میان سروده و سنگ: خوانشی از دو دفتر نخست مینا اسدی
فرزانه میلانی
گرچه در ظاهر، تبعید اسدی با مهاجرتش به سوئد به سال ۱۳۵۴ آغاز شد، اما ریشههای آن در دل همان وطنی روئید که میبایست مأمن و مأوایش باشد، اما پذیرنده و پذیرا نبود.
گرچه در ظاهر، تبعید اسدی با مهاجرتش به سوئد به سال ۱۳۵۴ آغاز شد، اما ریشههای آن در دل همان وطنی روئید که میبایست مأمن و مأوایش باشد، اما پذیرنده و پذیرا نبود.
هنر فرشتهای است که چشم از آن نمیتوان برگرفت، فرشتهای که وجودش برای زندگی ما حیاتی است. تمدنی که نخواهد دوباره اما این بار به دور از خشونتِ عالم واقع، با ظرافت و با فاصلهای شورانگیز (پِی تاسِ فاصله، نیچه) دیده شود زنده میماند اما بیروح و افسرده زنده میماند، مثل اشیاء و فسیلها! ما فقط یک بار روی زمین زندگی نمیکنیم و از دست نمیدهیم و به دست نمیآوریم بلکه پیش از آن بارها شکستها و پیروزیهای خود را تخیل میکنیم، بارها پیش از لحظهی سرنوشتساز به بازیِ ذهنی دربارهی آنها مشغول میشویم.
در سال 1914ــ سه دهه قبل از بمباران هیروشیما و ناگازاکی ــ اچجی ولز در رمان دنیای آزادشده از بمبهای اتمیای سخن گفت که مواد رادیواکتیوشان میدان جنگ را آلوده میکند. در سال 1968، جان برونِر، نویسندهی انگلیسی، در رمان ایستادن در زنگبار با خیالپردازی از تشکیل اتحادیهی اروپا، ظهور چین به عنوان قدرتی جهانی، افول اقتصادیِ دیترویت و به قدرت رسیدن «رئیسجمهور اوبومی» سخن گفت.
سخت میتوان به یاد آورد که یک نسل قبل، صاحبنظران، بانکداران و پژوهشگران همصدا با هم ملیت را منقضی خواندند. جریان سرمایه، ایدهها و کالاها عصری جهانی را آغاز کرده بود که تمثیلهای نو و روایتی تازه دربارهی جهانیشدن و نقل و انتقال و گردش منابع را در بر داشت. اکنون وعدهی جهانیشدن و داستان مرتبط با آن نخنما به نظر میرسند. ملیت دوباره بازگشته است.
به گفتهی محققان، شیوع یک ویروس کشنده و رکود اقتصادی گسترده در سال گذشته مانع از افزایش گازهای گرمکنندهی زمین در جو به بالاترین سطح خود در تاریخ نشد. تقریباً یک سال پس از آنکه ویروس کرونا هواپیماها را زمینگیر، کارخانهها را تعطیل و رفتوآمدها را متوقف کرد، دانشمندانی که جو زمین را بررسی میکنند، اثری از کاهش انتشار گازهای کربنی نیافتهاند.
هر زمان که انگیزهی اقتصادی برای وادار کردن مردم به باور به چیزى وجود داشته باشد، سازمانهایی را پیدا خواهید کرد که با تمام قوا تلاش مىکنند تا شواهدی را که در جهت تأیید آنهاست، تبلیغ کنند و انتشار دهند. اما آنها روش کار خود را تبلیغاتى نمىبینند.
نزدیک به یک سال از طرح موضوع جنجالبرانگیز «حصارکشی» محوطهی تئاتر شهر تهران میگذرد؛ ساختمانی که در سال 1346 بر سر تلاقی دو محور اصلی شهر ــ خیابانهای انقلاب و ولیعصر ــ توسط علی سردارافخمی طراحی و ساخته و در سال ۱۳۵۱ افتتاح شد.
محمد عبدالسلام فرج، «امیر» سازمان جهاد و بنیادگرای مصری، نخستین کسی بود که در کتاب فریضهی غایب در سال ۱۹۷۹ ــ سال پیروزی انقلاب ایران ــ اصطلاح جهاد را تعمیم داد تا درگیری مسلّحانه در داخل کشورهای اسلامی را نیز دربربگیرد.
اینکه گذشته را مایهی شرم و عذاب وجدان بدانیم یا مایهی تسلی و حسرت، همیشه به استنباط ما از گذشته و عزم و ارادهی ما در این کار بستگی دارد، لااقل به این علت که آنچه امروز هویت گروهی خوانده میشود در اصل چیزی نیست جز مجموعهای از استنباطها از گذشته، همراه با مقداری مناسک و آداب و رسوم و داستان.
