میان سروده و سنگ: خوانشی از دو دفتر نخست مینا اسدی
فرزانه میلانی
گرچه در ظاهر، تبعید اسدی با مهاجرتش به سوئد به سال ۱۳۵۴ آغاز شد، اما ریشههای آن در دل همان وطنی روئید که میبایست مأمن و مأوایش باشد، اما پذیرنده و پذیرا نبود.
گرچه در ظاهر، تبعید اسدی با مهاجرتش به سوئد به سال ۱۳۵۴ آغاز شد، اما ریشههای آن در دل همان وطنی روئید که میبایست مأمن و مأوایش باشد، اما پذیرنده و پذیرا نبود.
دانشگاهیان ترک برای باقی ماندن در دانشگاهها مجبور به نوعی همدستیِ ایدئولوژیک شدهاند. از زمانی که سرکوب آزادیهای مدنی در سال ۲۰۱۷ پس از کودتا شروع شد، دانشگاهیان احساس کردهاند که باید طوطیوار حرفهای دولت را تکرار کنند و همکارانشان را لو دهند، و حتی برای به زندان انداختن آنها فعالیت کنند، صرفاً برای این که شغل خود را حفظ کنند. اما مرزهایی وجود دارد که حتی مطیعترین دانشگاهیان هم آنها را زیر پا نخواهند گذاشت.
اما تلقی ما از بارداری، تولد و شیر دادن از پستان بسیار متفاوت با تلقی ما از موفقیتها و دستاوردهای فیزیکی دیگری مثل دو ماراتن است. از بارداری، تولد و شیر دادن از پستان یا به شیوهای نادرست تعریف و تمجید میکنیم یا اینکه آنها را نادیده میگیریم یا کماهمیت میپنداریم، یعنی آنها را صرفاً شانس یا امر تصادفیِ پیشپاافتادهای در زیستشناسی در نظر میگیریم.
هدف جنبش بابی ورود ایران به ساحت اجتماعی و جهانی تازه، یک جهانبینی نوین و همچنین اندیشه و دنیایی جدید بود؛ دنیایی که تاریخی به شدت ظالمانه و جهانی به شدت ظلمانی در آن به پایان میرسد.
در سال ۲۰۰۰، تسای جن-هوی، استاد معماری در دانشگاه ملی فناوری تایپه، دیوارهای محوطهی دانشگاه را تخریب کرد و به جای آن، فضای خندقمانندی ساخت که از آبِ بازیافت شده و باران تغذیه میشد. علاوه بر این، اقداماتی در دانشگاه به منظور حفاظت از محیط زیست و کاهش دما انجام داد. برای مثال، با الهام از درختان ــ و ترکیب آنها ــ برای دانشگاه، سردر ورودیای بنا کرد و به طراحی بامها و بالکنهایی سازگار با محیط زیست پرداخت؛ افزون بر این، آبنماها و سیستم پیادهرو نفوذپذیری را ایجاد کرد.
به رغم گذشت سی سال و اندی از پایان جنگ جهانی دوم، فضای اروپا همچنان از خاطرهها و کدورتها و کینههای برجاماندهی آن دوران آلوده و آشفته بود. لِشِک کولاکوفسکی (۱۹۲۷-۲۰۰۹)، با نگرانی از آیندهی این امر، در شانزدهم اکتبر ۱۹۷۷، برای خطابهی خود در مجلس دریافتِ جایزهی صلحِ انجمن ناشران آلمانی، در شهر فرانکفورت، موضوعی مُبرمتر از «تنفّر» برای سخن نیافت.
ما انسانها به لطف تکامل، استعداد شگفتانگیزی داریم: در یک لحظه میتوانیم به ثانیهها بیندیشیم و لحظهای بعد به سالها یا حتی قرنها فکر کنیم. مرغ خیالمان پیوسته از یک افق به افق زمان دیگری پر میکشد. میتوانیم به سرعت به پیامکی جواب دهیم و لحظهای بعد به پسانداز برای دوران بازنشستگی یا کاشتن درخت بلوطی برای آیندگان بیندیشیم. ما در چرخش زمانی مهارت داریم. اما این که آیا از این استعداد به خوبی استفاده میکنیم، مسئلهی دیگری است.
هشدارها دربارهی فاشیسمِ نوظهور سراسر ناموجه نیست. و با این همه میتواند همچنان ما را از خطرات سیاسیای که اکنون با آن مواجهایم غافل کند. مثال کسی که دموکراسیهای مدرن را پیوسته تهدید میکند، به گفتهی دیوید اِی. بِل، مورخ فرانسهی مدرن، نه هیتلر بلکه ناپلئون است.
اشتیاق بیدر گینزبرگ در دفاع از حقوق برابر برای زنان، از تجربهی زندگی خودش ریشه میگرفت. وقتی دانشگاه هاروارد بالأخره درهای دانشکدهی حقوق را به روی زنان هم باز کرد، بیدر گینزبرگ یکی از اولین زنانی بود که وارد دانشکدهی حقوق هاروارد شد. در دانشگاه همکلاسیهای مرد، او و هشت زن دیگر دانشجوی حقوق را مسخره کرده و دستکم میگرفتند. بعد از فارغالتحصیلی، هیچ شرکت حقوقی حاضر به استخدام این زن کوچکاندام و جوان نبود؛ با اینکه او شاگرد اول کلاس خود شده بود.
