علیه نفرتپراکنی
فرهاد میثمی از بند ۴ زندان رجائیشهر
قدیمها میگفتند اگر میخواهی کسی را بشناسی، با او برو سفر. امروز، با من باشد میگویم اگر میخواهی کسی را بشناسی، با او برو زندان!
قدیمها میگفتند اگر میخواهی کسی را بشناسی، با او برو سفر. امروز، با من باشد میگویم اگر میخواهی کسی را بشناسی، با او برو زندان!
پدرسالاری با قدمت چهارهزارساله در بنیاد شکلی از سازماندهی اجتماعی بوده که در آن پدر یا بزرگترین مرد خانواده یا قبیله رئیس آن میشده است. سپس با گذر زمان این واژه یا به معنی فرمانروایی یا سروری مردان بر زنان به کار رفته است. گردا لرنر، تاریخنگار فمینیست آمریکایی، که سروری یا چیرگی یا سلطهی مردان را پدیدهای تاریخی میداند، بر این باور است که پدرسالاری امروزه به معنی «سرنمونه یا الگوی نهادینهی سروری نرینهمدار در جامعه» است.
این مجموعه، تصاویری از بلوچهای ایران است. عکسهایی از کودکان بلوچ و زندگی زنان و مردان بلوچ در کوچه و بازار و صحرا و دریا. این عکسها را هامین بلوچ در روزهای پیش از همهگیری کرونا در شهرها و روستاهای مختلف بلوچستان ثبت کرده است.
دولتها با همهی دم و دستگاه آموزش عالی خود نمیتوانند به تنهایی هنرمند و ورزشکار و آفرینشگر و متفکر بیافرینند اما میتوانند به نحوی نظاممند از تولید آنها جلوگیری کنند، استعدادها را پس بزنند و روح آفرینشگری را از ملت خود سلب کنند! تدنی عجیبی است که ممکن است کشوری گرفتار آن شود و مردم خود را بیرون از خود بداند و به آنها که درون کشورند چون بیرونی و بیگانه بنگرد.
از شروع جنگ سوریه تا امروز هزاران پناهجو در تقلا برای رسیدن به اروپا در دریا غرق شدهاند و جسدهایشان هم زیر آب رفته و پیدا نشده است. این گزارش از مهدی شبانی، داستان پیکرهای است که اونور چانکا، هنرمند ترکیهای به یاد این پناهجویان ساخته که در زیر دریا نصب کند.
کرونین، که پژوهشگر کالج سنت آنتونی و هموند دپارتمان شرقشناسی در دانشگاه آکسفورد است، در کتاب جدید خود از دو روایت غالب در مطالعات مربوط به شرق میانه و ایرانشناسی فاصله میگیرد: نخست روایتی که مدرنیزاسیون را در این مناطق پروژهای تحمیلی و از بالا به پایین میبیند و دوم روایتی که مرزهای ملی را ظرفی طبیعی و بدیهی برای بررسی پدیدارهای اجتماعی میداند.
همدردی با خوزستانیها؟ در این روزهای اعتراضات خوزستان سؤالی که ذهن مرا بسیار درگیر کرده این است که من که در خوزستان نیستم و امکان پیوستن به معترضان را ندارم، چه کاری از دستم برمیآید؟ شاید مهمترین کار، یادآوری دائمی به خودم باشد که «بیتفاوت نباشم» و طوری رفتار نکنم که گویا این وضعیت عادی است.
تنها قانون است که به ایالات متحدهی آمریکا وحدت میبخشد ــ ما واحدی سیاسی متشکل از قانونگذارانایم. اگر آن جنگ داخلی هولناک رخ نداده بود، آمریکا شاید مثل شبهجزیرهی بالکان چیزی بیش از خودمختاریهای منطقهای نبود.
در اتاقهای ده، پانزده متری که استراحتگاه ده نفر است با یک کولر پنجرهای ۱۹ هزارِ کمرمق که سر و صدایش شبیه به قطار است و خواب را میان بوی نا و عرق مختل میکند روزگار میگذرانند. اکنون در همان خوابگاههای مرطوب و گرم کنار هم خوابیده و دست از کار کشیدهاند.
تیموتی برنان برای نوشتن این زندگینامهی موشکافانه با دهها تن از دوستان و نزدیکان سعید، همکاران، منتقدان، سیاستمداران و کنشگران مدنی و سیاسی و … گفتوگو کرده است، آرشیوها دربارهی سعید را زیرورو کرده، تمام آثار منتشرشده و نشده از سعید از جمله نامهنگاریهای شخصی او را مطالعه و تمام ۲۳۸ صفحه پروندهی پلیس فدرال آمریکا دربارهی ادوارد سعید را خوانده است.
