تب‌های اولیه

روایت‌هایی از کردستان؛ زندگی در سایه‌ی جنگ

سوما نگه‌داری‌نیا

این متن مجموعه‌ای از روایت‌های پراکنده از شهرهای مختلف کردستان است. اگرچه با قطع اینترنت و تلفن‌ها دسترسی به همه جای ایران دشوار است، کوشیده‌ام با یاری گروهی از دوستان و آشنایان در کردستان، و دیگرانی که به صورت تصادفی پیدا کرده‌ام گفتگو کنم.

دانش‌اندوزی در زمان جنگ

سی. اس. لوئیس

اگر می‌خواستیم همه‌ی فعالیت‌های صرفاً فرهنگی را تا زمان رفع نوعی خطر قریب‌الوقوع یا بی‌عدالتیِ فاحش به تعویق بیندازیم، به اندازه‌ی کافی دلایل قانع‌کننده داشتیم. اما بشر مدت‌ها قبل تصمیم گرفت که این دلایل ظاهراً موجه را نادیده بگیرد.

 

تهران در جنگ؛ پناهگاه و آژیر خطر نیست اما دوربین‌های امنیتی کار می‌کنند

زیبا سلطانی

در خیابانْ کاروانِ ارزشی‌ها راه افتاده است. سوار بر موتور و ماشین با پرچم ایران گشت می‌زنند و الله اکبر و حیدرحیدر می‌کنند. قیافه‌شان به عزادار نمی‌خورد و بیشتر به نظر می‌رسد از میتینگ انتخاباتی برمی‌گردند. این کارناوال‌ها هر شب در خیابان جریان دارند. می‌خواهند قدرتشان را به رخ بکشند و از مردمِ پشت پنجره زهرِ چشم بگیرند که نفستان در نیاید، اگر رهبر نیست ما هستیم.

سه یادداشت از تهرانِ زیر بمباران

خیابان‌ها خالی، سرد و ترس‌خورده است. پر از گشت‌های امنیتی که با اسلحه در خیابان‌ها ایستادند. برخی هم ماشین‌های زرهی دارند. شهر ترسناک است.

مسئله دیگر سلامت روان نیست؛ جامعه برای کرامت انسانی می‌جنگد

ارکیده بهروزان در گفت‌وگو با مریم فومنی

بعد از سرکوب و کشتار هزارانهزار معترض در خیابان‌های ایران، چه بر سر سلامت روان جمعی جامعه آمده است؟ ارکیده بهروزان می‌گوید در شرایطی که زندگی روزمره‌ به مرگ و جنگ آغشته شده است، صحبت از سلامت روان دیگر معنا ندارد و جامعه‌ی ایران در حال حاضر بیش از هر چیزی برای حفظ کرامت انسانی‌اش می‌جنگد.

دستاوردهای جامعه‌مان را باور کنیم

پرستو فروهر

همه‌ی این بحران‌های هولناک و هزاران درد و فلاکتِ دیگر در عرصه‌های گوناگونِ زندگی، دست‌پختِ حکومتی ا‌ست که بیزاری و بریدگی از آن در قطعیتی آشکار موج می‌زند ــ آن‌قدر همه‌گیر و عیان که نیاز به بیان ندارد.