مشکلات شکایت از تجاوز جنسی در دستگاه قضائی ایران
مریم فومنی
هر بار که کسی تجربهاش از آزار جنسی و تجاوز را روایت میکند، یکی پیدا میشود که در آن میان از او بپرسد: «خب چرا شکایت نکردهای؟ مگه مملکت قانون نداره؟»
هر بار که کسی تجربهاش از آزار جنسی و تجاوز را روایت میکند، یکی پیدا میشود که در آن میان از او بپرسد: «خب چرا شکایت نکردهای؟ مگه مملکت قانون نداره؟»
من یکی از معدود بازماندگان کسانی هستم که تقریباً تا آخرین لحظهی پیش از آزادسازی آشوویتس در این اردوگاه بودم. انتقال ما از این اردوگاه یا به اصطلاح تخلیهی آن در ۱۸ ژانویه آغاز شد. ما در صفی ۶۰۰ نفری به راه افتادیم و در شش روز و نیمِ بعدی بیش از نیمی از همراهانم جان باختند. به احتمال قوی، من تا مراسم یادبود سال آینده زنده نخواهم ماند. این قانون طبیعت است. پس لطفاً ببخشید که احساساتی سخن خواهم گفت.
اجرا و چیدمانِ #جانآدمیمفت را جمعه سومِ بهمن ماه، در خیابان، مقابلِ تالار وحدت، که در آن دوسالانهی ملی مجسمهسازیِ تهران برپاست، اجرا کردم. این سومین سالیست که همزمان با یک جشنواره به آنجا میروم و حتی اگر بادِ موافق هم نوزد من اثرم را در خیابان به دنیا میآورم، در همین تهرانِ خودمان که شهردار همهجایش نوشته است شهری برای همه!
در حالی که جهان سخت درگیر مبارزه با بیماری کووید ۱۹ است، خطر گرمایش زمین نیز همچنان هستیِ جهان را تهدید میکند. اما پیشرفتهای چشمگیری هم برای مقابله با آن به دست آمده است. این پیشرفتها چیست، و جهان برای جلوگیری از گرمایش بیش از حد چه امکاناتی دارد؟
رویکرد فوق مینیمالیستیِ آفرینندگان این اثر ــ نمایش پیدرپی تصاویر قربانیان در اسناد و مدارک رسمی ــ این امکان را فراهم میآورد که چنانکه باید و شاید یادِ یهودیانی را گرامی بداریم که در 29 ژوئن 1941 و روزهای پس از آن در شهر لاشی در رومانی به قتل رسیدند.
بسیار پیشتر از آن که برای نخستین بار واکسن کووید19 به بدن کسی تزریق شود شبکههای اجتماعی مملو از گمانهزنی و هراسافکنی شده بود. نظریههایی مبنی بر این که این واکسن ایمن نیست، برای سلامتی مضر است و خودش محصول یک توطئه است. برخی مدعی بودند که این واکسن دیاناِی را تغییر میدهد برخی دیگر میگفتند که این واکسن حاوی میکروچیپی است که احتمالاً توسط بیل گیتس کار گذاشته شده وامکان پایش و کنترل جمعیت را فراهم میآورد. این روایتها بیوقفه تکرار میشوند و بر جهان واقعی تأثیر میگذارند.
تعلیم و تربیت در دنیای سیال، مصرفگرا و آکنده از اطلاعات چه دشواریهایی دارد؟ ویژگیهای یک نظام آموزشیِ کارآمد چیست؟ چگونه میتوان با پرورش «شخصیت» به «تقدیر» شکل داد؟ دومین پادکست «یک کتاب» را به مناسبت «روز جهانی آموزش» (۲۴ ژانویه) به کتابِ «دربارهی تعلیم و تربیت، گفتگوی زیگمونت باومن و ریکاردو ماتزئو»، اختصاص دادهایم.
مارگارت مید در دورهی حیات علمیاش یکی از روشنفکران محبوب در آمریکا بود، محبوبیتی که پیش از آن هیچ انسانشناس دیگری به آن دست نیافته بود. او این آوازه را تنها زمانی که ۲۷ سال داشت با انتشار اولین کتابش «بلوغ در ساموآ» به دست آورد.
با مطالعهی نسخهی انگلیسی کتاب صداهای آن کشتار که به اعدامهای جمعیِ سال ۱۳۶۷ میپردازد، چنان حیرتزده میشویم که گویی برای اولین بار واقعهای عجیب را از زبان شاهدانی غریب میشنویم: اعدام زندانیانی که پیش از محاکمه در دادگاههای چند دقیقهای، به علت صدور احکام قطعی در زندان به سر میبردند و حتی دوران محکومیت بعضی از آنها سپری شده بود و در آستانهی آزادی بودند.
