیها و ویدئوهای آنلاین، قیمتهای دائم در حال تغییر سهام، و اخبار و باز هم اخبار!
توماس میدلتون، نمایشنامهنویس عصر جاکوبین، مفهوم «سفیدپوستها» را در ۲۹ اکتبر ۱۶۱۳ ابداع کرد، روزی که نمایش او به نام «پیروزیهای حقیقت» برای نخستین بار اجرا شد. این لفظ نخست از زبان شخصیت یک پادشاه آفریقایی شنیده شد که در مقابل یک تماشاگر انگلیسی میگوید: «من شگفتیِ مجسم در این چهرهها را میبینم / چهرههای این سفیدپوستها، افکارشان، و زل زدنهای عجیبشان را.»
ناهید نصرت و ناهید حسینی از نسل چهارم فعالان سیاسی چپی بودند که شش دهه پس از انقلاب اکتبر روسیه، در پی فشار و سرکوب حکومتهای وقت، مجبور به ترک ایران و پناهندگی به شوروی شدند. آن دو اگرچه سالها پس از انقلاب اکتبر به شوروی رسیدند، همچنان تحت تأثیر آموزههای آن انقلاب و به دنبال ساختن جامعهای عادلانهتر بودند، اما واقعیتهای تلخی آنها را سرخورده کرد.
بسیاری از ما در مورد استعدادها و قابلیتهای شخصی خود مبالغه میکنیم، و در واقع درک درستی از تواناییهای خود نداریم. این تمایل ذهنی اغلب ما را در مورد امکانات و تواناییهای واقعی خود به اشتباه میاندازد و به ما «توهم اعتماد به نفس» میدهد، و همین توهم مانع از آن میشود که بتوانیم اشتباهات خود را اصلاح کنیم.
تازهترین رمان سلمان رشدی، «خانهی گولدنها»، که با آغاز به کار باراک اوباما به عنوان رئیس جمهور آمریکا آغاز میشود و با انتخاب دونالد ترامپ برای تصدی این منصب به پایان میرسد، تصویری دقیق و گسترده از فضای نیویورک در این دوره است. رشدی از انگیزههای خود برای نوشتن این رمان و دیگر ماجراهای مهم زندگیاش میگوید.
اسمش مینا بود و چند ماه پیش با ۱۰-۱۵ تا زن جوان دیگر که از خیابان و پارک جمعشان کرده بودند تحویل زندان شده بود. میگفتند دخترفراریهایی هستند که خیلیهاشان حکم سرقت و مواد هم در پروندهشان دارند...