28 سپتامبر 2026

هدایت‌الله نیّرسینا: سراینده، گردآورنده و مُصححِ ترانه‌های ماندگار

اسفندیار دواچی

«من در کلاس ششم ابتدایی نخستین بار مورد تشویق معلم تاریخ و زبان فارسی‌ام، هدایت‌الله نیّرسینا قرار گرفتم. یادم هست که آن روز، درس تاریخ را خیلی کامل جواب دادم و نیرسینا، که آن زمان خودش هم در دانشسرای عالی درس می‌خواند طوری به من آفرین گفت و از خوب توضیح‌دادنِ مطلب تعریف کرد که من انگار از یک خواب طولانی بلند شده، یا از یک تاریکی بیرون آمده باشم، وجود و روشنایی علم و تاریخ را دیدم و حس کردم من می‌توانم در این روشنایی جلوه کنم و همین باعث شد که من ناگهان بشوم یک محصل خیلی خوب.»[1]

این خاطره‌ی شنیدنی را استاد احسان یارشاطر در اواخر حیات بر زبان می‌آورد. او در ادامه می‌گوید، 

«تشویق نیرسینا از من چنان محصل خوبی ساخت که در همان سن کم، دلم می‌خواست خوب‌تر درس بخوانم و بیشتر یاد بگیرم. در حقیقت تشویق او مرا یک محصلِ مشتاقِ یادگرفتن کرد.»[2]

هدایت‌الله نیرسینا استاد دانشکده ادبیات تهران، شاعر و ترانه‌سرا بود. روح‌الله خالقی او را «استاد باذوق و شاعر شیرین‌گفتار» می‌خواند.[3]خوانندگانی چون قمرالملوک وزیری، روح‌انگیز، بنان، مرضیه و پوران اشعار او را خوانده‌اند.

او بود که شعرِ نخستین ترانه‌ای را که قمر در سال ۱۳۱۹ ش. در رادیو اجرا کرد، سرود، و باز همو بود که ترانه‌ی دیگری را سرود که باز هم قمر در رادیو خواند و ترانه‌ای پرآوازه گشت. سرآغاز این شعر دوم چنین بود: 

ز دختر زیبا، به جز حُسن و دلبری مخواه

شنیده‌ای هرگز، کسی خواهد به جز روشنی ز ماه؟[4]

نیرسینا اما به سرودن اکتفا نکرد و به پژوهشی گسترده در ماجرای سرود و ترانه در ایران دست زد. حاصل پژوهش‌های او، طی سال‌های اخیر در کتابی به نام سرگذشتی از سرود و ترانه در ایران منتشر شد؛ مجموعه نوشتارهایی که او طی سال‌های ۱۳۳۶ تا ۱۳۳۹ برای مجله‌ی «رادیو ایران» نوشت. 

در این کتاب، نیرسینا سرودخوانی و ترانه‌سرایی را از ایران باستان پی گرفت؛ از «سرود مجلس جمشید» نوشت؛ «مازندرانی سرود» را در شاهنامه یافت؛ در اشعار نظامی با «سرود پهلوی» آشنا گشت، و در قابوس‌نامه فرق میان دَستان، سرود، خفیف و ترانه را بازیافت. در متون تاریخی کشف کرد که شاه عباس هم شعر می‌سروده. در برابر نظر و رأی ادوارد براون که برخی ابیات محلی فارسی را «مضحک» یافته بود به توضیح و دفاع از هجویات فارسی پرداخت. از ماجرای ممنوع‌شدن ترانه‌ی «مرغ سحر» بهار گفت که چگونه نظمیه، پخش آن را منع ساخت و قیمتش از ۱۵ ریال به ۴۵ ریال بالا رفت. خلاصه کتابی خواندنی در باب سرود و ترانه در ایران فراهم آورد. آن‌گونه ‌که حبیب‌الله نصیری‌فر در کتاب سرگذشت سرود و ترانه‌سرایی در ایران نوشت، «دکتر هدایت‌الله نیرسینا، بیش از هر محقق و پژوهشگری در باره‌ی سرودها و ترانه‌ها در ایران تحقیق کرده است.»[5]