چرا بیشتر ما آدمها دستکم یکبار در زندگی به جای همدلی و درک و حمایت از قربانی، خودمان هم نمکِ روی زخم شدیم، قربانی را سرزنش کردیم و همه یا بخشی از تقصیر را گردن خود او انداختیم؟ چرا خواسته و ناخواسته باعث شدیم که قربانی رنج و درد بیشتری را تحمل کند یا بیشتر به کنج سکوت و خفقان پناه ببرد؟ چرا به نظر انگار راه سادهتر این است که قربانی را سرزنش کرد و نه آزارگر و زورگو را؟
در دو دههی اخیر رسانهها دستکم در ماه آذر دربارهی قتل روشنفکران ایرانی به دست حکومت ایران گزارش میدهند، با این حال بخش زیادی از این گزارشها به چندوچون و جزئیات ترورها اختصاص دارد. زنده نگاه داشتن یاد این کشتهشدگان بخشی از روند دادخواهی و مبارزه برای اجرای عدالت است. پادکست «قتلهای زنجیرهای» اما نه در قتل، که در زندگی مقتولان سیاسی ایران کندوکاو میکند و به دنبال پاسخ این سؤالات است که آنها چه کردند و چه میراثی از خود بهجای گذاشتند؟
آنچه دیکنز با نبوغ هنری خود دریافت و کارلایل با دانش تاریخی از درک آن درماند، فهم «آهنگ انقلاب»، «روح انقلاب»، و همان «روح زمانه» است که دیکنز آن را به بهترین وجهی به نمایش میگذاشت.
امیدوار بودن به چه معناست؟ آیا میتوان در شرایط سخت اجتماعی، سیاسی و اقتصادی امیدوار بود؟ وجه تمایز امیدواری با خوشبینی چیست؟ امید چه نسبتی با آمال و آرزوهای شخصی هر انسان دارد و در عمل چطور میتواند ما را به روزهای بهتر رهنمون شود؟ در اولین قسمت از پادکستِ «یک کتاب»، به بررسی کتاب ما، احیای امید اجتماعی از رونالد ارونسون پرداختهایم. «یک کتاب» پادکستِ بررسی کتاب آسوست که در هر قسمت از آن در گفتگو با عرفان ثابتی، پژوهشگر و جامعهشناس، یک کتاب را معرفی و بررسی خواهیم کرد.
کتاب عظیم جوزف هنریک، عجیبترین مردم جهان، خیلی زود به اثری در یک ژانر خاص تبدیل شده است: چیزی که شاید بتوان آن را «تکاملگرایی اجتماعیِ معاصر» نامید که به دست فردی دانشگاهی برای مخاطبی عام و عمدتاً غیردانشگاهی نوشته شده است. شناختهشدهترین اثر در این ژانر کتابِ جَرِد دایموند با عنوان تفنگها، میکروبها، و فولاد (1997) است.
اهمیت انقلاب فرانسه برای امروز ما صرفاً کوششهای رادیکال آن برای وسعت بخشیدن به معانی آزادی و برابری نیست. جنبشی که در سال ۱۷۸۹ آغاز شد همچنین نشان داد که چه خطراتی در تلاش برای بازسازی یکشبهی کل جامعه نهفته است.
مترو جای عجیب و متناقضی است. قطارها که قرار بوده محل گذر افراد باشند، تبدیل شده به فروشگاهِ پرهیاهویی که در آن همه جور آدم از شیر مرغ تا جان آدمیزاد دادوستد میکند. ویزیتُور، لباسزیر میفروشد؛ کارشناس جهانگردی، دستکش؛ آهنگر، دستمال کاغذی؛ لیسانسهی زبان، بدلیجات؛ دانشجوی مدیریت، گیاهان خشک دارویی.
ترزیناشتات خانهای برای یهودیان بود، که نازیها به آنها «اهدا کرده بودند»، روشی از سوی نازیها تا بتوانند عموم جهانیان را در مورد نسلکشی و کشتار یهودیان بفریبند. ترزیناشتات نوعی توهم بود: کبکبه و دبدبهی شهری بافرهنگ، علتِ وجودی آن را که بیرحمی و کشتار بود پنهان میکرد.
«گذر عاشقانهی عمر» نوشتهی خدیجه مقدم، فعال حقوق زنان و محیطزیست، بیش از هر چیز مروری بر حرکتها و جنبشهای اجتماعیای است که در چهل سال اخیر، مبانی جامعهی مدنی ایران را بنا نهادهاند.
در تحلیل و مخالفت با حکم اعدام زیاد گفتیم و شنیدیم. من، مأمن رضایی، در سلسله پادکستهای «رفیق اعدامی» در تلاش هستم که فهمی از حال و هوای فرد زندانی در لحظاتی به دست آورم که همبندش را، که نقش رفیق و خانواده پیدا کرده، اعدام میکنند.
این مقاله به این وجه از اندیشهی طباطبایی میپردازد و در آن استدلال میشود که او اندیشمندی «ملی» گراست، اما نوعی از ملیگرایی فلسفی که مبتنی بر خوانش خاصی از تاریخ فرهنگی و سیاسی ایران، آن هم متأثر از هگل، فیلسوف تاریخگرای آلمانی، است. در این نوشتار با استناد به آثار طباطبایی نشان دادهام که آنچه او «تداوم ایرانزمین از نظر تاریخی و تاریخ اندیشه»
کسی در این شکی ندارد که خواندن کتابهای بیشتر برای شما سودمند خواهد بود. آنهایی که به ویژه ادبیات داستانی میخوانند معمولاً به این دلیل که زندگی شخصیتهای پیچیدهای را تجربه میکنند، بهتر میتوانند احساسات دیگران را درک کنند و حساسیت اخلاقی بیشتری دارند. مطالعهی ادبیات غیرداستانی دانش شما و وسعت نظرتان را افزایش میدهد.