تب‌های اولیه

شبحی در پس‌کوچه‌های کابل پرسه می‌زند

خدیجه حیدری

روز اول نوروز بود. من و شوهرم با پسرمان وارد یکی از پارک‌ها شدیم. تنها پارکی بود که به خانم‌ها اجازه‌ی ورود می‌داد. دو سه دقیقه قدم زدیم و از در و دیوارِ پارک قصه‌ها می‌گفتیم که یک قسمتِ توجه‌مان را جلب کرد. شوهرم خواست آنجا عکسی بگیریم. تازه من و پسرم در زوم دوربین رفته بودیم که مردی صدا زد: «اووو بی‌غیرت!!!!»

تجربه‌ی ملت‌سازی در افغانستان چگونه شکست خورد؟

عبدالله خنجانی در گفت‌وگو با بهروز آفاق

عبدالله خنجانی از روزنامه‌نگاران برجسته‌ی افغانستان است که چندین سال ویراستار و مدیر شبکه‌ی «یک‌ تی‌وی»، یکی از مهم‌ترین تلویزیون‌های خبری افغانستان، بود و بعد به معاونت وزارت صلح گمارده شد، که مسئول هماهنگی مذاکرات با طالبان بود و تا سقوط حکومت در کابل در همین سِمت وظیفه داشت.

 

سینما در افغانستان؛ کم فراز و پر فرود

مهدی مدبر

سینمای افغانستان با «عشق و دوستی» آغاز شد، اما پنج دهه‌ی بعد با «اسامه» و «جنگ تریاک» ادامه یافت و حدود بیست سال بعد از آن، «روی خط فراموشی» قرار گرفته و تبعید شده است.

 

 

من زمانی پلیس بودم اما حالا گدایی می‌کنم

زهرا جویا و گزارشگران «رخشانه»

یکسال پس از به قدرت رسیدن طالبان در افغانستان چه بر سر زنان و دختران این کشور آمده است و دنیای آنها دستخوش چه تغییراتی شده است؟ در اینجا از خلال روایت‌هایی دستِ اول با مسائلی آشنا می‌شویم که آنها در این «آپارتاید جنستی» با آن مواجه‌اند.

آوارگی مدام دختر سردار، سرنوشت رنج‌آور سیک‌های افغانستان

داوود ناجی

از سیک‌ها نیز به‌روایت آمار تنها ۱۵۰ تن در کابل باقی مانده‌اند و دولت هند اعلام کرده است که به آنها ویزای اضطراری می‌دهد. اگر این کاروان کوچک همه از افغانستان بروند، می‌توان گفت که بعد از بودایی‌ها و یهودیان، آیین سیک نیز از افغانستان برچیده خواهد شد و افغانستان به لحاظ آیینی دیگر کشور متنوع و رنگارنگی نخواهد بود.

سرنوشت کتاب‌ها و کتاب‌فروشی‌ها در افغانستان

مهدی مدبر

اسن سی‌شتاد، نویسنده‌ی بلژیکی، در مقدمه‌ی کتاب کتاب‌فروش کابل به‌نقل از یکی از کتاب‌فروشان کابل می‌نویسد: «بار اول کمونیست‌ها کتاب‌هایم را سوزاندند، سپس مجاهدین آنها را چور و چپاول کردند و بار دیگر طالبان همه‌ی آنها را آتش زدند.»

طالبان می‌خواستند چراغ دانشگاه‌ را خاموش کنند

عبدالعزیز محبی در گفت‌وگو با مریم فومنی

به نظر عبدالعزیز محبی، رئیس سابق دانشگاه بامیان که زمستان گذشته افغانستان را ترک کرده است، آینده‌ی تحصیلات عالی در افغانستان تاریک است. اما استادانی که به‌رغم دشواری‌ها در افغانستان باقی‌ مانده‌اند، هنوز نگذاشته‌اند که طالبان چراغ دانشگاه‌ را خاموش کنند.

یادداشت‌های روزانه از کابل ــ بخش ششم

لاله رحمانی

در دوران طالب، قبل از این حوادث می‌شد به رقص پناه برد و رقصید تا آن دم که خسته شوی و درد‌هایت را به فراموشی بسپاری. مگر حالا می‌توانم برقصم؟! پس آن صد‌ها انسان و صدها خانواده چه؟ مردمان می‌گویند آن مادری که سه پسر‌ش را از دست داده بود، سکته کرد. نمی‌دانم چقدر درست است اما بدون سکته هم مگر زنده است؟