تب‌های اولیه

کولبرانِ چترباز

هادی کی‌کاووسی

اولین‌بار نامشان را در اتوبوس شنیدم. اتوبوس تی.بی.تی که از بندرعباس به تهران می‌رفت و وقتی در پلیس‌راه ایستاد تا بازرسی‌اش کنند، سربازی پا در رکاب، فریاد زد: هرکس چترباز است خودش بیاید پایین! من تا آن زمان تنها چتربازها را توی تلویزیون دیده بودم اما این‌که چتربازی در اتوبوس باشد سؤالی بود که امیدوار بودم پدر یا مادر جوابی برایش داشته باشند.

فروغ فرخزاد و کودکانِ بندرِ جنگ، بندرِ صلح در ایتالیا

هادی کی‌کاووسی

فروغ فرخزاد ساعت ۱۱ روز شانزدهم تیرماه ۱۳۳۵ به فرودگاه بریندیزی رسید. او از تهران گریخته است. می‌خواهد هوا عوض کند. انتشار مجموعه شعر «اسیر» و مشکلات خانوادگی برایش دردسرهایی به‌وجود آورده که ماندن را سخت کرده. در صفحات ابتدایی «خاطرات سفر به ایتالیا» درباره‌ی آن روز گریز می‌نویسد: «در آن لحظه احساس کردم که از آنچه شادی نام دارد تهی شده‌ام.» 

هشتاد سال پس از تراژدی چوچارا

هادی کی‌کاووسی

نام «چوچارا» نخستین بار در مراسم اهدای جوایز اسکار سال ۱۹۶۰ شنیده شد. عنوان دیگر این فیلمِ ویتوریو دسیکا «دو زن» بود که بازیگر نقش اولِ زن آن، سوفیا لورن، جایزه‌ی اسکار را به خود اختصاص داد.

انتخاب کرده‌ایم که مقهورِ خواننده‌ای فرضی شویم

آتفه چهار‌محالیان، شاعر و فعال حقوق کودکان، در گفت‌و‌گو با هادی کی‌کاووسی

«بهشت دسته جمعی» محصول چهار سال کار آتفه چهار‌محالیان با کودکان محرومِ دروازه غار است که به داستان‌نویسی مشغول شده‎اند. در این گفت و گو، چهارمحالیان از این کتاب، تجربه‌‌ی کارش با کودکان و جایگاه کنونی شعر در جامعه‌ی ما می‌گوید. 

تا دموکراسی هست از آن دفاع می‌کنم

حمید زیارتی در گفتگو با هادی کی‌کاووسی

«همه چیز از کشتی «آکواریوس» آغاز می‌شود. کشتی که پس از نجات ۶۲۹ مهاجرِ در حال غرق شدن، بر پنهه‌ی دریای مدیترانه سرگردان می‌ماند. دولت ایتالیا اجازه لنگرانداختن در بنادر کشورش را به او نمی‌دهد...» حمید زیارتی، نویسنده ایرانی-ایتالیایی از تلاش‌هایش برای کمک به مهاجران، داستان‌نویسی و سانسور می‌گوید.