نیرسینا در یکم مهر ماه ۱۲۹۴ در نراق از توابع دلیجان در خانواده‌ای بهائی به دنیا آمد. شش ساله بود که پدرِ شاعر و خوش‌صدایش را از دست داد و به اتفاق برادر بزرگ‌ترش به تهران کوچید. در دانشسرای عالی تهران در رشته‌ی ادبیات فارسی درس خواند و بعدها دکترای خود را از دانشگاه تهران دریافت کرد.[6] در خانواده‌ای پرورش یافت که اهل ادب و دارای قریحه‌ی هنری بودند. نام فامیلی‌اش نیز احتمالاً برگرفته از نام دو شاعر بهائی اهل سه‌ده اصفهان به نام‌های نیّر و سینا بود. 

پدرش محمد نراقی اکثر غزلیات حافظ و سعدی را از بر داشت. هدایت نیز از کودکی قریحه‌ی شعرسرایی داشت و اشعار کودکانه می‌سرود. از همان اوان، به سروده‌های ملک‌الشعرای بهار سخت دل بست. و در نوجوانی، توسط یکی دو نفر از هنرمندان آن دوران به بهار معرفی شد و «مورد تعریف و تشویق مخصوص استاد سخن قرار گرفت.» بدین ترتیب، به ترانه‌سرایی راغب شد. صدها سرود و ترانه نوشت؛ در جنبه‌های عشقی، ملی، میهنی، سیاسی، فرهنگی و آموزشی. از جمله بیشتر سرودهای رسمی کشور همچون سرود رسمی تاجگذاری، سرود دانشگاه، سرود هفده دی، سرود ژاندارمری و سرود معلم.

از سال‌های پیرامون ۱۳۱۰ در انجمن ادبی افسر در تهران شرکت می‌کرد و اشعاری که سروده بود قرائت می‌کرد و در همانجا با برخی از شاعران و ادیبان آن زمان آشنا شد. نیرسینا از ۱۳۳۴ همکاری‌اش را با رادیو آغاز کرد و مدت‌ها عضو شورای عالی نویسندگان رادیو بود و تعداد زیادی ترانه ساخت که بیشترشان در رادیو اجرا شدند. در رادیو به عنوان رئیس «شورای شعر رادیو ایران» فعالیت داشت و خود نیز اشعاری برای اجرای ترانه در رادیو می‌سرود. «بررسی درستیِ اوزان و عروض و قافیه، پاکی کلام و تمیزی زبان و روشنی پیام» از وظایف شورای شعر بود که ریاستش به عهده‌ی وی بود. به بیان دیگر، او «مسئول کمیسیون تصانیف رادیو» بود.[7] حس مسئولیت و سخت‌گیری او در اصلاح برخی ترانه‌ها پیش از پخش در رادیو، طبعاً برخی اصطکاک‌ها را نیز پدید می‌آورد. طوری که هوشنگ ابتهاج ــ که در برهه‌ای، او نیز عضو شورای شعر رادیو ایران بود ــ طی مصاحبه‌ای، در مورد او گفته است، 

«نیرسینا آدم شسته‌رفته‌ای بود. شاعر بود و تصنیف هم می‌ساخت و تو رادیو سلطنت می‌کرد و ظاهراً رئیس شورای شعر هم بود؛ دکتر نیرسینا، نیرسینا از دهن‌ها نمی‌افتاد. اسمشو که می‌بردن همه جا می‌زدن ... برای این‌که تصنیف می‌ساخت ... و روی تصنیف دیگران هم اظهار نظر می‌کرد و دست می‌برد و با گستاخی عوض می‌کرد ... ذوق نمی‌دونم داشت یا نه ولی ظاهراً دانش ادبی داشت.»[8]

و یا در باره‌ی آهنگی با نام «یه تنهایی یه خلوت، یه سایه‌بون یه نیمکت» که گوگوش آن را خوانده است، منصور تهرانی، ترانه‌سرای این آهنگ و سراینده شعر «یار دبستانی من» می‌گوید، 

