نَفَسِ دوم؛ مژگان ایلانلو
علیرضا بهتویی
کتابِ «نَفَس دوم» روایت عبور از فرسودگی به ایستادگی است؛ همانگونه که یک دونده پس از رسیدن به مرز واماندگی، نیرویی تازه برای ادامهی راه در خود پیدا میکند.
کتابِ «نَفَس دوم» روایت عبور از فرسودگی به ایستادگی است؛ همانگونه که یک دونده پس از رسیدن به مرز واماندگی، نیرویی تازه برای ادامهی راه در خود پیدا میکند.
بعد از فراگیری بیماریِ کووید ۱۹ و با توجه به بحرانهایی که نوع برخورد ما با محیط زیست پدید آورده آیا راهحلی بینالمللی وجود دارد تا بتوان فرد یا مملکتی را دربارهی آنچه اتفاق افتاده، مسئول دانست؟ در چه شرایطی میتوان سازوکارهایی بینالمللی ایجاد کرد تا از وقوع چنین اتفاقاتی جلوگیری کند و در صورت وقوع بتواند حکومتها را پاسخگو کند؟
همهچیز جدید، عجیب و حیرتآور به نظر میرسد. در عین حال، انگار دوباره داریم خوابی تکراری میبینیم. از جهتی، همین طور است. قبلاً چنین چیزی را در مجموعههای تلویزیونی و فیلمهای پرفروش دیدهایم. کموبیش با این وضعیت آشنا هستیم، و همین امر به نوعی آن را عجیبوغریبتر میکند.
«پری»، اولین ساختهی سیامک اعتمادی، یکی از غافلگیریهای برلیناله بود. «پری» که در بخش پانوراما به نمایش در آمد، محصول مشترک یونان، فرانسه، هلند و بلغارستان است و در اولین نمایش جهانی خود در برلین نظر مثبت منتقدان را به خود جلب کرد.
میشد که این طور نشود اما یکی از فجیعترین هفتهها در تاریخ پزشکی دنیا و اقتصاد جهان در حالی پایان یافته که کشورها یکی پس از دیگری به دامن ناسیونالیسم پناه بردهاند. آنها دارند تکتک و هر یک به شیوهی خود با ویروس کرونا مبارزه میکند.
در ۱۷ نوامبر ۱۹۸۹ خیابانهای پراگ مملو از دانشجویان معترض شد. هشت روز قبل، دیوار برلین فرو ریخته بود و به نظر میرسید که موج آزادی از برلین به پایتخت چکسلواکی رسیده است. پلیس کوشید تا تظاهرکنندگان را به عقب براند و آزادیخواهیِ آنان را سرکوب کند اما به نظر میرسید که مردم در برابر وحشیگری حکومت مصونیت یافتهاند؛ قدرتنمایی حکومت تنها مقاومت مردم را برمیانگیخت.
روز ششم فوریه، در تقویم سازمان ملل متحد به عنوان روز جهانیِ مخالفتِ قاطع با مثلهسازی اندام جنسی زنان نامگذاری شده است. سازمان ملل متحد این هدف بلندپروازانه را دنبال میکند که تا سال ۲۰۳۰ ناقصسازی اندام جنسی زن در سراسر جهان از بین رفته باشد. هدفی که با واقعیتهای فعلی، دور از دسترس است. بنا به آمار سازمان ملل متحد، در حال حاضر دستکم ۲۰۰ میلیون دختر یا زن در مجموع ۳۰ کشور جهان زندگی میکنند که شکلی از ناقصسازی اندام جنسی را تجربه کردند. تا سال ۲۰۳۰، دستکم ۶۸ میلیون دختربچه در معرض خطر این عمل قرار خواهند داشت.
من یکی از معدود بازماندگان کسانی هستم که تقریباً تا آخرین لحظهی پیش از آزادسازی آشوویتس در این اردوگاه بودم. انتقال ما از این اردوگاه یا به اصطلاح تخلیهی آن در ۱۸ ژانویه آغاز شد. ما در صفی ۶۰۰ نفری به راه افتادیم و در شش روز و نیمِ بعدی بیش از نیمی از همراهانم جان باختند. به احتمال قوی، من تا مراسم یادبود سال آینده زنده نخواهم ماند. این قانون طبیعت است. پس لطفاً ببخشید که احساساتی سخن خواهم گفت.
مسافران رفتند و ما جا ماندیم، در هر دو سر و هر دو فرودگاه، هم در سالنهای خروجی با دلتنگیها و هم در سالنهایِ ورودیِ مقصدهای نهایی با انتظار دیدارها. اما در هر دو سو با عشق.
استفاده از راهبردهای خشونتپرهیز دلایل اخلاقیِ فراوانی دارد. اما تحقیقات قانعکنندهی اریکا چِنووِت، متخصص علوم سیاسی در دانشگاه هاروارد، تأیید میکند که نافرمانیِ مدنی نه تنها انتخابی اخلاقی بلکه مؤثرترین راه شکل دادن به سیاست دنیا است.
