نَفَسِ دوم؛ مژگان ایلانلو
علیرضا بهتویی
کتابِ «نَفَس دوم» روایت عبور از فرسودگی به ایستادگی است؛ همانگونه که یک دونده پس از رسیدن به مرز واماندگی، نیرویی تازه برای ادامهی راه در خود پیدا میکند.
کتابِ «نَفَس دوم» روایت عبور از فرسودگی به ایستادگی است؛ همانگونه که یک دونده پس از رسیدن به مرز واماندگی، نیرویی تازه برای ادامهی راه در خود پیدا میکند.
ویدیوی حاضر از یک محاکمه در دادگاه انقلاب اسلامی در زندان اوین در سال ۱۳۶۰به دست آمده است. این ویدیو بخش اصلی از جریان محاکمهی هفت نفر از ۹ عضو شورای منتخب جامعهی بهائیان ایران، معروف به محفل روحانی ملی بهائیان، در سال ۱۳۶۰ است.
بهائیان با انقلاب مشروطه رابطهای پیچیده داشتهاند. گاهی از آن حمایت می کردند و گاهی از سیاست دوری میگزیدند. به رغم تأثیرپذیری قابل توجه انقلاب از تعالیم بهائی، حقوق و آزادیهای اعطا شده در مشروطه شامل حال بهائیان نشد و غالب مورّخین و نویسندگان این تأثیر را دست کم انگاشتند.
در ایرانِ دوران هخامنشی وفاداری به شاه مهمترین عنصر هویّت بود. با تدوین قوانین یهودیت، مسیحیت و آیین زرتشتی در زمان ساسانیان و پیرو آن با ظهور اسلام، وفاداری به دین به عنصر اصلی هویّت ساکنان خاور نزدیک تبدیل شد. اما پایاترین و نافذترین تأثیر در شکلگیری هویت از آنِ فرهنگ و زبان بوده است.
این مقاله به بررسی دو کتابی اختصاص دارد که با ارائهی تحلیل مبسوطی از مطالعات موردی و تمرکز بر تحولات اخیر در اروپا نشان میدهند که بر خلاف تصور رایج و به رغم پیدایش هویتهای پساملی، ملت و ملیگرایی همچنان اهمیت دارند. به نظر نویسنده، به پژوهشهایی نیاز داریم که به معضلِ تعریفِ ملیت بپردازند.
دالیتها در هند پایینترین کاست به شمار میروند. کاستهای بالاتر، بر پایهی آموزههای دینیِ هندو، دالیتها را نجس میشمارند. اِواماریا هارتمن، استاد انسانشناسی اجتماعی در دانشگاه استکهلم که درخصوص زنان دالیت تحقیق میکند، نگاهی دارد به سیر تحولات فعالیتهای فمینیستهای دالیت در یک قرن اخیر.
از دههی ۱۹۸۰ رویهی برخورد با خشونت خانگی در آمریکا تغییر کرد. از این دوره به بعد بود که قوانین سختگیرانهای علیه خشونتورزان به اجرا درآمد. گروبر نشان میدهد که آنچه اتفاق افتاده، دستاورد صرف فمینیستها نبوده است، بلکه حاصل ائتلافی بوده میان فمینیستهای پیگیر رفع خشونت خانگی با جنبش «دفاع از حقوق قربانیان خشونت».
تجربهی زنان درگیر در جنبش خانههای امن در ترکیه به آنها نشان داده است که نگهداری از این خانهها مستلزم مسئولیتپذیری دولت است، زیرا بدون بودجهی مستمر دولتی این پناهگاهها مدام در معرض خطر تعطیلی قرار میگیرند.
دو عامل در قدرت سیاسی فمینیستهای برزیل نقش داشتند: تخصص و اِشرافشان بر سیاستگذاریهای عمومی، و مشروعیتی که از طریق مشارکت فعالانه در مبارزه برای نیل به دموکراسی به دست آورده بودند.
وقتی احزاب سهمیهبندیهای نامزدی را میپذیرند اغلب به دنبال جذب رایدهندگان زن هستند و همین سیاست جذب غالبا پای مباحث و موضوعاتی را که رنگ فمینیستی دارند به مباحث درون احزاب باز میکند.
تأکید صرف بر اعطای سهمیهی نمایندگی به زنان گاه میتواند موجب قربانی شدن مطالبات زنان برای نیل به عدالت توزیعی و دسترسی برابر به منابع و امکانات عمومی شود.
وقتی سیاست نمایندگی صرفاً با اتکا به نمایندگیکردن منافع و تبیین وضعیتها پیش میرود و حضور خود صاحبان منافع یا زیاندیدگان از وضعیتها در عرصهی تصمیمگیری اولویت پیدا نمیکند، چیزی که در وهلهی اول از دست میرود، «تجربه» است.
فمینیستهای بسیاری از کشورهای عربی به این فکر افتادهاند که همبستگی را خارج از دولت شکل دهند و با تشریک مساعی و بسیج نیروهای خود انحصار دولتی در امور زنان را بشکنند.
فموکراتها از طریق «جودوی فمینیستی» میخواستند با فراهمکردن وسایل پایاندادن به وابستگی اقتصادی و جنسی زنان، دولت پدرسالارِ سرمایهداری را علیه خودش به کار بگیرند. از جمله مهمترین دشواریهای تبیین این موضع ایدئولوژیک، جاانداختن زنان در مقام یک گروه ذینفعِ مجزا از سایر گروهها بود؛ دشواریای که البته فموکراتها در آن با دیگر فمینیستها شریک بودند.
بازاریشدن معیارهای مدیریت دولتی بر رابطهی فعالان فمینیست با دولت تاثیر گذاشته است و سازمانهای مردمنهاد را هم مجبور به اتخاذ رویههای مشابه کرده تا حساب «سود و زیان»شان را داشته باشند و ارائه دهند.
آیا فمینیستها هیچکجا با دولتها روابط خوبی داشتهاند؟ آیا توانستهاند بهنحوی مؤثر وارد روند سیاستگذاری شوند و اندیشههای خود را محقق کنند؟ اصطلاح «فمینیسم دولتی» که در مباحث و متون فمینیستی به کار میرود، بهخودیخود بر نوعی رابطه میان دولت و فمینیستها یا اندیشههایشان دلالت دارد. اما این اصطلاح از کجا آمده و دلالتش واقعاً به چهچیزی است؟
گروهی از فمینیستهای جهان سوم دولتهای جدید خود را با پدرسالاری سنتی در تقابل دیدهاند و گروهی قایل به همزیستی مسالمتآمیز این دو هستند اما هر دو گروه موافقند که نه باید از دولت به عنوان ابزاری در دست سلطهجویی مذکر صرف نظر کرد، و نه میتوان با آغوش باز با آن همکاری کرد.
دانشکده تحریریهی مستقلی است که با همکاری آسو به انتشار پژوهشهای دانشگاهی در حیطهی علوم اجتماعی و انسانی میپردازد. دانشکده میکوشد منتخبی از منابع پژوهشی را گرد آورد که بهروزند، کمتر در فضای فارسیزبان شناخته شدهاند و میتوانند به شناخت مسایل اجتماعی امروزِ ایران کمک کنند. دانشکده بهجای ترجمهی کامل متون دانشگاهی که معمولاً طولانی و پیچیده نوشته شده، جان کلام نویسندگانِ آنها را در مقالهای کوتاه و ساده توضیح میدهد.