میان سروده و سنگ: خوانشی از دو دفتر نخست مینا اسدی
فرزانه میلانی
گرچه در ظاهر، تبعید اسدی با مهاجرتش به سوئد به سال ۱۳۵۴ آغاز شد، اما ریشههای آن در دل همان وطنی روئید که میبایست مأمن و مأوایش باشد، اما پذیرنده و پذیرا نبود.
گرچه در ظاهر، تبعید اسدی با مهاجرتش به سوئد به سال ۱۳۵۴ آغاز شد، اما ریشههای آن در دل همان وطنی روئید که میبایست مأمن و مأوایش باشد، اما پذیرنده و پذیرا نبود.
راهی برای بقا و زندهماندن. راهی برای امرار معاش. هویتِ نسل ما را نمیتوان با یک مکان جغرافیایی معین کرد. بیشتر از مکان، این تجربهی ماست که هویت ما را تعریف میکند؛ تجربهی مشابهِ همیشه در مهاجرت بودن، تعلقنداشتن، طردشدن و تاریخ مشترک داشتن. برای بسیاری از افغانها، مهاجرت «راهی برای زندگی» است.
در دههی ۱۹۸۰ مارگارت تاچر گفت: «آلترنانتیوی وجود ندارد.» این حرف مرا خشمگین کرد زیرا ته دلام میدانستم که حق با او است: چپها جایگزین معقول یا مطلوبی برای سرمایهداری نداشتند.
آریل دورفمن نماد «هنرمند سیاسی» است. نویسندهای که روزگاری مشاور فرهنگیِ سالوادور آلنده بود و پس از کودتای ژنرال پینوشه از شیلی گریخت اما سیاست را کنار نگذاشت. هنوز هم در آستانهی هشتاد سالگی گهگاه اعلام موضع میکند، خواه مقالهای در انتقاد از دونالد ترامپ باشد خواه امضای طومار در پشتیبانی از نسرین ستوده.
در فاصلهی سالهای ۸۰۰ و ۱۶۰۰ میلادی هیچ متن فلسفی دیگری نمیتوانست از نظر جذابیت با تسلای فلسفه رقابت کند ــ این امر نه تنها دربارهی نخبگان فکری بلکه در مورد مخاطبان عام هم صادق بود.
«صد روایت، یک روایت» امکانی بود که دو جنبهی مهم را به هم گره میزد: کنشگری عدالتخواهانه و جستجو و کنکاش خلاقانه در چنین حوزهای. به مناسبت این برنامه، با پرستو فروهر، هنرمند ساکن آلمان دربارهی نسبت هنر، خلاقیت و رسانههای جدید با کنشگری گفتگو کردهایم.
با تعطیلی کلاسهای حضوری، تمام توجهها به سمت دانشآموزانی رفت که به علت دسترس نداشتن به تلفنهمراه هوشمند و تبلت و کامپیوتر از امکان حضور در کلاسهای آنلاین محروم شدهاند. آن روی سکه اما معلمانی هستند که با دستان خالی و بدون داشتن حداقل امکانات لازم، چراغ این کلاسهای آنلاین را روشن نگهداشتهاند.
از همان زمان که آدولف هیتلر در آلمان به قدرت رسید، تعدادی از یهودیان آلمانی به مخالفت با رژیم او برخاستند. زنان یهودی در این اعتراضات سهم بسزایی داشتند اما تا همین اواخر نقش آنان نادیده گرفته شده بود. ایستادگی زنان یهودی آلمانی در برابر رژیم نازی با خطرات شدیدی همراه بود.
جنبش کارگری در سالهای اخیر پویاترین جنبش اجتماعی در ایران بوده است که صدای اعتراضاش هر روز از گوشهای از کشور شنیده میشود. پس از اعتراضات سراسری دی ۱۳۹۶ و آبان ۱۳۹۸ که شرکتکنندگاناش اغلب از طبقهی کارگر بودند، نگاههای بیشتری متوجه جنبش کارگری شده و این پرسش مطرح شده است که این جنبش چه نسبتی با جنبشهای گستردهی اجتماعی- سیاسی دارد.
سه چهارم از چهار میلیون آوارهی یمنی را زنان و کودکان تشکیل میدهند و از هر چهار خانوادهی آواره یکی توسط زنان اداره میشود. همچنین بیش از نیمی از ۲۰ میلیون نفری که در یمن به کمکهای بشردوستانه نیاز دارند، زنان و دختران هستند.