این ترانه نخست در شورای ترانه تصویب نشد و زنده‌یاد دکتر نیرسینا گفتند آقا «نیمکت» چه ربطی دارد به ترانه و در نهایت، خط قرمز بر روی این ترانه کشیدند و آن را رد کردند. زنده‌یاد فریدون مشیری و بانو سیمین بهبهانیِ بزرگ در آنجا بودند و برخی ترانه‌ها را نجات می‌دادند، از جمله این ترانه ... که آقای فریدون مشیری با ایشان صحبت کردند و گفتند آقا اینجا واژه‌ی «نیمکت» درست نشسته. و در آخر رضایت دادند و برای ضبط کار به استودیو رفتیم.[9]

اما ستایش‌هایی که از نظم و رویه‌ی موشکافانه‌ی نیرسینا ــ و در عین حال، صمیمیت و ادب و نزاکت او ــ شده است، به مراتب بیش از انتقادها از اوست. محمدعلی بهمنی، شاعر و غزل‌سرا، در مصاحبه‌ای می‌گوید، 

«راستش من سال ۴۲ وارد رادیو شدم و زمانی‌که آن‌جا کار می‌کردم، دکتر نیرسینا در این مورد سخت‌گیری‌های زیادی می‌کرد و می‌گفت من به شرطی به آهنگ مجوز می‌دهم که شاعر، خواننده و آهنگساز روی آهنگ اتفاق نظر داشته باشند. ایشان می‌گفت خواننده باید دو خط اول را بخواند و اگر از پس آن برآمد بقیه‌ی ترانه را بخواند تا ترانه حیف نشود. این‌گونه بود که معمولاً اول آهنگ ساخته می‌شد و بعد از روی آن ترانه سراییده می‌شد. در حال حاضر یکی از مشکلات ما اینست که خواننده‌ای آهنگی را می‌خواند و بعد از اینکه منتشر شد، شاعر متوجه می‌شود که کسی ترانه‌اش را خوانده‌ است. حالا در این شرایط گاهی نظر خود را به خواننده می‌گوید و گاهی اختلاف نظر پیش‌ می‌آید اما باید خواننده، شاعر، آهنگساز و حتی تنظیم‌کننده توافق نظر داشته باشند.»

بهمنی در مصاحبه‌ای دیگر در خصوص شیوه‌ی درست نیرسینا و نقش شورای شعر در شکوفایی موسیقی ایران می‌گوید، 

«سال ۴۲ که مشیری مرا به شورای شعر و موسیقی رادیو دعوت کرد ... آن زمان دکتر نیرسینا ریاست آن را برعهده داشت. این شورا نقش مهمی در شکوفایی موسیقی ایران در آن دوره داشت چون علاوه بر شاعران و ترانه‌سرایانی که طی آن سال‌ها با آفرینش اشعار ارزشمند به غنای موسیقی ایرانی می‌افزودند، این شورا وظیفه‌ی نظارت بر فضای ترانه را برعهده داشت.» 

بهمنی در همان مصاحبه گفت، 

«وقتی به زنده‌یاد فریدون مشیری گفتم که آمده‌ام ترانه‌سرایی کنم، با خوشحالی مرا به دکتر نیرسینا که ریاست شورای شعر را داشت معرفی کرد. دکتر نیرسینا پس از چند لحظه نگاه‌کردن به من، گفت برو و روی ترانه‌ای که دوست داری شعر بگذار و بیا ببینم چه کرده‌ای.»[10]

دیگران، حتی بیش از این، نیرسینا را ستوده‌اند:

هوشنگ اتحاد، پژوهشگر پرکار معاصر، در وصف او می‌نگارد، 

«نیرسینا شاعری است خوش‌ذوق و هنرمندی است مُطلع و دانشمند و در کار شعر و شاعری دقت نظر و سلیقه‌ای مخصوص به خود دارد. یکی از سمت‌های او در اداره‌ی انتشارات و رادیو تصحیح و تنقیح اشعار، آهنگ‌ها یا گفتارها و مطالب رادیویی بود. کمتر دیده شده است که نیرسینا در ابراز نظر و تصحیح مطالب و الفاظ راه خطا پیموده باشد.»[11] 

پرویز خطیبی، ترانه‌سرا و نمایشنامه‌نویس و طنزپرداز، در این باره می‌نویسد: 

