میان سروده و سنگ: خوانشی از دو دفتر نخست مینا اسدی
فرزانه میلانی
گرچه در ظاهر، تبعید اسدی با مهاجرتش به سوئد به سال ۱۳۵۴ آغاز شد، اما ریشههای آن در دل همان وطنی روئید که میبایست مأمن و مأوایش باشد، اما پذیرنده و پذیرا نبود.
گرچه در ظاهر، تبعید اسدی با مهاجرتش به سوئد به سال ۱۳۵۴ آغاز شد، اما ریشههای آن در دل همان وطنی روئید که میبایست مأمن و مأوایش باشد، اما پذیرنده و پذیرا نبود.
پاره کردن تابلوها و نقاشیهایی که حاکی از تبعیض جنسیتیاند یا خراب کردن تندیسهای نژادپرستانه همانقدر که مشکلاتی را حل میکند مشکلات زیادی را هم به وجود میآورد. راه بهتری برای نبرد با نفرت وجود دارد.
پرسش اساسیای که توجه لارمور را در تأملاتش دربارهی ماهیت فلسفهی سیاسی به خود جلب کرده رابطهی فلسفهی سیاسی و اخلاق است. از جهتی فلسفهی اخلاق و فلسفهی سیاسی به قلمروهای بسیار مشابهی تعلق دارند؛ هر دو به اصولی میپردازند که باید در هنگام همزیستی در جامعه در نظر گرفت.
بهرغم خاموشی زودهنگام کومیتاس و دست شستن از ساخت و اجرای موسیقی در پی نسلکشی ارامنه، او پدر موسیقی ارمنی به شمار میرود. کنسرواتوار موسیقی ایروان را به اسم او «کومیتاس» نامیدهاند. آرامگاه او نیز در همین شهر است و از آن با عنوان «پانتئون کومیتاس» یاد میکنند. هرچند نقش و تأثیر او به صورت خاص در موسیقی ارامنه و به صورت عام در موسیقی شرق میتوانست بسیار گستردهتر باشد، اما جایگاه او در میان ارمنیها همتراز یوهان سباستیان باخ در آلمان یا جوزپه وردی در ایتالیا است.
در راستای کمپین «ایران بدون نفرت» و در گفتگو با دکتر عباس میلانی، که از شرکتگنندگانِ در این کمپین نیز بوده است از عملکرد روشنفکران ایرانی و مسئولیت اجتماعی آنها در رویارویی با آزار بهائیان و تبعیض علیه آنها و دیگر اقلیتها و دگراندیشان پرسیدهایم.
بهرغم غنای پرسشها و قرنها زمان که برای رسیدگی به آنها صرف شده، فیلسوفان هنوز به ارائهی هیچ پاسخی موفق نشدهاند. آنها کوششی سخت و طولانی کردهاند اما هیچ یک از پاسخهایی که به این پرسشها ارائه دادهاند، مقبولیت نیافته است. این پاسخهای پیشنهادی را بلافاصله فیلسوفانی دیگر وارسی کرده و نواقص آنها را کشف و اشتباهات یا فرضیات تردیدانگیز آنها را آشکار کردهاند.
پیشروی برقآسای طالبان را چگونه میتوان توضیح داد؟ آیا به قدرت رسیدن آنان پیامدهایی مثل بیست سال قبل خواهد داشت؟ برخلاف انتظار همه، طالبان در پانزدهم ماه اوت جاری کابل را تصّرف کردند. این پیروزی نه تنها برای جامعهی بینالمللی و ناظران و تحلیلگران مسائل افغانستان بلکه حتّی برای خود طالبان هم غیرمترقبه و پیشبینیناشدنی بود.
اگر هیچکس در جنگل نباشد، آیا سقوط درخت صدایی خواهد داشت؟ بر اساس نظر رایج، پاسخ این پرسش مثبت است. اما یک ساختگرای روانشناختی خواهد گفت که درخت تنها زمانی صدا خواهد داشت که مغز فردی شنوا امواج صوتی سقوط آن را به عنوان صدا تفسیر کند. افزون بر این، فرد باید ابتدا بداند که درخت چیست تا صدای سقوط آن را درک کند. باید تفاوت آن صدا را با صدای رود یا آواز پرندگان و حتی دیگر اشیای بزرگ در حال سقوط بداند.
افسانهای شکل گرفته است که بر اساس آن دولت مستقل، واحد سیاسی طبیعی در نظم سیاسی بینالمللی تصور میشود. بر اساس این افسانه با صلح وستفالی در سال 1648 این نظم استقرار یافت. اما تاریخ به ما نشان میدهد که این دولتها پدیدهای نسبتاً تازهاند و در نتیجه شاید بتوان از آنها فراتر رفت.