جایگاه خط و زبان فارسی در تاجیکستان از بیش از یک قرن پیش در این کشور مسئلهی پر مناقشهای بوده است. حدود سی سال پیش با فروپاشی شوروی، فارسی زبان رسمی تاجیکستان شد، و بعدها پارلمان مقرر کرد که هر سال روز پنجم اکتبر در این کشور «روز جشن زبان» باشد.
واکنش ما به بیرون کشیدنِ یک فرد سالمند از زیر دستگاه تنفس مصنوعی چه باید باشد زمانیکه فرد جوانتری وارد بیمارستان میشود که به آن دستگاه بیشتر «نیاز دارد» چرا که احتمال زنده ماندنش بیشتر است و اگر زنده بماند، احتمال اینکه زندگی طولانیتری به نسبت آن فرد سالمند در پیش داشته باشد نیز بیشتر است؟
«قطبی» یعنی «در جوار خرسها». واژهای که در دوران باستان به صورتی فلکی اشاره داشت. به جز آن اما، با گرمشدن نواحی پیرامون قطب شمال هیچچیز در امان نخواهد بود. گرمایی که کارش را با ذوب یخهای قطبی آغاز میکند.
سر را به زیر انداختن چه بسا به این معناست که حقوقی که به سختی به دست آمده به آسانی از دست برود. به گفتهی ریچل جولی گاه انتخاب ما این است که ساکت بمانیم اما اغلب بیآنکه بفهمیم با آنها تبانی کردهایم و همدستشان شدهایم.
همانطور که پروست به خوبی دریافته بود، هر مرجع حس نوستالژیک ــ خواه بو باشد و خواه بخشی از یک آهنگ ــ جهانی را در درون ما زنده میکند که سرشار از جزئیات فراوان است. این تکهی کوچک نمایندهی کلیت جهانی از دست رفته است: شخصیتهای ساکن آن، باورهایی رایج و احساسات غالب در آن.
با نگاه به متون مفصل و فراوان و کلاف سردرگم شیوههای متناقضی که برای فهم یا سوءفهم گاندی به کار رفته است، میتوان حتی (همصدا با دکتر اومکار سِین) گفت: «راستش، هیچ یک از ما واقعاً سعی نکردهایم که گاندی را بفهمیم، دستکم نه تا آنجا که بخواهد ما را به دردسر بیندازد… جذابیت گاندی در همین درکهای اشتباه از اوست. برای خود گاندی مفید بوده که او را اشتباه بفهمند چون به تصور عظمت او افزوده و به ایدهی "گاندی" ابعادی عظیم بخشیده است.»
ما حیوانایم. هر چند انسانها اغلب بر این واقعیت اساسی سرپوش میگذارند اما ویروس کرونا از ارتباط و وابستگیِ ما به بهروزیِ دیگر موجودات پرده برداشته است. بیاعتناییِ ما به دیگر گونهها از جهات گوناگون در پیدایش و وخامت این بیماریِ عالمگیر نقش داشته است. واکنش مناسب ــ و پیشگیری از وقوع چنین فجایعی در آینده ــ مستلزم آن است که از این پس به حیوانات توجه کنیم.
هر چند هنوز دادهها کامل نیست اما اکنون در آمریکا نزدیک به یک سوم از مرگومیرهای ناشی از ویروس کرونا و ۳۰ درصد از موارد ابتلا به این ویروس در میان آمریکاییهای آفریقاییتبار رخ میدهد و این در حالی است که این گروه تنها ۱۳ درصد از جمعیت کشور را تشکیل میدهند.
چند سال قبل، در نقاط مختلف لندن پیانوهایی برای استفادهی عموم قرار داده شده بود تا هر از گاهی نوای موسیقی رهگذران را شاد کند. یک روز هنگام گذر از ایستگاه قطار کینگزکراس، ملودیای که از یکی از این پیانوها برمیخاست توجهام را جلب کرد. جنس موسیقی به نظر ارمنی میرسید با تهمایهی جاز. با کنجکاوی شروع کردم به حدس زدن که اثر کدام یک از موسیقیدانان ارمنی میتواند باشد: آرنو باباجانیان؟ لون مالخاسیان؟
نسل جوانتر امروز دیگر نمیپذیرد که شرکتها به بهای کاهش رفاه و آسایش اجتماعی و فجایع زیستمحیطی به دنبال افزایش سود و بهرهوری باشند. میدانیم که اقتصاد بازار آزاد برای توسعهی بلندمدت و پیشرفت اجتماعی ضروری است. نباید نظام دیگری را جایگزین آن کنیم. اما سرمایهداری در ظاهر فعلی خود به انتهای خط رسیده است. و در صورتی که از درون اصلاح نشود، پابرجا نخواهد ماند.