مقایسه با تخلیهی سایگون نمیتواند سرعت و ابعاد سقوط افغانستان و ضربهای را که به مردم آمریکا وارد کرد توضیح دهد. با وجود این، تاریخِ پس از جنگ ویتنام میتواند نشان دهد که چگونه مسئلهی پناهجویان افغان فرصتی به ایالات متحده میدهد تا خود را از این مخصمه نجات دهد، و چگونه، بهرغم خصومتهای پایدار، روابط دیپلماتیک میتواند عادی شود.
فروتن بودن یعنی اگر دیدی معنایی نیست بگو نیست و اگر معنایی و ارزشی و قدر و مقامی ولو مقام خودت به عنوان فرزانه یا نویسندهای بزرگ را دیدی حاشا نکن از همین رو باید از راستگویی سالوادور دالی خرسند باشیم.
مهرانگیز دولتشاهی جزو اولین زنانی بود که وارد مجلس شد و سه دوره نمایندهی مجلس بود. او در سال ۱۳۵۴ بهعنوان اولین زن سفیر ایران به دانمارک رفت و تا زمان انقلاب ۱۳۵۷ در این سِمت بود.
در نظرسنجیای در سال 2017، از هر ده آمریکایی یک نفر گفت که در فضای مجازی به علت نژاد، جنسیت یا قومیتش آزار دیده است. از هر چهار آمریکایی آفریقاییتبار یک نفر، و از هر ده آمریکایی لاتینتبار یک نفر گفت که به علت نژاد یا قومیتش در اینترنت آزار دیده است.
جان گری، فیلسوف بریتانیایی و شاگرد آیزایا برلین، از زمان بازنشستگی از دانشگاه به عنوان روشنفکر حوزهی عمومی شهرت یافته است. او کتابهای متعددی نوشته است که به زبانهای مختلف ترجمه شدهاند و کتاب هفت نوع خداناباوری از آخرین آنهاست. گری بیش از یک دهه است که به عنوان نویسندهی دائمی در هفتهنامهی معتبر «نیو استیتسمن» مقاله مینویسد. مطلبی که از او در اینجا ترجمه کردهایم برگرفته از همین مجله است.
برای یک فرد انقلابی، جهان بیارزش است و لایق نابودی. کسی که اینطور فکر میکند، باید از زندگی بیزار باشد. شاعری بلشویک در سرودی در ستایش خرابکاری چنین مینویسد: «هیچ شادیای عظیمتر، و هیچ موسیقیای بهتر از صدای کوبندهی استخوانها و پیکرهای خردشده نیست.»
چند روز پیش، به دوستی گفتم که مرکز ایالت تنسی ناکسویل است. او بیدرنگ با دستش اشاره کرد که نه نه نه، و گفت: «خیر، نشویل است.» پیداست که حرف من درست نبود. اما از آنجا که به درستیِ آنچه میگفتم عقیده داشتم، باری به هر حال راستگو بودم. هرچند اشتباه کردم اما دروغ نگفتم. این تمایز میان درستی و راستگویی مهم است اما بیم آن میرود که در بحث و جدلهای مربوط به سیاستِ «پساحقیقت» و «اخبار جعلی» گم شود.
بهرغم ظاهر زیبای صنعت فوتبال چندفرهنگی، محبوبترین ورزش دنیا آلت دست قدرتمندان است. فوتبال ویترینی استثنایی برای خودکامگان، ناسیونالیستها و جداییطلبان فراهم میکند.
بر پایهی خصائص مشترک و کلّی میان تجربههای مختلف توتالیتاریسم، تاریخنگاران و اندیشمندان سیاسی بسیاری ایدهی «حکومت/امارت اسلامی» را از زاد و رود معنوی توتالیتاریسم میشمارند. بر این پایه، هم حکومت طالبانی در افغانستان، هم جمهوری اسلامی در ایران از خون و خانوادهی توتالیتاریسم قلمداد میشوند که در کنار ویژگیهایی خاص و تاریخیاش، صورتی نورسیده و روزآمد از نمونههای پیشین آن است.
پس از سرنگونی طالبان توسط آمریکا و متحدانش در سال 2001، میزان ثبتنام دختران در مدارس دورهی ابتدایی از 0 درصد به 80 درصد رسید. مرگومیر نوزادان به نصف کاهش یافت. ازدواج اجباری غیرقانونی شد.