نادانی در سیاست
پیتر برک
فوکو زمانی گفت: «آدمها میدانند که چه میکنند؛ اغلب میدانند که چرا کاری را انجام میدهند؛ اما آنچه نمیدانند این است که آنچه انجام میدهند، چه پیامدی دارد.»
فوکو زمانی گفت: «آدمها میدانند که چه میکنند؛ اغلب میدانند که چرا کاری را انجام میدهند؛ اما آنچه نمیدانند این است که آنچه انجام میدهند، چه پیامدی دارد.»
مبتکر طرح برگزاریِ جام جهانی فوتبال چه کسی بود و چه آرمانی در سر داشت؟ آیا این رقابتها از آغاز به سیاست آمیخته بود؟ این مسابقات چه نقشی در ترویج ناسیونالیسم و جهانیشدن داشته است؟ جام جهانی به سبک بازیِ تیمهای ملی تنوع بخشیده یا آنها را شبیه به یکدیگر کرده است؟ آیا برگزاری این مسابقات به تقویت دموکراسی و بهبود اقتصاد در کشورهای میزبان انجامیده است؟
میدانها، از تهران تا روستای قادیکُلای بابل، هر شب شاهد حضور جمعیت بیشوکمی است، پرچم به دست، جمعیتی که اینروزها تلویزیون جمهوری اسلامی از آنها به عنوان «اُمت مبعوثشده» یاد میکند؛ زنان و مردانی که به تشویق صداوسیما و چهرههای سیاسی «میدان را خالی نمیکنند».
گاندی به ایدهی استقلال هند باور داشت، استقلالی که نوعی انقلاب به شمار میرفت. اما به نظر او راه دستیابی به استقلال از مسیر توسل به زور و استفاده از قدرت و نیروی قهریهی دولت علیه دشمنان نمیگذشت. او به انقلاب خشونتآمیز عقیده نداشت.
به هر سو که بنگریم دوستیهای دیرین یا نوپایی را میبینیم که از سیاست آسیب دیده و از بین رفتهاند. علت این امر چیست؟
شکسپیر در نمایشنامهی هر طور که میل شماست از زبانِ ژاکِ ماتمزده میگوید: «دنیا صحنهی نمایشی بیش نیست!» چنین نظری قدیمی است و سابقهاش به یوونال، شاعر رمیِ دوران باستان، برمیگردد: «کل یونان صحنهای بیش نیست و یونانیان همه بازیگرند.»
آیا جنگهای تجاری صرفاً علل اقتصادی دارد؟ آیا در جنگهای تجاری میتوان پیروز شد؟ آیا حدف کامل تعرفهها در سراسر دنیا مطلوب است؟
حوزهی مطالعاتیِ «حل تعارض» در دهههای ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ پدید آمد. آن زمان، دورهی اوج جنگ سرد بود و چنین به نظر میرسید که تولید سلاحهای هستهای و منازعه میان ابرقدرتها بقای بشر را تهدید میکند.