چامسکی: مسئولیت روشنفکرها
فرناز سیفی
روشنفکر کیست و چه وظایفی بر عهده دارد؟ یکی از نامدارترین اندیشمندان این دوران، نوام چامسکی، سالهاست به این موضوع پرداخته و اخیراً کتابی در این باب نوشته است.
روشنفکر کیست و چه وظایفی بر عهده دارد؟ یکی از نامدارترین اندیشمندان این دوران، نوام چامسکی، سالهاست به این موضوع پرداخته و اخیراً کتابی در این باب نوشته است.
آیا کسی میتواند بی آن که خود شرور باشد، به اعمال شرورانه دست بزند؟ این سؤال بغرنجی است که هانا آرنت، فیلسوف و نظریهپرداز سیاسی آلمانی، در سال ۱۹۶۱ به آن پرداخته است، او در آن زمان مشغول تهیهی گزارشی دربارهی محاکمهی آدولف آیشمن، مسئول هماهنگی برای انتقال دادن میلیونها یهودی به اردوگاههای مرگ و متهم به همدستی در جنایات نازیها، برای مجلهی «نیویورکر» بود.
نهادهای دموکراسی بر این اساس استوار شدهاند که کنشگران سیاسی بر مبنای عقل سلیم، خویشتنداری، و میانهروی عمل میکنند. اما در دنیایی که ما در آن زندگی میکنیم افراطکاریها و لجاجتهای ایدئولوژیک چنان حاکم شده است که میانهروها به نوعی گونهی در حال انقراض تبدیل شدهاند: آیا میتوانیم آنها را از خطر انقراض نجات دهیم؟ برای پاسخگویی به این پرسش، باید نگاهی تازه به «میانهروی» بیاندازیم، فضیلتی که همهی فضیلتهای دیگر را گرد هم میآورد.
ژوئیهی امسال در ارمنستان با دو اتفاق مهم همزمان بود: جشن باستانی و مقدس «وارداوار» (یا آبپاشی) و همچنین آغاز جشنوارهی فیلم «زردآلوی طلایی». برای رفتن به «سینما مسکو»، سالن اصلی برگزاری این جشنواره، باید از چند چهارراه و خیابان در مرکز شهر گذشت تا به میدان شارل آزناوور رسید، و هرچقدر هم که تلاش کنید تا از خیس شدن در امان بمانید، کاری از پیش نخواهید برد!
معاون فرهنگی سپاه پاسداران در نامهای به معاون رئیس جمهور در امور زنان و خانواده ضمن ارسال تصویری از تیم ملی فوتبال فرانسه چنین نوشته است: «آیا شما در این تصویر هویت آفریقایی را مشاهده میکنید یا هویت فرانسوی و نژاد اروپایی را میبینید؟...» او در ادامه هشدار داده که ترویج «سبک زندگی غربی... نتیجهای جز این نخواهد داشت که چند دههی دیگر ترکیب تیم ملی ایران هم غالباً از اهالی هند و پاکستان و افغانستان باشند.» همزمان با این سخنان، کنارهگیری مسعود اوزیل از تیم ...
سه دهه است که جامعهی مدنی یک تنه به شاهکلیدی برای باز کردن قفل دموکراسی تبدیل شده است. دولتهای اروپایی و آمریکا هر ساله میلیونها دلار خرج کمک به سازمانهای مدنی در کشورهای در حال توسعه میکنند. در ایران هم به نظر میرسد توافقی میان روشنفکران وجود دارد که جامعهی مدنی ما را به شاهراه دموکراسی متصل میکند.
یکی از نتایج تحلیلی که تا کنون ارائه دادهام (هرچند ممکن است نامعقول به نظر برسد) این است که تنها حزبی که در تاریخ آمریکا صریحاً خود را «پوپولیست» خواند در واقع پوپولیست نبود. پوپولیسم، همانطور که میدانیم، جنبشی عمدتاً متشکل از کشاورزان در دههی 1890 بود. این جنبش برای مدتی کوتاه سلطهی دموکراتها و جمهوریخواهان بر نظام سیاسی آمریکا را تهدید کرد.
