همدلی و سیاست
کلر یورک
همدلی فضای سیاسی را گسترش میدهد، به تعداد بیشتری فرصت میدهد تا اظهارنظر کنند و باعث جلب توجه به دیدگاههای گوناگون میشود. در نتیجه، همدلی میتواند در فعالیتهای حیاتیِ معطوف به بهبود عدالت اجتماعی نقش مؤثری ایفا کند.
همدلی فضای سیاسی را گسترش میدهد، به تعداد بیشتری فرصت میدهد تا اظهارنظر کنند و باعث جلب توجه به دیدگاههای گوناگون میشود. در نتیجه، همدلی میتواند در فعالیتهای حیاتیِ معطوف به بهبود عدالت اجتماعی نقش مؤثری ایفا کند.
وقتی نسلکشی و پاکسازیِ قومی در دارفور به راه میافتد، جامعهی جهانی تعلل میکند. یکی از هولناکترین و سازمانیافتهترین کارزارهای تجاوز جمعی در کنگو رخ میدهد اما واکنش جهانی صرفاً به انتشار چند گزارش در رسانهها و مداخلههای نه چندان جدیِ صلحبانان محدود میشود.
بعد از سرکوب و کشتار هزارانهزار معترض در خیابانهای ایران، چه بر سر سلامت روان جمعی جامعه آمده است؟ ارکیده بهروزان میگوید در شرایطی که زندگی روزمره به مرگ و جنگ آغشته شده است، صحبت از سلامت روان دیگر معنا ندارد و جامعهی ایران در حال حاضر بیش از هر چیزی برای حفظ کرامت انسانیاش میجنگد.
حال که دارم این متن را مینویسم، وارد بیست و چهارم بهمن ۱۴۰۴ شدهایم. روزی که برای من صرفاً یک تاریخ در تقویم نیست؛ بیشتر شبیه یک ایستگاه است. نقطهای برای مکث، برای ایستادن و پرسیدن این سؤال ساده اما سنگین که: ما دقیقاً کجای این مسیر ایستادهایم و چه چیزهایی بیسروصدا در این چند دهه از ما گرفته شده است.
«اواخر جمعه سردخانهی مرکز درمانی ما پر شده بود. مجبور شدیم که مجروحان فوت شده را به بخش دیالیز ببریم و آنجا به ردیف بخوابانیم. حتی کیسههایی که جسدها را در آنها میگذاشتیم هم تمام شده بودند و پیکرهای بیجان را در ملحفه میپیچیدیم و گره میزدیم.»
کسی نمیداند چه اتفاقی در راه است و خبر بعدی که به گوش میرسد چیست. اما همه میدانند که زندگی به این شکل بیمعناست و دوام ندارد.
... ما با یک اعتراض به یکصدسال پیش پرتاب شدهایم و هیچ کس جز آنچه خودش دیده یا از در و همسایه و دوست نزدیک شنیده، خبری ندارد.
این روزها، رویکرد معناداری به گذشتهی باستانی ایران دیده میشود: از بازخوانی شاهنامه تا احیای ادبیات پیش از اسلام، در هنر، فرهنگ و بحثهای روشنفکری. گرایش به ملیگرایی و حسرت گذشتهی ازدسترفته. اغلب کسانی که در جایجای شهر با آنها گفتوگو میکنم، فکر میکنند جمهوری اسلامی عظمت را از ایران گرفته است.
در سال ۲۰۰۵، سران بیش از ۱۵۰ کشور در اجلاس جهانیِ گرامیداشتِ شصتمین سال تأسیس سازمان ملل به اتفاق آراء بر سر اصلی توافق کردند که توضیح میدهد که در چه مواردی میتوان در امور داخلیِ یک کشور مداخله کرد و حتی به قوهی قهریه متوسل شد.
پسر به پدرش میگوید: «بابا میفهمی. عباس مرده. یارو داد میزد امشب حنابندونه تازه. عروسی فرداست. فردا با دوشکا میزنیم.»
این نامه را یکشنبه ۲۱ دی ماه برایت نوشتم و حالا که ده روز گذشته در چند دقیقهای که به اینترنت وصل شدم برایت میفرستم. خواستم تصویری از این روزها را در کلمه بریزم تا بخوانی و شاید دوری را کمی دورتر کنی. این بار با همهی آنچه پیشتر تجربه کردیم تفاوتهای معناداری دارد.
الان فضای عمومی غالب اینه که دیگه بالاتر از این سیاهی رنگی نیست، و منتظرند ببینن که ترامپ چهکار میکنه. به هر حال نگاهها به اینه که خارجیها چهکار میکنند.
آدمهای پنجاه-شصت سال به بالا خیلی زیاد بودند. بعضی از اینهایی که خانوادگی آمده بودند ماسک زده بودند اما به هرحال آمده بودند. در جاهایی که ما به چشم خودمان دیدیم جمعیت خیلی زیاد بود. انگار طبقهی فرودست و متوسط و مرفه همه با هم به خیابان آمده بودند.
فروپاشیِ نظامها اغلب وقتی رخ میدهد که حاکمان «اشتباه» میکنند ــ اشتباه در ارزیابی روندها، اشتباه در پیشبینی یا اشتباه در واکنش. اعتراضات حاکمیت را با وضعیتی بحرانی مواجه میکند و احتمال اشتباه کردن را افزایش میدهد.
در اصل، آنچه اهمیت داشت پایداری و ممارست بود، غلبه بر ترس و تردید، تحمل بیکاری و آزار پلیس، دلسرد نشدن از کنشهای بهظاهر بیثمر، انتخاب درست در بزنگاهها؛ همهی اینها بود که در نهایت سرنوشتساز شد...هیچکس نمیداند گشایش در کدام لحظه فرا میرسد، درست مانند آب که نمیداند چه زمانی بر سنگ اثر میکند، اما راه خود را با استمرار و پشتکار مییابد.
همهچیز آنقدر غیر قابل پیشبینی است که معلوم نیست تا زمان انتشار این گزارش، آیا دنیا شکل جدیدی پیدا کرده است یا نه. تغییری بزرگ، که هرچند تصورش سخت است اما در نگاه بیشتر ساکنان تهران، احتمال آن کم نیست.
از هر چهار شهروند ونزوئلا، یک نفر کشور را ترک کرده است. هفت سال قبل، شمار شهروندانی که کشور را ترک میکردند ــ خواه مهاجران یا گریختگان از وطن ــ یک نفر از هر ده نفر بود.
معلمانی که از پنجگوشهی ایران با آسو گفتوگو کردهاند، میگویند که این بار نیز جوانان و نوجوانان، شرکتکنندگان اصلی در اعتراضات هستند.
آنچه اینجا نقل میشود اظهارنظرهای تعدادی جوان تحصیلکردهی دههی شصتی و فعال سیاسی در یک مهمانیِ دوستانه است.