تب‌های اولیه

لهستانی‌هایی که به ایران آمدند

غزل صدر

در جریان جنگ جهانی دوم بیش از صدهزار نفر لهستانی‌ راهی ایران شدند. عده‌‌ی کمی آنها در نهایت در ایران ماندند، ازدواج کردند و خانه و زندگی برای خود ساختند، روزنامه منتشر ‌کردند، تئاتر و نمایشگاه‌های هنری و کنسرت‌های موسیقی داشتند و رستوران و کافه‌ و قنادی‌ و آرایشگاه به راه انداختند. تبعیدی‌های لهستانی‌ در ایران، آنچنان که خود روایت کرده‌اند، از ایرانیان مهربانی و روی خوش دیدند. و گذر و حضورشان ردپای پررنگی در ایران باقی گذاشت.

خاطرات یک زندانی از اردوگاه‌‌‌‌‌‌‌های کار اجباریِ استالین

تیموتی اسنایدر

یولیوس مارگولین می‌‌‌‌‌‌‌پرسد آیا روسیه‌‌‌‌‌‌‌ی واقعی همانی است که پیروزی خود بر آلمان نازی را در «میدان سرخ» جشن می‌‌‌‌‌‌‌گیرد؟ یا آن کشوری است که در جهانِ ناشناخته‌‌‌‌‌‌‌ی اردوگاه‌‌‌‌‌‌‌های کارِ اجباری وجود دارد که آن را «سرزمین زک» (سرزمین زندانی) می‌‌‌‌‌‌‌نامد. او در سال‌های 1946 و 1947 درین‌باره نگاشت، یعنی دقیقاً پنج سال بعد از حبس با اعمال شاقه در شوروی. این مسئله هنوز در روسیه‌ی قرن بیست و یکم مطرح است. 

عشق در زندان

آیدا حق‌طلب

وقتی پسری که دوستش داشتم برای اجرای حکم به زندان فراخوانده شد برای اولین بار در زندگی بیست و چند سالهام احساس ناتوانی محض را تجربه کردم. اولین بار بود که چیزی را آن چنان با تمام وجود میخواستم اما کاری از دستم برنمی‌آمد. تا قبل از آن، حتی دستنیافتنی‌‌ترین آرزوها و خواستههایم با برنامهریزی و تلاش و پیگیری دستیافتنی شده بودند اما انگار وقتِ آن بود که یاد بگیرم «خواستن» همیشه هم «توانستن» نیست.

موج سیاه: عربستان سعودی، ایران، و چهل سال رقابت

آرمین امید

در سال ۱۹۷۹، سه رویداد خاورمیانه را دگرگون کرد. رویداد نخست، وقوع انقلاب اسلامی در ایران بود که به مدرنیزاسیون آمرانه‌ی سلسله‌ی پهلوی در این کشور پایان داد. در دومین رویداد، افراد مسلح به رهبری گروهی از بنیادگرایان در عربستان سعودی به مسجد‌الحرام، قلب جهان اسلام، حمله کردند. رویداد سوم اشغال افغانستان توسط نیروهای شوروی بود؛ اقدامی که در پشتیبانی از دولت کمونیست جمهوری دموکراتیک افغانستان صورت گرفت و به جنگی نه ساله با حدود یک میلیون کشته و بیش از پنج میلیون مهاجر و آواره انجامید.

واسیلی گروسمن، خاری در چشم استالین

ویکتور سِبَستیَن

واسیلی گروسمنِ نویسنده، همدل با حزب کمونیست، نخستین گزارشگری بود که به توصیف اردوگاه‌های مرگ نازی‌ها پرداخت اما به تدریج به مخالف حکومت تبدیل شد، کاگب تمام دست‌نوشته‌های او را ضبط کرد و میخائیل سوسلوف «کاردینال و عالیجنابِ خاکستریِ» کرملین که ۳۰ سال نظریه‌پرداز حزب کمونیست شوروی بود به او گفت اهمیتی ندارد که چه چیز درست یا نادرست است، «نویسنده‌ی اهل شورویِ ما باید آن چیزی را تولید کند که برای جامعه ضروری است».

پناه‌گرفتن از واقعیت، به شیوه‌ی روسی

ویو گروسکوپ

مهاجرت داخلی راهی برای پناه بردن به درونِ خود و بستن در به روی دنیاست، از جمله به روی همه‌ی چیزهایی که شما را ناراحت می‌کنند یا آزار می‌دهند. مفهوم تبعید داخلی، اگر چه رابطه‌ای تنگاتنگ با روسیه‌ی قبل و بعد از انقلاب ۱۹۱۷ دارد، اما تنها با تجربه‌ی شوروی مرتبط نیست و در مکان‌ها و زمان‌های دیگری هم وجود داشته است.
 

مذهب، لامذهبی و مصایب ترویج‌ آن در شوروی

علیرضا اشراقی

همه می‌دانیم که رژیم کمونیستی اتحاد جماهیر شوروی رژیمی توتالیتر بود. همه می‌دانیم که این رژیم با دین و مذهب عناد داشت و خداناباوری را هم رسماً ترویج می‌کرد. آخر داستان را هم که می‌دانیم، این که مذهب ماند و رژیم رفت - داستانش را روحانیون مسلمان و مسیحی یکسان به عنوان نشانه‌ای از پیروزی الهی تعریف می‌کنند. اما زمامداران شوروی چه‌ تصور و انتظاری از خداناباوری - به عنوان یک طرح سیاسی، عقیدتی و معنوی داشتند و چه تدابیری برای اشاعه‌ی لامذهبی و رقابت با مذهب اندیشیدند؟

چرنوبیل پنهان‌کاری شوروی را افشا کرد

استیفن ماس

سِرهی پلوخی، که ماه گذشته جایزه‌ی بِیلی گیفوردِ بهترین اثر غیرداستانی را برای نگارش کتاب چرنوبیل: تاریخ یک تراژدی به دست آورد، همیشه می‌خواست درباره‌ی بدترین فاجعه‌ی هسته‌ای دنیا چیزی بنویسد، مخصوصاً چون این فاجعه را از نزدیک به چشم خود دیده بود. این انفجار در سال 1986 در نیروگاه هسته‌ای اوکراینی رخ داد. او می‌گوید: «در آن زمان آن‌جا بودم. آن ترس و وحشت را به یاد می‌آورم.»