ماریو بارگاس یوسا، برندهی جایزهی نوبل ادبیات، علاوه بر نوشتن رمانهایی که جوایز بسیاری بردهاند، به شکلی خستگیناپذیر برای تحقق آزادیهای مدنی جنگیده است. او در کتاب اخیر خود، با عنوان «ندای قبیله»، تفکر لیبرالی را ترویج میدهد و هفت نویسندهی مدافع این تفکر را میستاید. روزنامهی «ال پائیس» اسپانیا دربارهی لیبرالیسم، بیبصیرتیِ روشنفکران، و خطرات پیش رویِ دموکراسیها با او گفتوگو میکند.
نتیجهی پژوهشی تازه نشان داد که زنانی که دربارهی موضوعات فنآوری، ریاضیات و مهندسی ویدئو تولید میکنند، با حجم بیشتری از نظراتی روبرویند که یا بیربط به ویدئو است یا جنسی و جنسیتزده. پژوهشهای دیگر نیز همه تأییدی است از خشونت گسترده علیه زنان در فضای مجازی.
کمتر از یک دهه پیش، تلویزیون «من و تو» با برنامهی «آکادمی موسیقی گوگوش» برنامهی استعدادیابی و پرورش علاقهمندان خوانندگی را به فضای رسانههای فارسیزبان آورد. چنین برنامههایی در عین حال که باعث ترویج فرهنگ موسیقی در میان عامهی مردم شد، ابهامات و انتقادات زیادی هم به دنبال داشت.
اینستاگرام، با امکان ساخت صفحات شخصی، معادل تقریبی «آلبوم عصر آنالوگ» را برای همه فراهم کرده است، با امکان به اشتراکگذاری عکس و قابلیت افزودن متنی دلخواه. هرکس که یک گوشی هوشمند دارد میتواند عضوی از هشتصد میلیون نفری باشد که در جهان در هر لحظه در حال عکاسی و بارگذاریِ عکسهاییاند که گرفتهاند، از جاهایی که رفتهاند و غذایی که خوردهاند و چیزهایی که دیدهاند.
با این که نوشتههای توصیفی و تحلیلی فراوانی دربارهی آنچه در چند سال اخیر در «روژاوا» (کردستان سوریه) روی داده در دسترس است، زمینهی تاریخی این تحولات و پیشینهی محرومیتها و مبارزات کردها در سوریه کمتر واکاوی شده است. این نوشته تلاشی است در جهت ترسیم نقاط عطف تاریخی و سازوکارهای عمدهای که وضعیت فرودستیِ کردها در سوریه را ایجاد کرده، و همچنین سرفصلهای مقاومت و مبارزهی کردهای آن دیار را رقم زده است.
نامههای نسرین ستوده نمونهی مناسبی از نحوهی گفتوگو با کودک فرد زندانی بدون نقض حقوق اوست. نسرین ستوده بدون حذف نقش مادری خود، از کودکان خود و حقوقشان صحبت میکند و البته کرامت انسانی و حقوق آنها را نیز نقض نمیکند.
هرازچندگاهی حادثهی تجاوز یا آزارجنسی در گوشهوکناری از کشور سرخط خبرها میشود. گزارش این گونه اخبار ملاحظات و ظرائفی میطلبد که غالباً مورد توجه روزنامهنگاران در رسانههای فارسیزبان نیست. این مقاله به مهمترین اصول در پوشش و بازنشر اخبار آزار جنسی میپردازد.
تابستان 1990، برای اهالی یوگسلاوی سابق، شبیه به تابستان 1939 در اروپا بود: گرم و بیدردسر، اکثر اوقات با آبجویی سرد در دست در ساحل سپری میشد یا-در صورت دوری از دریا و دریاچه-در سایهی درخت یا ساختمانی بلند، با پاهایی در تشتِ آب سرد. هیچکس، یا حداقل من، که در آن زمان پسربچهای یازدهساله بودم، انتظار نداشت که آن کشور واقع در شبهجزیرهی بالکان ناگهان فروبپاشد و تجزیه شود.
