تب‌های اولیه

تهران در جنگ؛ پناهگاه و آژیر خطر نیست اما دوربین‌های امنیتی کار می‌کنند

زیبا سلطانی

در خیابانْ کاروانِ ارزشی‌ها راه افتاده است. سوار بر موتور و ماشین با پرچم ایران گشت می‌زنند و الله اکبر و حیدرحیدر می‌کنند. قیافه‌شان به عزادار نمی‌خورد و بیشتر به نظر می‌رسد از میتینگ انتخاباتی برمی‌گردند. این کارناوال‌ها هر شب در خیابان جریان دارند. می‌خواهند قدرتشان را به رخ بکشند و از مردمِ پشت پنجره زهرِ چشم بگیرند که نفستان در نیاید، اگر رهبر نیست ما هستیم.

سه یادداشت از تهرانِ زیر بمباران

خیابان‌ها خالی، سرد و ترس‌خورده است. پر از گشت‌های امنیتی که با اسلحه در خیابان‌ها ایستادند. برخی هم ماشین‌های زرهی دارند. شهر ترسناک است.

مهندسی سکوت؛ قطعی اینترنت در ایران

نیما اکبرپور در گفتگو با سپهر عاطفی

 نیما اکبرپور در این گفت‌وگو از «مهندسی سکوت»، اینترنت طبقاتی، نقش استارلینک، مسئولیت شرکت‌های فناوری و آینده‌ی دسترسی به اینترنت در ایران می‌گوید؛ آینده‌ای که به‌زعم او، نه صرفاً محصول امید، بلکه نتیجه‌ی روندهای واقعی و تغییرناپذیر فناوری است.

جز جستجوی آزادی راه دیگری نمی‌شناسیم ــ نامه‌ای از تهران

این نامه را یکشنبه ۲۱ دی ماه برایت نوشتم و حالا که ده روز گذشته در چند دقیقه‌ای که به اینترنت وصل شدم برایت می‌فرستم. خواستم تصویری از این روزها را در کلمه بریزم تا بخوانی و شاید دوری را کمی دورتر کنی. این بار با همه‌ی آنچه پیش‌تر تجربه کردیم تفاوت‌های معناداری دارد. 

از کافه‌های روشنفکری تا کافه کتاب‌ها

پرویز نیکنام

کافه کتاب که مشتریانِ پروپا قرصی دارد ظاهراً با این ایده شکل گرفته که جایِ خالی کافه‌های روشنفکری گذشته را پر کند و بین کافه و کتاب ترکیبی ایجاد کند که هم پاتوقی باشد برای گفتگو بین روشنفکران و هم مکانی برای بازاریابی و فروش کتاب.

وقتی عدالت به ابزار سرکوب بدل می‌شود؛ نقش قوه‌ی قضاییه‌ی ایران در تشدید آزار و تعقیب بهائیان

سپهر عاطفی

در جمهوری اسلامی ایران، نظام قضایی نهادی است که بنا بر قانون اساسی باید ضامن عدالت، امنیت حقوقی و بی‌طرفی باشد. اما برای جامعه بهائیان ایران، این نهاد طی دهه‌ها نه پناهگاه، که یکی از اصلی‌ترین ابزارهای سرکوب بوده است.