میان زمین و هوا
لیلی دیلمان
میان زمین و هوا، جایی معلق، جوری که تا به حال تجربه نکردهام. در آستانهی پذیرش کامل هر آنچه ممکن است روی دهد. جدایی کامل از هر آنچه تا به حال میکردهام. شغلهای از دست رفته، درآمدهای کوچکی که حالا به صفر رسیدهاند.
میان زمین و هوا، جایی معلق، جوری که تا به حال تجربه نکردهام. در آستانهی پذیرش کامل هر آنچه ممکن است روی دهد. جدایی کامل از هر آنچه تا به حال میکردهام. شغلهای از دست رفته، درآمدهای کوچکی که حالا به صفر رسیدهاند.
سیمون دو بووار را بیش از همه به علت نگارش کتاب جنس دوم میشناسند. این کتاب بلافاصله پس از انتشار در سال ۱۹۴۹، انقلابی در جامعهی فرانسه به پا کرد. نفوذ آموزههای انتقادیِ جنس دوم به تغییر قوانین کار و بارداری زنان در این کشور انجامید و بستری مناسب برای سربرآوردن موج دوم فمینیسم فراهم آورد.
«زمین به لرزه درآمده ... چه شده؟ ... نترسید، ملتی آستین بالا زده.» (کارِل سوکوپ، ترانهسرای چک)
چه عواملی موجب عملکرد مؤثر و کارآمد سازمانهای جامعه مدنی میشود؟ چرا بعضی از سازمانهای جامعه مدنی در پیگیری عملکردشان موفق هستند، حال آنکه دستهای دیگر دچار رخوت و رکود میشوند و قوایشان به تدریج تحلیل میرود؟ آیا باید عوامل موفقیت را در بیرون این سازمانها، مثلا محیط سیاسی اجتماعی مساعد یا میزان منابع در دسترس سازمانها جست، یا اینکه عوامل درونی مثلا نوع رهبری و فعالیت گروهی مقوم و شکل دهندهی اصلی این سازمانها هستند؟
عکاس میخواست هویتش محفوظ باشد تا بتواند عکسهای بیشتری از اعتراضهای مردمِ ایران و سرکوب خشونتبارشان بگیرد. اما چند روز بعد مرگ ناگهانیِ عکاس باعث شد که حالا بتوان نامش را با صدای بلند اعلام کرد: آرش عاشورینیا که ششم مهرماه به دلیل ایست قلبیِ ناگهانی در خانهاش در تهران جان سپرد.
یکی از اهداف نگارش کتاب نظریههای بدبینانه البته نقد افراطها در شکلهای گوناگون سیاستورزیِ هویتی در دنیای غرب است که پشتوانهی آن رویکرد پستمدرن متخصصان علوم انسانی، عمدتاً با گرایش چپ سیاسی، در دانشگاههای غربی است.
شاید بتوان نخستین شمایل مقاومت زنان پس از انقلاب را تصویر زنی دانست که روبهروی مرد معممی ایستاده و انگشتش را به سوی او گرفته است. این زن، شیده رحمانی (با نام هنری ملیحه نیکجومند)، بازیگر سینمای ایران است که تصویرش در تظاهرات زنان علیه حجاب اجباری در روز هشت مارس (۱۷ اسفند ۱۳۵۷) توسط هنگامه گلستان ثبت میشود.
وقتی حامیان اصلیِ حکومت از پشتیبانی از ساختارِ قدرت دست بردارند، پژوهشگران از «روگردانی» سخن میگویند. هیچ ساختار قدرتی بدون کوششهای روزانه و حمایت منفعلِ گروههای مختلف، از بالا تا پایینِ جامعه ــ نیروهای پلیس و سربازان، بانکداران و صاحبان کسبوکار، معلمان و وکلا، رانندگان کامیون، زبالهجمعکنها، دیپلماتها و بسیاری دیگر ــ دوام نمیآورد. و همهی این گروهها را میتوان متقاعد کرد که کار کردن ــ مستقیم یا غیرمستقیم ــ برای حکومت دیگر به نفعشان نیست.
درک کلاسیک از انقلاب مردمی برای تحلیل جنبشهای نوین جواب نمیدهد. باوجود تحول ماهوی انقلابها در طی قرن بیستم، و حالا قرن بیست و یکم، نظریههای انقلاب همچنان متصلب باقی ماندهاند و در نتیجه در مفهومپردازی و تبیین خیزشهای انقلابی اخیر به نسبت ناکام بودهاند.
