هابرماس و تغییر اقلیم
امیلی پراتیکو
شکی نیست که تغییر اقلیم مسئلهای علمی است و بسیار مهم است که به شکلی علمی به آن پرداخته شود؛ اما تغییر اقلیم مسئلهای سیاسی نیز هست ــ و باید از منظر سیاست نیز به آن پرداخت.
شکی نیست که تغییر اقلیم مسئلهای علمی است و بسیار مهم است که به شکلی علمی به آن پرداخته شود؛ اما تغییر اقلیم مسئلهای سیاسی نیز هست ــ و باید از منظر سیاست نیز به آن پرداخت.
وارلام شالاموف در یکی از کوتاهترین قطعات گردآوریشده در «کلیات دنیای تبهکاران» مینویسد: «مسیر محشری در تایگا داشتم. این کورهراه را خودم در تابستانی که سرگرم جمعآوری هیزم برای زمستان بودم، ساختم.» داستان کوتاه دو صفحهای «مسیر» بیتردید آرامترین و تغزلیترین نوشته در این کتاب حجیم و وزین است. سبک تغزلی و آرام مسیر شالاموف، گوشهی دنج او در توندرا، ثمرهی دو عامل است: طبیعت و انزوا.
چرخ روزگار چرخیده و گردیده و رسیده به زمانی که دیگر نه نشان از جوانیِ دیروزیها مانده، نه میلی به آرمانخواهی به شیوهی دیروز در میان امروزیها. جنگ سرد جای خود را به جنگ نرم و جنگ نیابتی و زورورزی منطقهای و تبانی پشتپردهای داده و انقلاب رنگی و مخملی هم بازار انقلاب کلاسیک را کساد کرده.
آیا، به موازات پیدایش و پیشرفت صورتهای غربی آیین بودایی، امکان دارد که مجالی برای پرداختن به بودای واقعی، حکیم ازدسترفتهای از هند باستان، فراهم شود؟ آیا امکان دارد افسانه را از واقعیت جدا کنیم، و خود بودا را دوباره به شکل موضوعی برای مکالمات کنونیمان درآوریم؟
بچههایمان باید در کدام مدرسه درس بخوانند؟ مدرسهی دولتی با کیفیت پایین خدمات یا مدرسهی غیردولتی با شهریههای هنگفت؟ هرچه میگذرد بیعدالتی آموزشی که از سه دههی پیش آغاز شده، شدیدتر میشود. درحالی که قرار بود آموزش برای همهی بچههای ایران رایگان باشد، همانگونه که در اصل سیام قانون اساسی آمده است.
دنیل السبرگ و ادوارد اسنودن که با فاصلهی بیش از چهل سال، یکی در سال ۱۹۷۱، و دیگری در سال ۲۰۱۳ اسناد محرمانهی نظامی و اطلاعاتی آمریکا را برای آگاهی عموم افشا کردند، چندی پیش (در فوریهی ۲۰۱۷) با هم در یک جلسه عمومی، دربارهی انگیزههای خود گفتگو کردند.
به تابلوها، ویترین مغازهها و نوشتههایی که همهجا در احاطهشان بودم، نگاه میکردم، چیزی نمیفهمیدم و تنها به حدس و گمانها بسنده میکردم. در آن روزهای ابتدایی ورودم به سرزمین جدید، چیزی که بیشتر از آدمها، فضای شهری و شیوهی زندگی مردمان برایم غریب مینمود، کلمهها بودند.
اِسوِتلا سوتسورکووا، که پنج سال قبل با فیلم نخست خود، «عطش»، منتقدان را به ظهور فیلمساز نوآور دیگری در سینمای بلغارستان امیدوار کرده بود، در اثر جدید خود، «خواهر»، نقش ویرانگر دروغ در روابط انسانی را با مهارت به تصویر میکشد. این فیلم، که در جشنوارههای معتبری نظیر سن سباستین و ورشو جوایزی را به دست آورده، نشان میدهد که چگونه دروغهای دختر نوجوانی زندگی خواهر بزرگترش را نابود میکند.
همزمان با برگزاری سیوپنجمین جشنوارهی موسیقی فجر، در بخشِ خارج از همهی مسابقات، برای دومین سال مقابلِ تالار وحدت، یعنی در خیابان ایستادم و با رعایتِ کاملِ موازین اخلاقی و قانونی در زیرِ شعارِ سفیدِ شهرداری که نوشته است: «تهران شهری برای همه» پرفورمنس آرتِ آداجیوی ۷۵۲ را به یادِ آن پروازِ همیشگی اجرا کردم.
در میانهی نوامبر، هنگامی که از آغاز اعتراضها به حکومت رشوهخوار، ناکارآمد، و ورشکستهی لبنان سه هفته میگذشت، میشل عون، رئیس جمهور، اعتراضات را وارد ندانست: اگر معترضان از رهبری سیاسی کشور راضی نیستند باید «مهاجرت» کنند. اما این دقیقاً همان کاری بود که هزاران جوانان لبنانی در دهههای گذشته انجام داده بودند.
