تب‌های اولیه

ناکامورا (کاکا مراد)، امدادگری از ژاپن که در دل و یاد افغان‌ها ماندگار شد

داوود ناجی

در سال‌های دور و در روزگاری که در روستاهای افغانستان از میان همه‌ی فراورده‌های صنعتی جهان فقط ماشین و رادیو و ساعت و ضبط صوت وجود داشت، اهالی روستا علاقه‌ی وصف‌ناپذیری به فراورده‌های جاپان (ژاپن) داشتند. ماشین‌ها همه روسی بودند اما اجناس دیگری مانند رادیو، ساعت و ضبط صوت به باور روستائیان دو نوع بودند: یا اصل یعنی ساخته‌ی جاپان بودند یا بدلی و تقلبی بودند.

کلمه‌ای برگزین

سارا وارینگ

بنا بر تخمین دانشگاه براون از سال 2003 تا سال 2019 بین 184382 و 207156 نفر در جنگ در عراق مردند و تخمین زده می‌شود که از سال 2001 به بعد بیش از 71 هزار نفر نیز در افغانستان و پاکستان جان باخته باشند.

«سبزی یک مسجد»

اورنا کاظمی، هنرمند افغانستانی، در گفتگو با سپهر عاطفی

اورنا کاظمی، هنرمند افغانستانی و دانش‌آموخته‌ی هنر از دانشگاه هنر لندن در گفتگو با سپهر عاطفی از بازنمایی تجربه‌ی جمعی تروما در کارهای هنری خود می‌گوید. انیمیشن سبزی یک مسجد، داستان گربه‌ماهی، ایرانی یا افغانستانی بودن و به قدرت رسیدن دوباره‌ی طالبان از دیگر موضوعات مورد بحث در این گفتگو هستند.

نان، کار، آزادی؛ مانیفیست زنان افغانستان

داوود ناجی

در شبی تاریک، دستی بر دیواری در کابل یا شاید هرات و شاید هم مزار، شاید غزنه شاید هرکجای افغانستان، مینویسد: «ما زنان بیداریم، از تبعیض بیزاریم.» دستی که این متن را مینویسد میداند که شب می‌رود و دست‌خط کسی که شب بیدار بوده میماند. این تنها یک نمونه از کارزار خلاقانهی زنان معترض افغانستان برای دستیابی به حقوقشان پس از تسلط طالبان است.

سایه؛ گزارشی از زندگی چند پناهنده در ترکیه

نثار تاج

«از جمهوری اسلامی فرار می‌کنم، به جرم خواننده‌ی زن بودن. من فقط یک خواننده‌ی عروسی‌ هستم، توی محافل و جمع‌های فامیلی می‌خونم، خواننده که نیستم!» مأمورهای زن امنیتی که به در خانه‌ی پدرم آمده بودند، در جواب گفتند: زن باید بشینه خونه بچه‌داری‌ کنه! خجالت نمی‌کشی صدات به گوش نامحرم می‌رسه؟ امام جماعت مسجد محل، از من شکایت کرد، توی یکی از محله‌های شهر نجف‌آباد، پاسدارهای پایگاه بسیج، به من گفتند: دلت اسید می‌خواد؟ دیگه صدات به گوشمون نرسه!»

مردم‌نگاریِ مردمی بی ‌جا در سراسر جهان

وحید ولی‌زاده

ما با جایی که در آن زاده شدیم تعریف نمی‌شویم، بلکه با راهی که در زندگی برمی‌گزینیم و می‌رویم تعریف می‌شویم. آیا انسان افغانستانی پیش از هرچیز یک انسان بی‌جا نیست که برای دور شدن از خشونت یا جستن موقعیت‌‌های بهتر اقتصادی خانه را ترک می‌گوید، انسانی که ائتلاف‌های سیاسی‌اش برای آن است که پناهی بیابد؟

قصه‌ی صد ساله‌ی زنان افغان

داود ناجی

«نان، کار، آزادی». این شعار زنان در کابل و چند شهر دیگر افغانستان است که در حاکمیت طالبان بارها به خیابان آمده‌اند. شمار این زنان شجاع که چشم در چشم طالبان و با قبول خطرات جدی فریاد خود و همه‌ی زنان افغانستان را به سراسر جهان رسانده‌اند، به مراتب کمتر از تعداد زنانی است که همین چند ماه پیش یک چهارم مجلس افغانستان را به خود اختصاص داده بودند.

آدم نان لازم دارد

آذر حسامی

محمود و دوستانش از مردم افغانستان‌ و اهل هرات‌اند. محمود می‌خواهد اول کوچک‌ترها حرف بزنند. داوودِ دوازده ساله و احمدِ یازده ساله با هم خویشاوندی نزدیکی دارند. داوود سه ماه قبل و احمد دو ماه پیش به ایران آمده‌اند و همراه هم از پنج صبح تا شش بعد از ظهر زباله‌گردی می‌کنند.