نکتهای که اغلب به آن توجه نمیشود این است که نگرانی دربارهی «خستگی» مختص روزگار ما نیست. کسانی که تصور میکنند زندگی در گذشته سادهتر، آهستهتر، و بهتر بوده در اشتباهاند. تجربهی خستگی و نگرانی از همهگیر شدن آن در جمعیت انبوهتر، مختص زمان و مکان خاصی نیست.
پاپ فرانسیس، رهبر کاتولیکهای جهان، در آوریل 2017، در برنامهی «تِد» سخنرانی کرد. او طی نطقش بر اهمیت همبستگی انسانها، عطوفت در برخورد با یکدیگر، و امیدواری به آینده تأکید میکند، و میگوید که آیندهی بشریت را باید با توجه به این ارزشهای اساسی ساخت، به گونهای که همهی ما انسانها را در بر بگیرد. سؤال این است که آیا امروز از رهبران دینی جهان اسلام صدای مشابهی شنیده میشود؟
تاریخ رقص در ایران معرکهی انواع نزاعهاست: بر سر این که چه کسی میتواند برقصد، کجا میتواند برقصد، چطور میتواند برقصد و چه باید (و نباید) از رقصش تداعی شود؟ کتاب آیدا مفتاحی حکایت تاریخ این نزاعها و تحولات سیاسی و اجتماعی رقص، به خصوص رقص زنان روی صحنه، در ایران مدرن است. کتابی به غایت جذاب و پر از نکتهها و اشارات نغز تاریخی.
سیمون وِی بازماندهی آشویتس، وزیر سابق بهداشت، عضو آکادمی فرانسه، و نخستین رئیس پارلمان اروپا بود. اول ژوئیهی امسال، با گذشت یک سال از مرگ وی، پیکر او در حضور امانوئل ماکرون، رئیس جمهور فرانسه، برای خاکسپاریِ دوباره به «پانتئون» منتقل شد که آرامگاه برجستهترین شخصیتهای فرهنگی و تاریخی این کشور است. این مقاله مروری بر زندگی و کارنامهی پربار اوست.
سعید سلطانپور از نخستین جانباختگان دههی 60 است که پس از تیرباران، در خاوران به خاک سپرده شد. او شاعر، نمایشنامهنویس و عضو کانون نویسندگان ایران بود که ترانههای محبوبی از آلبوم «شرارههای آفتاب» همچون «سراومد زمستون» و «خون ارغوانها» از جمله سرودههای اوست. در گفتگوی زیر مهرداد بَران، آهنگساز، رهبر ارکستر و نوازندهای که این آلبوم را ساخته، خاطراتش از آن دوران را تعریف میکند.
لیو شیا، شاعر و عکاس چینی، بعد از هشت سال حبس در خانهی خود، در این هفته آزاد شد و به آلمان رفت. او همسر لیو شیائوبو بود- نویسنده، منتقد و فعال حقوق بشر چینی، و برندهی جایزهی نوبل که پارسال درگذشت. شیائوبو در سال ۲۰۰۹ در چین به اتهام «تحریک برای براندازی نظام» به یازده سال حبس محکوم شده بود. دولت چین ادعا میکند او به نشر اکاذیب برای بیاعتبار کردن دولت چین اعتراف کرده بود.
دو دههی قبل وقتی تیم ملی فرانسه در فینال جام جهانی تیم قدرتمند برزیل را ۳ به ۰ در هم کوبید و جهانیان را مبهوت کرد، کیلیان اِمباپه هنوز حتی به دنیا نیامده بود. شنبهی گذشته این مهاجم نوزدهسالهی فرانسوی شاهکاری آفرید و به دومین بازیکن نوجوانی تبدیل شد که توانسته در یک بازی جام جهانی دو بار گل بزند.
غسان کنفانی، نویسنده بود و روزنامهنگار، مبارز بود و سخنگوی «جبهه مردمی آزادیبخش فلسطین». خودش همواره با تأکید خاصی میگفت که فلسطینی است و منظور او از فلسطینی بودن، چیزهایی فراتر از صرف ملیت بود. وقتی که جوانمرگ شد، از او جز چند مجموعه داستان و رمانی که منتشر شده بود، دستنوشتهها و داستانهای بسیار دیگری هم باقی ماند که بعضی از آنها در سالهای پس از مرگش منتشر شدند.
طرح از شاهرخ حیدری