آخوندزاده کتاب «مکتوبات کمالالدوله» را، که رمانی است نامهنگارانه دربردارندهی سه مکتوب از کمالالدوله به جلالالدوله و پاسخ این آخری به آن سه نامه، در سال ۱۸۶۳ نوشته است. کتاب بی نامِ نویسنده در ایران دستبهدست میشده است.
حزب حاکم بهارتیا جاناتا پارتی (بیجیپی) همهی ساکنان آسام را مجبور کرده که یا اثبات کنند شهروندان هند هستند یا با دستگیری، اخراج و محرومیتهای جدی مواجه شوند. در اینجا یعنی در آسام، بیجیپی فرایند آزار قانونی مسلمانان را آغاز کرده است، آزاری که موجهایی از اعتراض را در سراسر کشور به دنبال داشته و طی آن چنددهنفر کشته شدهاند، هزاران نفر به زندان افتادهاند، و گروههای خشمگین مردم به جوامع اقلیت حمله کردهاند.
در سخن گفتن از زبان مادری ما نه از یک زبان مادری که از زبانهای مادری است که سخن میگوییم. در تعریف خود این زبان میتوان گفت که زبان مادری زبانی است در «زبان». به سخن دیگر، زبان مادری زبانِ زبان است. این معنا را بیشتر بشکافیم …
دکتر مهرداد وهابی، پژوهشگر برجستهی اقتصاد سیاسی و استاد دانشگاه سوربن شمالی است. او در دو کتاب اخیر خود، «اقتصاد سیاسی قدرت ویرانگر» و «اقتصاد سیاسی غارت» تلاش کرده بر نقش قدرت مخرب و شیوهی هماهنگی ویرانگر در اقتصاد تأکید کند. او همچنین مقالاتی با موضوع اقتصاد سیاسی ایران در چهل سال اخیر نگاشته و سخنرانیهای متعددی در اینباره ایراد کرده است. با او دربارهی یافتههایش و ارتباط آنها با اقتصاد سیاسی جمهوری اسلامی گفتوگو کردهایم.
در ماه مه سال ۱۹۸۷، اصابت ظاهراً تصادفی موشک عراقی اگزوست به ناوچهی موشکانداز یواساس استارک آمریکایی ۳۷ کشته بر جای گذاشت. از قضا این حملهی یک موشک عراقی بود که به فشار بر واشنگتن برای وارد کردن نیروهای دریایی خود به خلیج فارس کمک کرد تا در مقابل حملات ایران از کشتیرانی محافظت کند.
در ماه ژوئن سال جاری میلادی، حق رأی زنان در آمریکا صد ساله خواهد شد. هرچند که این واقعه را باید هر سال جشن گرفت و تقدیر کرد، اما نباید سویههای نژادپرستانهی سالهای مبارزه برای حق رأی زنان را زیر فرش پنهان کرد و نباید از یاد برد که تا سالها این حق تنها گره از کار زنان سفیدپوست طبقه متوسط و مرفه گشود.
تهران، شهرِ هفتم از هفت شهر کتاب «سودای نسرین» است. آنجا که مسافران سرگردان طریقِ عشق و صبر و هجر از جایجای عالمِ سیر در سایهی سودای نسرین به یکدیگر وصل میشوند. هریک از هفت فصل (بخوان هفت شهر) کتاب، به شرح احوال یکی از شخصیتهای داستان میپردازد تا عاقبت راز سر به مهر تمام شخصیتهای این داستان بلند در تهران سمر میشود.
سوزان دربارهی دیدار اولاش از سارایوو گفته بود: «اگر تا قبل از این نیامده بودم به خاطر این نبود که میترسیدم، به خاطر این نبود که علاقهمند نبودم. نیامده بودم چون نمیدانستم فایدهی این کار چیست.» اما سارایوو را که ترک کرد، دیگر نتوانست این شهر را از ذهناش بیرون کند.
هنوز خورشید طلوع نکرده بود که یِرلی ولاسکو صدای جیغ و داد دخترش را شنید. دخترش بلند شده بود تا به دستشویی برود اما صدایی نزدیک به ورودیِ این خانهی یک طبقه او را به کنارِ در کشاند. زیرِ در پاکت سفیدی به چشم میخورد که دورش روبانی سیاه بسته بودند. معنای ضمنیِ این کار روشن بود: ارسال چنین بستههایی در کلمبیا معمولاً نشانهی تهدید به مرگ است. این پاکت حاوی عکس جدیدی از ولاسکو سرگرم قدم زدن در دهکده و شامل نامهای خطاب به او بود: «گویا نمیفهمی که باید از اینجا بری.