بزرگی فرحناک است. شادیای درونی و خاموش است. سلبریتی و شهرهی خاص و عام بودن، به شرط آنکه اعتبار حقیقی بیاورد، شادمانی دارد. صاحب افکار بودن، ایده داشتن و قدرت اجرای آن را در خود سراغ داشتن، در عالم اندیشه و هنر قدرت دخل و تصرف در مفهومها و فرمها را داشتن، قدرت آفرینشگری، همه ثروت و غناست و مسرتبخش است.
امیر احمدی آریان که اکنون در نیویورک نویسندگی خلاق و ادبیات تطبیقی تدریس میکند بهتازگی رمان «وقتی نهنگ یونس را بلعید» را به زبان انگلیسی با انتشارات معتبر هارپر کالینز به چاپ رسانده است. او در دههی ۱۳۸۰ در روزنامههای ایران بیش از دویست مقاله در حوزهی نقد ادبی منتشر کرده و کتاب «شعارنویسی بر دیوار کاغذیِ» او یکی از مهمترین آثار در حوزهی نقد ادبی است. با او در مورد فعالیت ادبی، زندگی و مهاجرتشان است گفتگو کردیم.
از آن هنگام که پل والری، شاعر و نویسندهی معروف فرانسوی، پس از جنگ جهانی اول در سال ١٩١٩ هشدار داد که «اکنون، دیگر میدانیم که تمدنهای ما فناپذیرند»، کمی بیش از یک سده میگذرد. طی این سده، ما آگاه و ناآگاه خطراتی را که تمدن و زندگی ما را بر روی این سیاره تهدید میکنند، نادیده گرفته و با رفتاری غیرمسئولانه و کاسبکارانه به تخریب محیط زیست خود پرداختهایم.
بعد از جنگ جهانی اول، یک بیماری عالمگیر معماری را متحول ساخت. در حالی که برخی از طراحان با دکوراسیونِ مجلل به تخریب و آسیب واکنش نشان دادند، مدرنیستها مسیر کاملاً متفاوتی را برگزیدند، به طوری که بسیاری از فضاهای خانگی را بر مبنایی مدلسازی کردند که یادآور بیمارستان بود.
پس از فروپاشی رایش سوم، مردم آلمان دیگر کشورها را مقصر جنگ جهانی دوم میدانستند. در سال ۱۹۵۲، ۶۸ درصد از آلمانیهایی که از آنها نظرسنجی شده بود به این پرسش که چه کسی جنگ جهانی دوم را آغاز کرد پاسخی غیر از «آلمان» دادند، و چنین بود تا دههی ۱۹۶۰ که این عقیدهی عمومی به اقلیت رسید.
ما ــ پیر و جوان، شهروند و مهاجر ــ وقتی میتوانیم به بهترین شکل عمل کنیم که با یکدیگر همکاری کنیم. در واقع، تنها راه بقا این است که پشتیبان یکدیگر باشیم و از تابآوری و تنوع سیارهای که خانهی ماست، پاسداری کنیم.
در ماه دسامبر سال ۱۹۶۸ گرت هاردین، بومشناس و زیستشناس، مقالهای با عنوان «تراژدی منابع طبیعی عمومی» در نشریهی ساینس منتشر کرد. مدعای او ساده و خالی از هر نوع ملاحظهکاری بود: انسانها وقتی به حال خود رها شوند، آنقدر با یکدیگر بر سر منابع رقابت میکنند تا منابع به اتمام برسند.
بر اساس آخرین برآورد صندوق بینالمللی پول، واکسیناسیون 40 درصد از جمعیت جهان تا پایان سال جاری و 60 درصد آن تا میانهی سال 2022، فقط 50 میلیارد دلار هزینه خواهد داشت.
ارمنیهای ایران هر روز کمتر میشوند. هر بار که راه مهاجرت باز میشود، عدهای میروند و خیلی از شهرها از ارامنه خالی شده است. در آبادان قبل از انقلاب و جنگ، حدود دو هزار خانوادهی ارمنی زندگی میکردند و ارامنه برای خودشان چند مدرسه و کلیسا و انجمن داشتند. حالا اما، فقط یک ارمنی آنجا باقی مانده، که کلیددار تنها کلیسای سرپا ماندهی شهر است.
این یادداشت ناظر است به تبیین اندیشههای بسام طیبی (متولد ۱۹۴۴)، روشنفکر و آکادمیسین سوری-آلمانی، از اصلاح دینی و «مدرنیتهی فرهنگی» و نقدهای او بر اسلام سیاسی معاصر. طیبی در نگاه اصلاحجوی خویش «اسلام» را نوعی «نظام فرهنگی» توصیف میکند که در نظر او خود را با بافتارهای مختلف تطبیق میدهد. تفسیر او از دین در نقطهی مقابل بنیادگرایان و هواداران اسلام سیاسی در جهان عرب و ایران قرار دارد که دین را ایدئولوژیک میبینند.