«سال‌ها گذشت و من به رادیو رفتم در رادیو به نوشتن نمایشنامه‌ها پرداختم نمایشنامه‌ها اغلب از برنامه‌ی خانه و خانواده پخش می‌شد و قبل از ضبط دکتر شاه‌حسینی و دکتر نیرسینا آنها را مطالعه و تصویب می‌کردند. … با دکتر نیرسینا یکی دو بار بیشتر روبه‌رو نشدم اما همیشه از زبان دکتر شاه‌حسینی و دیگران می‌شنیدم که او مردی است جدی، مؤدب و بانزاکت که با استفاده از ذوق و دانش خود دوستانش را در اداره‌ی رادیو همراهی می‌کند. پنج سال بعد که به رادیو برگشتم او را بیشتر و بهتر شناختم. … دکتر آن‌قدر دقیق و حساس و نکته‌سنج بود که به قول معروف از یک واو هم نمی‌گذشت و اگر در مطلبی که می‌نوشتیم اشکالی وجود داشت، با یک دنیا صمیمیت و علاقه با ما به گفتگو می‌نشست و مواردی را که یادداشت کرده بود تذکر می‌داد.»[12]

می‌گویند نیر سینا در برابر کژی‌ها و کاستی‌ها و نادرستی‌ها باج نمی‌داد، به طوری که در برنامه‌ای که رادیو علیه تخلف صنف خیاط‌ها ساخته بود، «حضرات [خیاط‌ها] به اتکای قدرت صنفی و شاید هم حمایت مقامات دولتی زیر بار نرفتند و خواستار آن شدند که رادیو به نحوی مطلب پخش‌شده را تکذیب کند غافل از اینکه دکتر نیرسینا بیدی نبود که به این بادها بلرزد. او با صراحت و صداقت کامل گفته بود که: وقتی یک مشتری پارچه‌ای به خیاط می‌سپارد آن پارچه در واقع امانتی است که بایستی در هر حال محفوظ بماند. اگر به هر دلیلی پارچه‌ی مشتری حیف و میل شود صاحب خیاط‌خانه جوابگوی آن خواهد بود… . ماجرا هفته‌ها و هفته‌ها ادامه داشت و نیرسینا همچنان پافشاری می‌کرد حتی یک‌بار ... گفت که حاضر است استعفا بدهد اما زیر بار حرف زور آقایان نرود.»[13]

نیرسینا برای دانش‌آموزان دبستانی نیز کتاب‌هایی به یادگار گذاشت: کتاب‌های فارسی و دستور؛ جغرافیای عالم؛ تعلیم املاء، و تعلیم انشاء.

شاید هنوز برخی باشند که این جمله‌ی ساده و سرراست اما مهربانانه‌ی او را بر سردفتر کتاب تعلیم املاء به یاد داشته باشند: «نوآموزان عزیز. خوب دقت کنید: دیکته خود را با خط خوب، واضح، درشت و تمیز بنویسید.»[14]

و یا این عبارت‌ها از او را در کتاب خواندنی تعلیم انشاء خوانده باشند که نمونه‌ای از نثر شیرین و دلنواز فارسی است: 

«اکنون طبیعت هرچه در هنر داشته ظاهر کرده و بزرگ‌ترین شاهکار خویش را به نمایش نهاده است؛ خاک فرحناک است و کوه در لباس شکوه؛ درخت در طرب است و چمن در فرح، نسیم جانپرور می‌وزد، ابر می‌گرید، گل می‌خندد، گلزار دلبری می‌کند. در این ایام، دادِ خوشدلی بدهید و فرصت غنیمت شمارید که وقتی از این خوش‌تر و فصلی از این دلکش‌تر نیست.»[15]

او سال‌ها به تدریس پرداخت و استاد دانشگاه افسری و دانشگاه تهران بود. در ۱۳۵۰ و در آستانه‌ی برگزاری جشن‌ها در پاسارگاد و تخت جمشید، وزارت فرهنگ و هنر مسابقه‌ای برای ساخت سرودی ویژه‌ برای این مراسم برگزار کرد. از میان آثار ارائه‌شده، قطعه‌ای ساخته‌ی یوسف یوسف‌زاده با شعری از نیرسینا انتخاب شد.[16]

