ترکشهای جنگ بر پیکر بازار نشر ایران
همایون معمار
«اول سال به طور میانگین هر صفحه کتاب هزار تومان بود که حالا به صفحهای نزدیک چهار هزارتومان رسیده است. در این شرایط از دست ناشران چه کاری برمیآید؟»
«اول سال به طور میانگین هر صفحه کتاب هزار تومان بود که حالا به صفحهای نزدیک چهار هزارتومان رسیده است. در این شرایط از دست ناشران چه کاری برمیآید؟»
این روزها وضعیت «نه جنگ، نه صلح» باعث فرسایش مخربی شده و زندگی بسیاری از مردم را مختل و بحرانی کرده است. تعلیق و اضطرابی در جامعه ریشه دوانده که امضای تفاهمنامه با آمریکا نتوانسته آن را از بین ببرد.
جنگ، چیزهایی را به یاد آدمها میآورد که در روزمرگی صلح گاه به فراموشی سپرده میشود؛ مثل اینکه نجات و بقا، امری جمعی است و نه فردی.
در روزهای قطع اینترنت، بسیاری از کارهایی که در زندگی روزمره بدیهی به نظر میرسند ناگهان معنای خود را از دست دادند. در عوض، راههای تازهای شکل گرفتند؛ بعضی کوتاه و موقتی، بعضی پیچیده و خلاقانه، و بعضی آنقدر نامنتظره که شاید در شرایط عادی هرگز به ذهن کسی نمیرسیدند.
در شرایطی که حتی مدارس غیرانتفاعی با هزینههای سرسامآور هم امکان فراهم آوردن حداقل نیازهای آموزشی کودکان را ندارند، خانوادههایی که امکان مالی بیشتری دارند، به دنبال راهکارهایی خارج از سیستم برای کودکانشان هستند.
تجریشی که حتی وسط بمبارانها هم خودش را نباخت و رنگولعاب عید و نوروز را با دستفروشهای سبزه و سمنو و هفتسین و دستفروشهایش نگه داشت، حالا در قرق غرفهها، داربستها و بنرهای جنگ و مقاومت است.
در نقاشیهای باسم دحدوح، بدن انسانی نه بازنمایی واقعیت، بلکه صحنهی رویارویی با تراژدی، آشوب و خشم فروخورده است. این هنرمند سوریهای در مرز میان بیان و حذف، معنا و ابهام، تلاش میکند تجربههای عاطفیِ متضاد را با زبانی بصری بیان کند؛ زبانی که ریشه در بیعدالتی، جنگ، پریشانی و رؤیای مقاومت دارد.
در روزهای جنگ، اینکه از خانه بیرون نمیآمدیم جز برای ضروریات مرا یادِ سریال مشهور واکینگ دد هم میانداخت که انسانها شبها نباید به هیچوجه از خانه میآمدند بیرون چون زامبیها مشغول کار بودند.