عاملان نسلکشی میگفتند که وقتی با قمه به توتسیها حمله میکردند انسانی در برابر خود نمیدیدند. اما این حرف به این معنا نیست که در هنگام حمله دچار توهم بودند یا چشمشان خوب نمیدید. منظورشان این بود که توتسیها را انسان نمیشمردند. وقتی قاتلان به قربانیان خود مینگریستند همان چیزی را میدیدند که من و شما میبینیم. آنها موجوداتی شبیه به انسان میدیدند، موجوداتی که از هیچ نظری با کسانی که انسان میشماریم، تفاوتی نداشتند. اما قاتلان چیزی را که میدیدند به شیوهای متفاوت از من و شما «تفسیر میکردند».
چگونه یکی از بزرگترین فیلسوفان دنیا برداشتهایی چنین اشتباه داشته است؟ بیتردید دیوید هیوم شایستهی جایگاه رفیعی در میان بزرگان فلسفه است اما هرجا پای سیاست در میان بوده، دچار خطا شده است.
«خیلی از کسانی که به بلوچستان سفر کردهاند، میگویند قبل از سفر، تصویری که به ما داده شده بود، این بود که بلوچها همه دزد و قاتل و تفنگبهدست و موادمخدرفروش هستند و سر میبُرند، ولی ما رفتیم و زنده برگشتیم و چیزی که آنجا دیدیم، اصلاً اینطور نبود.» این را رحیم بندویی، هفتادساله، یکی از بنیانگذاران حزب «مردم بلوچستان» میگوید، با تلخندی بر چهرهاش و در توضیح فاصلهی فرهنگیای که این تصاویر نادرست در بین مردم ایران انداخته و آنها را نسبت به یکدیگر بیاعتماد و گاه هراسان کرده است.
محمد علی فروغی، ذکاءالملک، نخستین مصنّفِ ایرانی تاریخ فلسفهی اروپا، اولین مترجم رسالههای افلاطون به فارسی و افزون بر آن، نخستین مترجم فلسفهی اسلامی و به طور مشخص، اولین مترجم ابنسینا به زبان فارسی است.
«بهاره (زهرا) گلشن»، پناهجوی ایرانی ساکن اردوگاه آپِلدورن در هلند، هم دونده است و صاحب مدال طلا در رشتهی سرعت و هم برای دستیابی به برابری حقوقی زنان و مردان در ایران دوندگیها کرده است که مپرس! مسلماً بی هیچ مدال!
بیمارستان میثاقیه در سال ۱۳۳۰ توسط عبدالمیثاق میثاقیه تأسیس و به همت جامعهی بهائیان ایران اداره میشد. این بیمارستان که در آن مسلمانان، بهائیان و دیگر اقلیتهای مذهبی در کنار هم کار و فعالیت میکردند، از مجهزترین بیمارستانهای زمان خود بود. پس از انقلاب، بیمارستان میثاقیه مصادره شد، به «مصطفی خمینی» تغییر نام داد و همهی کارکنان بهائی آن اخراج شدند.
در مقدمهی قانون اساسی ترکیه تصریح شده است: «به عنوان یک اصل سکولار، احساسات مقدس مذهبی را نمیتوان با امور دولت و سیاست در هم آمیخت.» اما مبانی این سکولاریسم چیست؟ آیا واقعاً سکولاریسم موجود در قانون اساسی ترکیه در اجرا هم سکولار است؟ آیا «احساسات مقدس دینی» با امور دولتی و سیاست آمیخته نیست؟ و در نهایت آیا ترکیه واقعاً کشوری سکولار است؟
موزهی مقاومت هلند در نمایشگاهی با عنوان شجاع باش، به اعتصاب شهروندان آمستردام در حمایت از یهودیان هنگام اشغال هلند توسط نازیها و اقدامات حقوقبشری نسرین ستوده وکیل زندانی در ایران به عنوان مثالهایی از شجاعت در گذشته و در دنیای معاصر پرداخته است. سپهر عاطفی در گزارشی از این نمایشگاه با کارلین متز، سرپرست نمایشگاه و منصوره شجاعی، نویسنده و فعال حقوق زنان گفتگو کرده است.
در اواسط خیابان یک آمبولانس ایستاده بود، میز کوچکی در برابر آن قرار داشت که دو پرستار پشت آن نشسته بودند و پس از دریافت گذرنامه و اطلاعات هر فرد، اسمش را ثبت میکردند و از او میپرسیدند که بین واکسنهای سینوواک و آسترازنکا کدام را انتخاب میکند. سپس فشار خونش را میسنجیدند و او را به سمت آمبولانس راهنمایی میکردند تا واکسن بزند.
در بخش سوم از مجموعه پادکستِ «یک متر و نیم» اعظم بهرامی، روزنامهنگار و فعال حقوق کارگری در ایتالیا، از دورنمای کلی وضعیت کار در پساکرونا میگوید.
آیا دورانی که در آن به سر میبریم تأثیرگذارترین دوران در طول تاریخ بشریت است؟ اگر چنین باشد، چه مسئولیتهایی بر عهدهی ما خواهد بود؟ اگر بدانیم که آنچه امروز انجام میدهیم میتواند بر زندگی انسانها در هزار سال و شاید میلیونها سال آینده تأثیر بگذارد، باید دست به کدام فداکاریها بزنیم؟