هدایت‌الله نیرسینا در تاریخ ۱ آبان ۱۳۵۶ بازنشست شد و کمی قبل از انقلاب برای دیدار فرزندانش به فرانسه رفت. او پس از انقلاب به آمریکا هجرت کرد. در ۱۹۹۷ (۱۳۷۶-۱۳۷۵)، به همت «انجمن ادبی پارس»، مراسم بزرگداشتی برای نیرسینا و با حضور او برگزار شد. سرانجام، نیرسینا در تاریخ ٢۶ مرداد ١٣۷٧ در ٨۳ سالگی در آمریکا درگذشت. همسرش مهری فروغی در سال ۱۴۰۰ در همانجا از دنیا رفت و فرزندانش دکتر هوشمند نیّرسینا[17]و خانم لی‌لی نیّرسینا در ایالات متحده اقامت دارند.[18]  


[1] احسان یارشاطر در گفت‌وگو با ماندانا زندیان (۲۰۱۶) لس آنجلس: انتشارات شرکت کتاب، ص۳۷. 

[2] همانجا، ص۳۸.

[3] هدایت‌الله نیرسینا (۱۴۰۰) سرگذشتی از سرود و ترانه در ایران. تهران: انتشارات هنر موسیقی، ص۱۰. 

[4] توکا ملکی (۲۰۱۴) زنان موسیقی ایران: از اسطوره تا امروز. لس آنجلس: انتشارات شرکت کتاب، ص۱۸۵.

[5] حبیب‌الله نصیری‌فر (۱۳۸۴) سرگذشت سرود و ترانه‌سرایی در ایران، انتشارات علمی، ص۹. 

[6] نعمت‌الله ذکایی بیضایی (۱۳۴۸) تذکره خوان نعمت. تهران: چاپ وحید، ص۳۸۷.

[7] اخبار و اسناد قمر الملوک وزیری در مطبوعات دوران قاجار تا عصر حاضر و آرشیو اسناد ملی. به کوشش مهدی نورمحمدی (۱۳۹۹) نشر ماهور ص۱۱۵.

[8] عاطفه طیه (۱۴۰۰) پیر پرنیان اندیش. انتشارات سخن، ج۱، ص۲۶۳. 

[9] منصور تهرانی (۲۰۱۴) یار دبستانی من: گزینه ترانه‌ها. به کوشش: خسرو کیان‌راد. لس‌آنجلس: نشر شرکت کتاب. ص۲۶. 

[10] علیرضا قزوه (۲۰۰۵) کسی هنوز عیار تو را نسنجیده است: جشنواره محمدعلی بهمنی. نشر داستان‌سرا، نسخه دیجیتالیزه‌شده، ص۷۰. 

[11] هوشنگ اتحاد (۱۴۰۲) چهره‌های موسیقی ایران معاصر. فرهنگ نشر نو، ج۵، ص۵۴۰.

[12] همانجا، ص۵۴۱.

[13] همانجا، ص۵۴۳. ستایش‌ نیرسینا محدود به این موارد نیست. فی‌المثل همایون خرّم در وصف او می‌نگارد، «دکتر هدایت‌الله نیرسینا از بهترین ترانه‌سرایان ... بودند.» همایون خرّم (۱۳۸۹) غوغای ستارگان: خاطرات هنری مهندس همایون خرّم. نشر نامک، ص۱۸۶.

[14] هدایت‌الله نیّرسینا (بی‌تا) راهنمای دیکته یا تعلیم املاء. تهران: کتابفروشی مظفری، ص۲. 

[15] هدایت‌الله نیّرسینا (بی‌تا) تعلیم انشاء. تهران: کتابفروشی مظفری، ص۳۱. 

[16] برای ملاحظه متن این سرود و شنیدن آن، بنگرید به اینجا.

[17] دکتر هوشمند نیرسینا، متخصص قلب و عروق است و چند دهه است که در ایالات متحده به طبابت مشغول است. او نیز همچون پدرش طبع شعر دارد. برای دیدن نمونه‌ای از اشعار او بنگرید به اینجا.

[18] برگرفته از کانال تلگرام «نراق شهر من».