تب‌های اولیه

مکث زمان در خانه‌های خالی تهران

غزل صدر

یک عکاس کنجکاو، با پرسه‌زنی در خیابان‌ها و سرک کشیدن به خانه‌های متروک و خالی تهران، به ثبت تصاویر جذابی از این خانه‌ها پرداخته و آن‌ها را در نمایشگاهی با عنوان «متروکه‌های تهران» به نمایش گذاشته است.

در آستین مرقع تجریش چه می‌گذرد؟ چند برش پراکنده از هشتاد شب دورهمی حامیان حکومت

یادداشت از تهران

تجریشی که حتی وسط بمباران‌ها هم خودش را نباخت و رنگ‌ولعاب عید و نوروز را با دستفروش‌های سبزه و سمنو و هفت‌سین و دستفروش‌هایش نگه داشت، حالا در قرق غرفه‌ها، داربست‌ها و بنرهای جنگ و مقاومت است.

جستجوی نانِ خشک در حوالی میرداماد

یادداشتی از تهران

در روزهای جنگ، اینکه از خانه بیرون نمی‌آمدیم جز برای ضروریات مرا یادِ سریال مشهور واکینگ دد هم می‌انداخت که انسان‌ها شب‌ها نباید به هیچ‌وجه از خانه می‌آمدند بیرون چون زامبی‌ها مشغول کار بودند.

تهران در جنگ؛ پناهگاه و آژیر خطر نیست اما دوربین‌های امنیتی کار می‌کنند

زیبا سلطانی

در خیابانْ کاروانِ ارزشی‌ها راه افتاده است. سوار بر موتور و ماشین با پرچم ایران گشت می‌زنند و الله اکبر و حیدرحیدر می‌کنند. قیافه‌شان به عزادار نمی‌خورد و بیشتر به نظر می‌رسد از میتینگ انتخاباتی برمی‌گردند. این کارناوال‌ها هر شب در خیابان جریان دارند. می‌خواهند قدرتشان را به رخ بکشند و از مردمِ پشت پنجره زهرِ چشم بگیرند که نفستان در نیاید، اگر رهبر نیست ما هستیم.

سه یادداشت از تهرانِ زیر بمباران

خیابان‌ها خالی، سرد و ترس‌خورده است. پر از گشت‌های امنیتی که با اسلحه در خیابان‌ها ایستادند. برخی هم ماشین‌های زرهی دارند. شهر ترسناک است.

‌صد کشته در یک بیمارستان؛ گزارش یک پرستار از قرچک

سحر کرامت

«اواخر جمعه سردخانه‌ی مرکز درمانی ما پر شده بود. مجبور شدیم که مجروحان فوت شده را به بخش دیالیز ببریم و آنجا به ردیف بخوابانیم. حتی کیسه‌هایی که جسد‌ها را در آنها می‌گذاشتیم هم تمام شده بودند و پیکرهای بی‌جان را در ملحفه می‌پیچیدیم و گره می‌زدیم.»