یکی از بزرگترین شاعران تمام ادوار روسیه و همسرش با روشی مشابه با گدایان دورهگرد امرارمعاش میکردند. تنها یک رژیم خودکامه با یک ایدئولوژی فرهنگستیز میتوانست چنین شاهکاری به خرج دهد و داغ ننگی ابدی بر پیشانی تاریخ ادب و فرهنگ سرزمین خود باقی گذارد.
بر اساس این قاعده، هیچ انقلابی که ۳/۵ درصد از جمعیت کشور را به مشارکت فعال در مهمترین رویداد آن ــ خواه مبارزه، تظاهرات سراسری یا شکل دیگری از عدمهمکاریِ گسترده ــ ترغیب کرده باشد شکست نخورده است.
در گفتوگوی پیش رو یک زن پژوهشگر فمینیست میکوشد تا دریچهای به گذشته و آیندهی این اعتراضات باز کند. این گفتوگو بعدازظهر یکی از روزهای آخر شهریور انجام شده، جایی میان خستگی و زخمهای تظاهرات شب قبل و بیم و امید تظاهرات شب بعد.
سه دهه پس از پایان جنگ، جامعهی ایران هنوز در تلاطم تبعات ناشی از این جنگِ هشتساله است. آنچه در این میان کمتر بهرسمیت شناخته شده، آوارِ آسیبهای روانی بر جامعهای است که جنگ را از سر گذرانده است. با ارکیده بهروزان، پزشک و مردمشناسِ پزشکی که بهطور تخصصی دربارهی آسیبهای روانی و سلامت روان کار میکند، دربارهی زخمهای برجامانده از این جنگ هشتساله بر پیکر جامعهی ایران، گفتوگو کردهایم.
«روزهاست که خیابانهای ایران میسوزد. روزهاست که در سراسر دنیا، ما زنان از درون میسوزیم. خشم و عصیانمان بیشتر میشود. خشونت دولتی یک زنِ دیگر را به دلیل نپذیرفتن مرزهای تحمیلشده کشت.»
بیات میخواهد نشان دهد که کنش غالب زنان ایرانی در دوران پس از انقلاب اسلامی متکی بر «قدرت حضور» آنان بوده است؛ بهوسیلهی انجام کارهای روزمرهای مانند کارکردن، درسخواندن، پوشیدن و... تا از این طریق، ساحتهایی متفاوت برای آزادی خود بگشایند. از نظر بیات، قدرت مؤثر این کنشها دقیقاً در همین معمولیبودنشان است.
پاسخ این پرسش قطعاً منفی است. همانطور که دو دانشمند علوم سیاسی به نامهای ماریا استفان و آدام گالاگِر نشان دادهاند، بهسختی میتوان در انقلابهای سال ۲۰۱۹ در سودان، الجزایر و لبنان ردپایی از یک رهبرِ فرهمند یافت.
اکثر سرمایهداران و بسیاری از نظریهپردازان چپ میگویند که سرمایهداران افرادی آزمند نیستند بلکه این بازار و نیروهای آن است که آنها را مجبور میکند آزمندانه رفتار کنند. اما این حرف نادرست است و در حقیقت آزمندیِ سرمایهداران یک انتخاب است.
باید موضع بگیریم. خنثیبودن به سرکوبگر کمک میکند نه قربانی... هرجا مردان و زنانی بهخاطر نژاد، مذهب یا دیدگاههای سیاسیشان مورد اذیتوآزار قرار میگیرند، همانجا ــ در همان لحظه ــ باید کانون جهان شود... مادامی که حتی یک معترض در زندان است، آزادیِ ما حقیقی نیست.
حدود دو سوم از جمعیت جهان یعنی حدود ۴/۹ میلیارد نفر اکنون به اینترنت دسترسی دارند (عددی که در دوران بیماری جهانگیر کرونا بهطرز قابل توجهی افزایش داشته و حدود ۸۰۰میلیون کاربر جدید را به اینترنت افزوده است). در حدود ۴/۴ تا ۴/۶ میلیارد نفر از این افراد، از شبکههای اجتماعی مانند فیسبوک، یوتیوب، اینستاگرام، تیکتاک و توئیتر استفاده میکنند.