در سالهای اخیر، احزاب و جنبشهای پوپولیستی در آمریکا و اروپا به شدت رشد و گسترش یافتهاند و دموکراسیهای غربی را با چالشهای جدی روبهرو کردهاند. چه عواملی شکنندگیِ ساختاریِ دموکراسیهای کنونی و در همان حال موفقیت چشمگیر احزاب و جنبشهای پوپولیستی را تبیین میکنند؟
چرا آب، که برای حیات ضروری است، تقریباً مجانی است اما الماس، که تقریباً بجز زیباییاش فایدهی دیگری ندارد، بسیار گران است. چرا بازارهای مالی «آمازون» را یکی از باارزشترین شرکتهای جهان محسوب میکنند اما بخش عظیمی از سرزمین آمازون هیچ ارزشی ندارد مگر این که از دار و درخت خالی شده و به زمین کشاورزی تبدیل شود؟ چگونه میتوانیم بین ارزش فوقالعادهای که برای کارهای عامالمنفعه و از خودگذشتگی کارکنان بخش بهداشت قائلایم و حقوق اندک و شرایط کاری پرمخاطرهی آنان آشتی برقرار کنیم؟
در اوایل دههی ۱۹۹۰، عقیدهی رایج این بود که گسترش انتخابات مستقیمِ چندحزبی گام بلندی در جهت گذار به دموکراسی است؛ در واقع، اغلب تصور میشد که انتخابات شرط لازم و کافی برای دموکراتیزاسیون است. «مغالطهی انتخاباتگرایی» بر این ایده تأکید میکند که نفس برگزاریِ انتخابات، فارغ از چگونگیِ برگزاری آن، خودبهخود کنش سیاسی را به سوی رقابتهای مسالمتآمیز میان نخبگان هدایت میکند و به فرد پیروز مشروعیت عمومی میبخشد.
این درد چیست که من و ما را به تمام بازماندگان قتلهای دولتی در تمام جهان پیوند میدهد؟ خواه در رابطهای مستقیم با آنان باشیم یا نباشیم، اشتراک میان ما، جای زخمی است که در نتیجهی خشونتی دولتی در جان و دل ما ریشه دوانده است. مجموعهای است از تجربههای تلخ مشترک.
کسی که میتواند با چشم جان و نه صرفاً چشم ظاهر ببیند در شرف دست یافتن به حکمت است. احتمالاً وقتی ما مُردهایم به این قابلیت دست پیدا میکنیم، چه، تا زندهایم چشمِ ظاهر و بدن نمیگذارد جز با آن ببینیم. سعدی یک گام پیشتر میگذارد و این احتمال را در زندگی مطرح میکند و با این شعر وضعیت پارادوکسیِ بغرنجی را پیش میکشد.
در کوشش مداوم ما برای داشتنی زندگیای بهتر، فلسفهی باستان هنوز هم میتواند منبعی ارزشمند و تأثیرگذار باشد. با خواندن و به کار بستن ایدههای فیلسوفان باستان در حقیقت میتوانیم ممارستهای روحانی خود را تداوم ببخشیم و زنده نگاه داریم.
آیا علت فقر و تنگدستی بعضی افراد، عدم تلاش کافی از جانب خود آنها است؟ بسیاری از ما، وقتی «تلاش» را فرایندی جدا از توانایی برآوردِ ریسک موجود در یک تصمیم در نظر میگیریم، معمولاً فکر میکنیم که آدمها خودشان مسئول بدبختی خودشان هستند.
پژوهشها نشان دادهاند که لامسه نه تنها در شکلگیری و نحوهی ارتباط ما با خودمان و جهان پیرامون اهمیت بسزایی دارد بلکه سلامت روانی و جسمانی ما نیز متأثر از آن است. با توجه به این که دوران کرونا و تجویز فاصلهگذاری اجتماعی باعث شده است تا لمس به یک تابو تبدیل شود، باید منتظر چه پیامدهایی بود؟
همهی مذاهب، چشماندازی برای بشریت دارند و خطوط کلی این چشمانداز را در آموزههایشان بیان میکنند. اما تبدیل آن به ایدئولوژی و برنامهی سیاسی برای ادارهی جامعه موضوع دیگری است و اسلامگرایی چنین فرآوردهای را پیش مینهد.