کتاب میان ایران و صهیون بهنوعی اولین پژوهش دانشگاهی و جدی دربارهی تاریخ یهودیان ایران است که از زاویهی مطالعات صهیونیسم نیست. نویسندهی این کتاب، لیور بی.استرنفلد، استاد تاریخ و مطالعات یهودی در دانشگاه پنسیلوانیا است.
بهتازگی عروسک باربی شصت ساله شد، پناهندگیِ جولیان آسانژ بعد از هفت سال لغو و او بازداشت شد و در نهایت سپاه پاسداران از سوی کاخ سفید به فهرست سازمانهای تروریستی افزوده شد. هر سه مسئله را میتوان در چارچوب جهانیشدن بررسی کرد. به سراغ دکتر «آرام حسامی»، استاد فلسفه و علوم سیاسی در کالج مونتگمری در ایالت مریلند آمریکا رفتیم و با او دربارهی جهانیشدن، مقاومت در برابر جهانیسازی و فرصتها و موانع پیش رو گفتوگو کردیم.
چرا بیشتر ما آدمها دستکم یکبار در زندگی به جای همدلی و درک و حمایت از قربانی، خودمان هم نمکِ روی زخم شدیم، قربانی را سرزنش کردیم و همه یا بخشی از تقصیر را گردن خود او انداختیم؟ چرا خواسته و ناخواسته باعث شدیم که قربانی رنج و درد بیشتری را تحمل کند یا بیشتر به کنج سکوت و خفقان پناه ببرد؟ چرا به نظر انگار راه سادهتر این است که قربانی را سرزنش کرد و نه آزارگر و زورگو را؟
«چه کسی تاریخِ ما را خواهد نوشت؟» به دوراندیشی و ازخودگذشتگیِ چشمگیر در بحبوحهی هول و هراسی باورنکردنی میپردازد. این فیلم، داستان گروه کوچکی از یهودیان گتوی ورشو را روایت میکند که با عزمی جزم در پی حفظ شواهد و مدارکی برآمدند که اوضاع زندگی یهودیان و رفتار نازیها با ایشان را نشان میداد.
از سالهای نخست دههی ۶۰ به بعد، تا بیش از یک دهه اثری از جنبش زنان در صحنهی علنی و عمومی جامعه نبود. سرکوب گستردهی نهادهای سیاسی و مدنیِ مخالف و منتقدِ حکومت پس از سال ۱۳۶۰، دامن جنبش زنان را نیز گرفت و منجر به توقف فعالیت گروهها و نشریات زنان شد.
آیا حمایت و حفاظت از محیط زیست با دموکراسی و حقوق بشر تعارض دارد؟ به نظر که چنین نیست؛ در اسناد سازمان ملل، اینها در یکراستا و مقوم یکدیگر تعریف شدهاند. روندهای سیاسی در کشورهای مختلف جهان هم عملاً همین را نشان میدهد. اما تظاهرات دنبالهدار جلیقهزردها در فرانسه سویهی دیگری از ماجرا را نشان میدهد.
در اواخر بعدازظهر یکی از جمعههای نوامبر پارسال، پلیس را به علت «حادثهای تروریستی» به ایستگاه مترو «آکسفورد سیرکوسِ» لندن فراخواندند. از مردم خواستند که ایستگاه را ترک کنند، و در نتیجه جمعیتی انبوه به طرف خروجیهای ایستگاه شتافتند. گزارشهایی دربارهی شلیک گلوله دهان به دهان چرخید، و عکسها و ویدیوهایی در اینترنت منتشر شد که نشان میداد مردم در حال فرار از آن ناحیهاند و نیروهای مسلح پلیس به سوی آن محل میشتابند.
نرگس محمدی، نایب رئیس کانون مدافعان حقوق بشر و عضو کمپین لگام (لغو گام به گام مجازات اعدام) از اردیبهشت سال ۱۳۹۴ در زندان است، او اخیراً در پایان یک مرخصی سهروزه و بازگشت به زندان اوین، در یادداشت کوتاهی از تجربهی بازگشتاش به خانه پس از سه و سال نیم نوشته است. خانم محمدی به ۱۶ سال زندان محکوم شده و همسر و فرزنداناش، علی و کیانا به پاریس هجرت کردهاند. آسو این نوشته را همراه با یادداشتهایی از دیگر فعالان اجتماعی و دوستداران نرگس محمدی به تدریج منتشر خواهد کرد. به امید آزادی اندیشه
مونا طحاوی، روزنامهنگار مصری-آمریکایی، به داشتن صراحت لهجه مشهور است و در فهرست زنان قدرتمند جهان عرب نام او به چشم میخورد. اولین کتاب او با عنوان روسریها و پردههای بکارت: چرا خاورمیانه نیازمند انقلابی جنسی است در سال 2015 انتشار یافت.